English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (7 milliseconds)
English Persian
antistrophe صنعت تجنیس
Other Matches
motor vehicle industry صنعت وسایل نقلیه موتوری صنعت اتومبیل
structrual engineering industry صنعت ساختمان فولادی صنعت سوله
play on words تجنیس
pun تجنیس
puns تجنیس
paronomasia تجنیس
punster تجنیس ساز ابهام گو
to play upon words جناس گفتن یا نوشتن تجنیس بکاربردن
word-play جناس تجنیس جنگ لغتی لغت بازی
word play جناس تجنیس جنگ لغتی لغت بازی
craft صنعت
crafts صنعت
art صنعت
arts صنعت
industries صنعت
traded صنعت
craftsman trade صنعت
artless بی صنعت
industry صنعت
trade صنعت
manufacturing industry صنعت کارخانهای
oil industry صنعت نفت
labour intensive industry صنعت کاربر
iron industry صنعت اهن
metal working industry صنعت فلزکاری
infant industry صنعت نوزاد
industrial espionage جاسوسی در صنعت
declining industry صنعت رو به زوال
filmdom صنعت سینما
family industry صنعت خانوادگی
extractive industry صنعت استخراجی
export industry صنعت صادراتی
domestic industry صنعت داخلی
electric industry صنعت برق
haniwork صنعت دست
palinode صنعت انکار
philotechnic صنعت دوست
manufacturing صنعت ساخت
cottage industry صنعت روستایی
cottage industries صنعت روستایی
weak industry صنعت کساد
weak industry صنعت ضعیف
textile industry صنعت بافندگی
textile industry صنعت نساجی
contracting industry صنعت ساختمان
structrual engineering industry صنعت سازه
sick industry صنعت بیمار
service industry صنعت خدمات
plastic industry صنعت پلاستیک
technologies صنعت شناسی
mystery صنعت هنر
motorcar industry صنعت اتومبیل
industrialist صاحب صنعت
automotive industry صنعت اتومبیل
automotive صنعت اتومبیل
artificer صنعت کار
industrialist صنعت کار
industrialists صاحب صنعت
simile صنعت تشبیه
industrialists صنعت کار
craftsman هنرپیشه صنعت گر
agro industry کشت و صنعت
mysteries صنعت هنر
technology صنعت شناسی
computer industry صنعت کامپیوتر
competitive industry صنعت رقابتی
hyperbole صنعت اغراق
similes صنعت تشبیه
chiasmus صنعت قلب
craftsmen هنرپیشه صنعت گر
handicraft صنعت دستی
ceramics industry صنعت سرامیک
industrialism صنعت گرایی
confectionery صنعت شیرینی سازی
handicraft صنعت دستی حرفه
beaver خز سگ آبی [صنعت پوشاک]
transport industry صنعت حمل و نقل
counterpoint صنعت ترکیب الحان
beaver fur خز سگ آبی [صنعت پوشاک]
transport business صنعت حمل و نقل
shipping trade صنعت حمل و نقل
carrying trade صنعت حمل و نقل
carrying business صنعت حمل و نقل
carrying-trade صنعت حمل و نقل
transport trade صنعت حمل و نقل
small scale industry صنعت به مقیاس کوچک
sick industry صنعت عقب مانده
machine building industry صنعت ماشین سازی
automobile trade صنعت یا تجارت اتومبیل
iron and steel working industry صنعت اهن و فولاد
industrially ازلحاظ کار و صنعت
metaphors صنعت استعاره کنایه
nationalized industry صنعت ملی شده
barrier to entry منع ورود به صنعت
non ferrous metal industry صنعت فلزات غیراهنی
metaphor صنعت استعاره کنایه
constant cost industry صنعت هزینههای ثابت
location of industry تعیین مکان صنعت
declining industry صنعت درحال تنزل
talkie صنعت فیلم ناطق
talkies صنعت فیلم ناطق
ease of entry سهولت ورودبه یک صنعت
electrotechnology شناخت صنعت برق
expanding industry صنعت در حال گسترش
plaiting machine دستگاه چین [تا] کن [صنعت نساجی]
plaiter دستگاه چین [تا] کن [صنعت نساجی]
cuttler دستگاه چین [تا] کن [صنعت نساجی]
pleating machine دستگاه چین [تا] کن [صنعت نساجی]
plaiting machine دستگاه چاکدار کن [صنعت نساجی]
plaiter دستگاه چاکدار کن [صنعت نساجی]
cuttler دستگاه چاکدار کن [صنعت نساجی]
free entry ورود ازاد بنگاهها به صنعت
pleating machine دستگاه چاکدار کن [صنعت نساجی]
location of industry تعیین محل استقرار صنعت
long run industry supply curve منحنی عرضه صنعت در بلندمدت
elaborately ازروی صنعت و نازک کاری
globe valve شیر بشقابی [صنعت] [تکنولوژی ] [مهندسی]
globe valve شیر سوپاپی [صنعت] [تکنولوژی ] [مهندسی]
Want is the mother of industry. <proverb> خواستن ,مادر صنعت و سازندگى است .
industrial دارای صنایع بزرگ اهل صنعت
Irans industry is progressing. صنعت ایران درحال ترقی است
extended industry standard architecture معماری استاندارد صنعت توسعه پذیر
eisa معماری استاندارد صنعت توسعه پذیر
aviationelectronic بکارگیری الکترونیک در صنعت هوانوردی یا فضانوردی
location theory نظریه تعیین محل استقرار صنعت
poor prospects for the steel industry دورنمای ضعیف برای صنعت پولاد
electrometallurgy صنعت ذوب فلزات با سیستمهای پیشرفته الکتریکی
Hollywood شهر هالیوود مرکز صنعت سینمای امریکا
viticulture صنعت شرابسازی زراعت انگور برای تهبیه شراب
technologies قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
technology قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
biochip تلاش صنعت کامپیوتر برای تبدیل ارگانیزم زنده به ریزه تراشه ها
The tourist industry is recovering to pre-crisis levels. صنعت گردشگری آهسته ترمیم می شود و به سطح قبل از بحران می رسد.
ada زبان برنامه نویسی سطح بالا که اغلب در ارتش و صنعت و موضوعات علمی به کار می رود
pick نخ پود [در صنعت با این نام هم کاربرد دارد از بین تارها معمولا بصورت ضربی عبور داده می شود تا گره ها را در جای خود محکم کند.]
increasing cost industry حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
dedicated کامپیوتری در شبکه که به چاپگر متصل است و وفیفه مدیریت کارهای چاپ و صنعت چاپ کاربران در شبکه را بر عهده دارد
gig ماشین خارزنی [این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com