Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
fishing chair
صندلی در قایق ماهیگیری
Other Matches
twisboat chair
قایق- صندلی تابدار
drift fishing
ماهیگیری از قایق شناور
boat net
تور ماهیگیری با قایق
float fishing
ماهیگیری با قایق متحرک
boat rod
چوب کلفت ماهیگیری با قایق
trolling
ماهیگیری با حرکت قایق و ازعقب ان
trolls
بستن نخ و قلاب ماهیگیری به پشت قایق متحرک
troll
بستن نخ و قلاب ماهیگیری به پشت قایق متحرک
bottom bouncing
ماهیگیری با قایق و تکان دادن پی درپی قلاب
sportfisherman
قایق موتوری بزرگ برای ماهیگیری دورازساحل
rocking chairs
صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
rocking chair
صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
faldstool
صندلی تا شو بدون پشتی صندلی راحتی
camp chair
صندلی سفری صندلی صحرایی
my chair was next his
صندلی من پهلوی صندلی اوبود
canopies
روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy
روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
lubber's line
علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind
حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
tacked
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
boat space
فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
showboat
قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
seated
صندلی
seat
صندلی
box seat
صندلی لژ
stall
صندلی
chairing
صندلی
stalling
صندلی
jump seat
صندلی تا شو
seats
صندلی
chair
صندلی
chaired
صندلی
places
صندلی
placing
صندلی
footstool
صندلی
footstools
صندلی
place
صندلی
chairs
صندلی
santalaceous
صندلی
antimacassar
رویهء صندلی
deckchair
صندلی تاشو
carrycots
صندلی کودک
carrycot
صندلی کودک
armchair
صندلی راحتی
bucket seats
صندلی یکنفری
hot seat
صندلی برقی
armchairs
صندلی راحتی
bucket seat
صندلی یکنفری
antimacassars
رویهء صندلی
elbows
دسته صندلی
tier
ردیف صندلی
tiers
ردیف صندلی
elbowed
دسته صندلی
swivel chair
صندلی چرخان
morris chair
صندلی راحتی
sittings
نشیمن صندلی
hot seat
صندلی الکتریکی
sitting
نشیمن صندلی
easy chairs
صندلی راحت
easy chair
صندلی راحت
office chair
صندلی اداری
elbow
دسته صندلی
arm
دسته صندلی
deckchairs
صندلی تاشو
choir-stall
صندلی بلند
folding seat
صندلی تاشو
shooting sticks
صندلی عصایی
boatswain's chair
صندلی نقاله
camp chair
صندلی تاشونده
parliamentary seat
صندلی مجلسی
drive's seat
صندلی راننده
an odd chair
صندلی تکی
rocking chairs
صندلی گهوارهای
rocking chair
صندلی گهوارهای
shooting stick
صندلی عصایی
arm chair
صندلی راحتی
rockers
صندلی گهوارهای
adjustable seat
صندلی متحرک
rocker
صندلی گهوارهای
he nestles in the chair
در صندلی غنوده
armrest
دستهء صندلی
pushchairs
صندلی چرخدار
pushchair
صندلی چرخدار
arm chair
صندلی دسته دار
deck chair
صندلی حصیری تاشو
elbow chair
صندلی دسته دار
seat belt
کمربند صندلی هواپیما
window seat
صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
cat sleep
چرت روی صندلی
garden seat
صندلی یانیمکت باغبانی
seat-belt
کمربند صندلی هواپیما
curule chair
صندلی عاج نشان
back seat
صندلی عقب اتومبیل
window seats
صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
wheelchairs
صندلی چرخ دار
wheelchair
صندلی چرخ دار
caner
بافنده صندلی حصیری
seat-belts
کمربند صندلی هواپیما
cat nap
چرت روی صندلی
dossal
پشتی صندلی وغیره
tuffet
صندلی یانشیمن کوتاه
shooting sticks
صندلی جمعشو و متحرک
shooting stick
صندلی جمعشو و متحرک
reseats
صندلی جدید دادن
reseating
صندلی جدید دادن
reseated
صندلی جدید دادن
wheel chair
صندلی چرخ دار
woolsack
کرسی یا صندلی دادگاه
armchair
صندلی دسته دار
armchairs
صندلی دسته دار
baby carriage
صندلی چرخدار بچه
reseat
صندلی جدید دادن
seat adjuster lever
سطح تنظیم صندلی
a seat by the window
یک صندلی کنار پنجره
baby carriages
صندلی چرخدار بچه
ejection seat
صندلی پران
[هواپیمایی]
electric chair
صندلی اعدام الکتریکی
office swivel chair
صندلی گردان اداری
cathedra
[صندلی اسقف در کلیسا]
dossel
پشتی صندلی وغیره
ejector seat
صندلی پران
[هواپیمایی]
fishing
ماهیگیری حق ماهیگیری
angling
ماهیگیری
fishing
ماهیگیری
handline
ماهیگیری با نخ
piscary
حق ماهیگیری
angles
ماهیگیری
angle
ماهیگیری
backless bench
نیمکت
[صندلی]
بدون پشتی
windsor chair
صندلی دارای پشتی منحنی
prince's feather
تزئین برجسته پشت صندلی
caster
چرخ زیر صندلی یامیز
choir-stall
[صندلی های مبلی گروه کر]
club chair
صندلی دسته دار بزرگ
benchstool
نیمکت
[صندلی]
بدون پشتی
Keep a free(an empty)seat for me.
