English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English Persian
to protect home industry صنایع درونی را حفظ وتشویق کردن
Other Matches
internal furnace کوره درونی بوته درونی اشتعال درونی
carrot and stick <idiom> قول تنببیه وتشویق رایک جادادن
dynamically نیروی فعاله درونی فعالیت درونی
dynamic نیروی فعاله درونی فعالیت درونی
internalised درونی کردن
internalize درونی کردن
internalized درونی کردن
internalising درونی کردن
internalizes درونی کردن
internalizing درونی کردن
internalises درونی کردن
internal sort مرتب کردن درونی
internalization درونی یا باطنی کردن
denationalised از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizing از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
locks همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
lock همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
handicrafts صنایع دستی
metal industries صنایع فلزی
handcraft صنایع یدی
woodcraft صنایع چوبی
figure of speech صنایع ادبی
fine art صنایع مستظرفه
heavy industries صنایع سنگین
heavy industry صنایع سنگین
knowledge industries صنایع اطلاعاتی
nationalized industries صنایع ملی
imagery صنایع بدیعی
nationalized industries صنایع دولتی
indigenous industries صنایع محلی
indigenous industries صنایع بومی
figures of speech صنایع بدیعی
utility صنایع همگانی
key industries صنایع کلیدی
key industries صنایع اصلی
chemical industries صنایع شیمیایی
related industries صنایع مرتبط
consumer industries صنایع مصرفی
food industries صنایع غذایی
government owned industries صنایع دولتی
primary industries صنایع اولیه
steel industries صنایع فولادی
increasing cost industry صنایع با هزینههای افزایشی
aesthete طرفدار صنایع زیبا
aesthetes طرفدار صنایع زیبا
government owned industries صنایع متعلق بدولت
heavy goods محصول صنایع سنگین
industrially از نظر حرف و صنایع
plastic arts صنایع پلاستیکی یا قالبی
dilettante دوستدارتفننی صنایع زیبا
antitrust یااتحادیههای بزرگ صنایع
dilettantes دوستدارتفننی صنایع زیبا
dilettanti دوستدارتفننی صنایع زیبا
cartel اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
minerva صنایع یدی خدای پزشکی
protectionist طرفدار حمایت از صنایع داخلی
protectionists طرفدار حمایت از صنایع داخلی
purple passage نوشته اراسته به صنایع بدیعی
chamber of commerce اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
industries and mines اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
cartels اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
purple patch نوشته اراسته به صنایع بدیعی
industrial دارای صنایع بزرگ اهل صنعت
bounties تشویق صنایع و بازرگانی به وسیله دولت
florulent خوش عبارت دارای صنایع بدیعی
eia Association ElectronicIndustries سازمان صنایع الکترونیک
guild socialism اعتقاد به انحصار صنایع ازطرف دولت
euphuism انشاء پرتصنع و مغلق فصاحت فروشی یا استعمال صنایع لفظی
protect home judustry حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
inward درونی
inside درونی
insides درونی
endogenous درونی
in :درونی
in- :درونی
inmost درونی
subjective درونی
intestine درونی
intestines درونی
indoor درونی
in- درونی
internal درونی
in درونی
inner درونی
tumble home خم درونی
intrinsic درونی
infelt درونی
interiors درونی
innermost درونی
civil درونی
interior درونی
endophasia تکلم درونی
ingrowth رویش درونی
inherent viscosity گرانروی درونی
intrinsic motivation انگیزش درونی
internal command فرمان درونی
internal consistency هماهنگی درونی
inflow ریزش درونی
internal friction اصطکاک درونی
internal force نیروی درونی
inner loop حلقه درونی
internal font فونت درونی
endoderm پرده درونی
internal energy انرژی درونی
internal conversion تبدیل درونی
endogenous event رویداد درونی
internal inhibition بازداری درونی
innate درونی چسبنده
interiority درونی بودن
intrados springing line پاطاق درونی
inner speech گفتار درونی
intercorrelation وابستگی درونی
inner shell electron الکترون درونی
spring of intrados پاطاق درونی
inmost thoughts اندیشههای درونی
springing of soffit پاطاق درونی
logarithmic viscosity number گرانروی درونی
aula حیاط درونی
dynamic نیروی درونی
interflow جریان اب درونی
intrados قوس درونی
intrinsic approach رهیافت درونی
interior affairs کارهای درونی
dynamically نیروی درونی
internalization درونی ساختن
internal work کار درونی
pore pressure فشار درونی
archivolt قوس درونی
ductless gland غده درونی
in-fighting کشمکش درونی
bal badak تیغ درونی پا
interpolations براورد درونی
interiors درونی درون
interpolation براورد درونی
internal phase فاز درونی
indravgnt جریان درونی
internal pressure فشار درونی
internal reflection انعکاس درونی
interior درونی درون
internal secretion ترشح درونی
loggia ایوان درونی
internal temperature دمای درونی
internal vibrator لرزاننده درونی
pectoral صدری درونی
cooptation انتخاب درونی
the inner layer لایه درونی
esoteric رمزی درونی
the inner layer چینه درونی
endocardium پرده درونی دل
internality درونی بودن
interoceptor گیرنده درونی
entophyte انگل درونی
internal friction سایش درونی
subjectivity درونی بودن
indoor درونی داخلی
pectorals صدری درونی
enteroceptor گیرنده درونی
inherent [in] <adj.> درونی [ماندگار] [ذاتی]
endometrium پرده درونی زهدان
endocrane سطح درونی جمجمه
midland بین الارضین درونی
endocarp حلقه درونی میوه
inwarness بطون درونی بودن
sacrp دیوار درونی خندق
dynamic pressure فشار محرکه درونی
endometritis اماس درونی زهدان
endocarditis اماس غشاء درونی دل
inner work function انرژی خروج درونی
inside berm سکوی شیببر درونی
internal resisting moment لنگر مقاوم درونی
autotelic دارای قصد درونی
endosporium غشاء درونی تخم
internal torque گشتاور نیروی درونی
mesophyll بافت درونی برگ
internal hard disk دیسک سخت درونی
thermionic arc قوس گرمیونایی درونی
internal evidence مدارک یاگواه درونی
internal consistency coefficient ضریب همسانی درونی
Internal energy انرژی درونی [فیزیک]
scarp دیوار درونی خندق
psychogenesis پیدایش نیروی درونی
endo arterities اماس درونی شریان
internist متخصص داروهای درونی
enostosis اماس درونی استخوان
endospore غشاء درونی تخم
endosarc قسمت درونی سفیده سلول
internal friction مالش درونی سایش داخلی
endoskeleton استخوان بندی درونی حیوان
endocardial وابسته به پرده درونی دلhypoblast
internal modem تلفیق و تفکیک کننده درونی
internal ophthalmia اماس درونی تخم چشم
interoceptive وابسته به انگیزش وتحریک درونی
insides نزدیک به مرکز بخش درونی
inside نزدیک به مرکز بخش درونی
extruded corner [پیش آمدگی گوشه درونی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com