English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (9 milliseconds)
English Persian
corporatism صنف اتحادیه
corporativism صنف اتحادیه
Search result with all words
trust اتحادیه شرکتها ائتلاف
trusted اتحادیه شرکتها ائتلاف
trusts اتحادیه شرکتها ائتلاف
circuit اتحادیه کنفرانس
circuits اتحادیه کنفرانس
trade unionism پیروی از اصول وروشهای اتحادیه اصناف
trade unionism سیستمی که معتقد به بسط و توسعه این گونه اتحادیه هاست
union اتحاد اتحادیه
union اتحادیه
union پیوند اتحادیه اتصالی
unions اتحاد اتحادیه
unions اتحادیه
unions پیوند اتحادیه اتصالی
federation اتحادیه
federations اتحادیه
cartel اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
cartel اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
cartel اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartels اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
cartels اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
cartels اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
unionised متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionises متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionising متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionization متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionize متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionized متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionizes متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionizing متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
syndicate اتحادیه صنفی
syndicate تشکیل اتحادیه دادن
syndicate اتحادیه تشکیل دادن
syndicates اتحادیه صنفی
syndicates تشکیل اتحادیه دادن
syndicates اتحادیه تشکیل دادن
federate متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federated متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federates متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federating متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
league اتحادیه
leagues اتحادیه
labor union اتحادیه کارگری
labor union اتحادیه کارگران
labor unions اتحادیه کارگری
labor unions اتحادیه کارگران
guild اتحادیه محل اجتماع اصناف
guild اتحادیه
guilds اتحادیه محل اجتماع اصناف
guilds اتحادیه
fraternities اتحادیه
fraternity اتحادیه
unionist عضو اتحادیه
unionists عضو اتحادیه
confederacies اتحادیه
confederacy اتحادیه
trade unionist عضو اتحادیه صنفی
trade unionists عضو اتحادیه صنفی
trade union اتحادیه اصناف
trade union اتحادیه صنفی
trade union اتحادیه کارگری
trade union اتحادیه تجاری
trade union اتحادیه بازرگانی
trade union اتحادیه تجارتی
trade unions اتحادیه اصناف
trade unions اتحادیه صنفی
trade unions اتحادیه کارگری
trade unions اتحادیه تجاری
trade unions اتحادیه بازرگانی
trade unions اتحادیه تجارتی
trades unions اتحادیه اصناف
trades unions اتحادیه صنفی
trades unions اتحادیه کارگری
trades unions اتحادیه تجاری
trades unions اتحادیه بازرگانی
trades unions اتحادیه تجارتی
wheel اتحادیه ورزشی
wheeling اتحادیه ورزشی
wheels اتحادیه ورزشی
division اتحادیه باشگاههای حرفهای
divisions اتحادیه باشگاههای حرفهای
afips اتحادیه امریکایی انجمنهای پردازش اطلاعات
association football اتحادیه فوتبال
baltic exchange اتحادیه کشتی داران و تجار وواسطههای ذغال و الوار ودانه
benelux اتحادیه گمرکی بلژیک و هلند و لوکزامبوزگ که کم کم معنی شخصیتهای حقوقی این سه کشور را نیزبه خود گرقته است
business union اتحادیه بازرگانی
citcuit اتحادیه بازیها
company union اتحادیه شرکت
craft union اتحادیه صنفی
craft union اتحادیه متشکل از متخصصین فن یاصنعت یا حرفه خاص
custom union اتحادیه گمرکی
customs union اتحادیه گمرکی
defensive league اتحادیه دفاعی
e f t a (european free trade association اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
economic union اتحادیه اقتصادی
european atomic energy community جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
f.a cup جام اتحادیه باشگاههای انگلستان
grey cup مسابقه قهرمانی و جایزه اتحادیه فوتبال کانادایی
hanse اتحادیه بازرگانی یا سیاسی
ifips اتحادیه بین المللی انجمنهای پردازش اطلاعات
incorporator کارمند اتحادیه
Other Matches
western european union اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
unionism اصول تشکیلات اتحادیه اتحادیه گرایی
union shop یکی از اصول سیستم سندیکایی که به موجب ان کارگرانی که عضو اتحادیه نیستند می توانند استخدام شوند ولی پس از استخدام باید به عضویت اتحادیه درایند
labour union اتحادیه کارگران
labor service اتحادیه کارگران
industrial union اتحادیه صنعتی
labourunion اتحادیه کارگران
union <adj.> اتحادیه بازرگانی
union <adj.> اتحادیه صنفی
union <adj.> اتحادیه کارگری
vertical union اتحادیه صنعتی
offensive league اتحادیه تهاجمی
European Union [EU] اتحادیه اروپا
syndicalism اتحادیه گرایی
lague مجمع اتحادیه
to unionize [American E] بشکل اتحادیه درآوردن
to unionise [British E] بشکل اتحادیه درآوردن
leaguer محاصره عضو اتحادیه
pan american union اتحادیه پان امریکن
syndicator تشکیل دهنده اتحادیه
international union اتحادیه بین المللی
carpet exporters union اتحادیه صادرکنندگان فرش
non union جدا از اتحادیه صنفی
the miner's f. اتحادیه یاپیمان کان کنان
u.f.a cup جام اتحادیه باشگاههای اروپا
syndicalism پیروی از اصول اتحادیه صنفی
a ban from flying in the EU قدغن پرواز در [منطقه] اتحادیه اروپا
ORIA اتحادیه واردکنندگان فرش های شرقی
stock exchnge بازار سهام تجارتی اتحادیه سهامداران
nonunion کسیکه عضو اتحادیه کارگری نیست
international air transport association اتحادیه بین المللی حمل و نقل هوایی
Freemason [استاد کار بنای آزاد در اتحادیه معماران]
yellow dog contract قراردادی که براساس ان کارگر حق عضویت در اتحادیه کارگری را ندارد
union shop مغازه یاکارگاهی که اعضای خارج از اتحادیه کارگری رامیپذیرد مشروط باینکه بعداعضو شوند
rattening محروم کردن کارگر فنی ازابزار کارش به منظورمجبور کردن او به پیوستن به اتحادیه کارگری
picketings اعضای اتحادیه کارگری که درحال اعتصاب خارج از محل کار خود جمع می شوند تادیگران را نیز به اعتصاب وادارند و نیز خریداران را ازخرید منصرف کنند
khamseh خمسه [در جنوب غرب ایران و از پنج قبیله قدیمی ایران تشکیل شده که در گذشته با قبائل دیگر منطقه اتحادیه ای را در مقابل ایل قشقایی بوجود آورده بودند. امروز نقش خمسه بیشتر با طرح بهارلو شناخته می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com