English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
return account صورتحسابی که به برات رجوعی ضمیمه میشود
Other Matches
re draft برات رجوعی
re draft برات رجوعی
re exchange برات رجوعی
retour sans protet اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
endorsee کسی که برات یا هر سنددیگری از قبیل چک و سفته در وجه او فهر نویسی و به او تسلیم میشود
clearing a bill محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
reversional رجعی رجوعی
reversionary رجعی رجوعی
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
excursus مقالهء ضمیمه ضمیمه تشریحی
drawers محال علیه برات برات کش
drawer محال علیه برات برات کش
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
annexing ضمیمه کردن ضمیمه
annexes ضمیمه کردن ضمیمه
annex ضمیمه کردن ضمیمه
retrieval سیستم بازیابی اطلاعات که به کاربرامکان بررسی متن را میدهد به جای اینکه فقط رجوعی به متن داشته باشد
top روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
sector دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
including به ضمیمه
enclosure ضمیمه
thereto attached ضمیمه به ان
annexing ضمیمه
exhibit ضمیمه
annex ضمیمه
annexes ضمیمه
exhibits ضمیمه
exhibiting ضمیمه
addenda ضمیمه
exhibited ضمیمه
attachment ضمیمه
appendages ضمیمه
supplements ضمیمه
supplementing ضمیمه
supplemented ضمیمه
appendices ضمیمه
insertion ضمیمه
addendum ضمیمه
supplement ضمیمه
enclosures ضمیمه
attached ضمیمه
appendage ضمیمه
accompaniments ضمیمه
appendix ضمیمه
appurtenence ضمیمه
appurtenance ضمیمه
appendant ضمیمه
apendix ضمیمه
appendixes ضمیمه
complements ضمیمه
complementing ضمیمه
complemented ضمیمه
inclusive of <prep.> به ضمیمه
including <prep.> به ضمیمه
comprising <prep.> به ضمیمه
complement ضمیمه
accompaniment ضمیمه
amendment ضمیمه
amendments ضمیمه
accompanying ضمیمه
postscripts ضمیمه کتاب
postscript ضمیمه کتاب
extrinsic جزئی ضمیمه
codicil ضمیمه وصیتنامه
given in ضمیمه شده
enclosed ضمیمه شده
cirrus اویز ضمیمه
codicils ضمیمه وصیتنامه
annexed ضمیمه منضم
adjoint مشوق ضمیمه
an a to a dictionary ضمیمه فرهنگ
adject ضمیمه کردن
adjunct ملازم ضمیمه
adjuncts ملازم ضمیمه
appendixes ضمیمه ذیل
appendix ضمیمه ذیل
vermiform appendix ضمیمه اعور
subjoin ضمیمه کردن
encloses ضمیمه کردن
accompanied ضمیمه کردن
attaching ضمیمه کردن
attaches ضمیمه کردن
attach ضمیمه کردن
enclosing ضمیمه کردن
attachment ضبط ضمیمه
tags ضمیمه شدن به
add ضمیمه کردن
arrangements ضمیمه قرارداد
accompanies ضمیمه کردن
tag ضمیمه کردن
attachment ضمیمه الصاق
tag ضمیمه شدن به
tags ضمیمه کردن
arrangement ضمیمه قرارداد
append ضمیمه کردن
tacked ضمیمه کردن
tacking ضمیمه کردن
tacks ضمیمه کردن
affixed <adj.> <past-p.> ضمیمه شده
annexed <adj.> <past-p.> ضمیمه شده
attached <adj.> <past-p.> ضمیمه شده
attributed <adj.> <past-p.> ضمیمه شده
enclosed <adj.> <past-p.> ضمیمه شده
affected [added] <adj.> <past-p.> ضمیمه شده
tack ضمیمه کردن
affixing ضمیمه کردن
enclose ضمیمه کردن
affix ضمیمه کردن
affixed ضمیمه کردن
affixes ضمیمه کردن
accompany ضمیمه کردن
drawer برات کش
draft برات
honored برات
cheques برات
bill of exchange برات
bill of e. برات
drawers برات کش
bill exchange برات
cheque برات
bill of exgchange برات
honours برات
drafts برات
bills برات
honouring برات
honoring برات
honors برات
honour برات
honoured برات
drafted برات
bill برات
annexation ضمیمه سازی انضمام
additions اسم اضافی ضمیمه
annexing پیوستن ضمیمه سازی
addition اسم اضافی ضمیمه
adjunction ضمیمه مشاع سازی
attachment توقیف کردن ضمیمه
pendant بی تکلیف ضمیمه شده
cirrate دارای زائده و ضمیمه
annex پیوستن ضمیمه سازی
the a invoice صورت حساب ضمیمه
pendants بی تکلیف ضمیمه شده
annexes پیوستن ضمیمه سازی
papers سفته برات
currency of a bill مدت برات
kite برات صوری
papering سفته برات
clean bill برات ساده
indorsee برات گیر
cambist دلال برات
bill pay able at sight برات رویت
bill pay able at sight برات دیداری
dishonours نکول برات
dishonouring نکول برات
papered سفته برات
dishoner نکول برات
draft at sight برات به رویت
enfacement رونویسی برات
foreign bill برات خارجی
due bill برات پرداختنی
drawn on برات کشیدن
drawer of a bill of exchange برات دهنده
honor پذیرفتن برات
drawers برات دهنده
exequatur برات قونسول
drawee برات گیر
paper سفته برات
draft at sight برات دیداری
foreign bill برات ارزی
bill of exchange برات مبادلهای
drawer برات گیر
drafts برات سفته
holder دارنده برات
drawer برات دهنده
draws برات کشیدن
draw برات کشیدن
drawers کشنده برات یا چک
drawers برات گیر
drawer کشنده برات یا چک
drafts برات کشی
drafted حواله برات
drafted برات کشی
draft حواله برات
drafted برات سفته
premiums صرف برات
premium صرف برات
holders دارنده برات
drafts حواله برات
accommodation acceptance برات دوستانه
accommodation bill برات دوستانه
bankbill برات بانک
bill broker دلال برات
kite برات دوستانه
bill exchange برات بازرگانی
dishonour نکول برات
dishonoured نکول برات
bill of exchange برات ارزی
bank draft برات بانکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com