یک صندلی خالی برایم نگاهدار
They changed seats .
صندلی هایشان را با هم عوض کردند
castors
چرخ زیر صندلی یامیز
splat
میله تزئینی پشت صندلی
arm
اسلحه دستهء صندلی یا مبل
castor
چرخ زیر صندلی یامیز
Dust has accumulated
[settled]
on the chairs.
روی صندلی ها خاک نشسته
casters
چرخ زیر صندلی یامیز
seat back adjustment knob
دکمه تنظیم پشتی صندلی
trawler
کرجی ماهیگیری
chum
طعمه ماهیگیری
fishing rod
چوب ماهیگیری
chums
طعمه ماهیگیری
trawlers
کرجی ماهیگیری
angles
قلاب ماهیگیری
angling
ورزش ماهیگیری
fishery
شیلات ماهیگیری
angle
قلاب ماهیگیری
fisheries
شیلات ماهیگیری
fisheries
محل ماهیگیری
fishing rods
چوب ماهیگیری
bait
طعمه ماهیگیری
baited
طعمه ماهیگیری
casting rod
چوب ماهیگیری
baits
طعمه ماهیگیری
fishing
ورزش ماهیگیری
fishery
محل ماهیگیری
monofilament
نخ نایلونی ماهیگیری
foulest
نخ ماهیگیری اشفته
forward cast
پرتاب نخ ماهیگیری
fouls
نخ ماهیگیری اشفته
fishing tackle
ابزار ماهیگیری
surf fishing
ماهیگیری در موج
sport fish
ماهیگیری تفریحی
ice fishing
ماهیگیری از سوراخهای یخ
reels
قرقره ماهیگیری
snell
بندقلاب ماهیگیری
reeling
قرقره ماهیگیری
reeled
قرقره ماهیگیری
reel
قرقره ماهیگیری
piscatory
وابسته به ماهیگیری
piscatorial
وابسته به ماهیگیری
piscary
محل ماهیگیری
fouler
نخ ماهیگیری اشفته
foul
نخ ماهیگیری اشفته
jug fishing
ماهیگیری با بطری
fishable
قابل ماهیگیری
fishhook
قلاب ماهیگیری
fishing gear
اسباب ماهیگیری
fisherman's bend
گره ماهیگیری
fishline
ریسمان ماهیگیری
fouled
نخ ماهیگیری اشفته
fish hook
قلاب ماهیگیری
slat
چوب مداد میله پشت صندلی
sedilia
یکی از سه صندلی محراب یاصدر کلیسا
Have a seat, please!
خواهش میکنم روی صندلی بشینید!
I think that's my seat.
فکر می کنم آن صندلی جای من است.
love seat
صندلی یانیمکت دسته دار دونفری
stool
کرسی صندلی مستراح فرنگی مدفوع
slats
چوب مداد میله پشت صندلی
spearfishing
ماهیگیری با پرتاب نیزه
fly fishing
ماهیگیری با طعمه مصنوعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com