English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (7 milliseconds)
English Persian
a hefty bill صورتحساب سنگینی
Other Matches
invoice صورتحساب
bill nye صورتحساب
bill صورتحساب
account statment صورتحساب
tabs صورتحساب
bills صورتحساب
tab صورتحساب
invoiced صورتحساب
invoicing صورتحساب
invoices صورتحساب
gravitation سنگینی
gravity سنگینی
gravitas سنگینی
heavily به سنگینی
weight سنگینی
demureness سنگینی
ponderousness سنگینی
weightiness سنگینی
ponderosity سنگینی
ponderance سنگینی
heaviness به سنگینی
graveness سنگینی
ponderously سنگینی
slowness سنگینی
massiness سنگینی
bill صورتحساب دادن
Please bring me the bI'll. صورتحساب رابیاورید
statement کشف صورتحساب
statements صورتحساب اعلامیه
banker's bill صورتحساب بانکی
debit note صورتحساب بدهی
bank statements صورتحساب بانکی
statements کشف صورتحساب
statement صورتحساب اعلامیه
bank statement صورتحساب بانکی
billing صدور صورتحساب
bills صورتحساب دادن
bills قبض صورتحساب
bill قبض صورتحساب
queasiness سنگینی خوراک
drowsihead سنگینی خواب
lethargy سنگینی رخوت
hypacusia سنگینی گوش
deadweight سنگینی وزن
hypacousia سنگینی گوش
specific weight سنگینی ویژه
traffic density سنگینی شد امد
absolute gravity سنگینی مطلق
avoirdupois سنگینی وزن
overweight سنگینی کردن
overweight سنگینی زیاد
invoicing فاکتور فروش صورتحساب
bill تهیه کردن صورتحساب
freight note صورتحساب هزینه حمل
invoiced فاکتور فروش صورتحساب
consular invoice صورتحساب با مهرکنسول گری
bills تهیه کردن صورتحساب
invoice فاکتور فروش صورتحساب
invoices فاکتور فروش صورتحساب
There was a heavy fall of snow (snow-fall). برف سنگینی بارید
drowsiness کسالت یا سنگینی خواب
profoundness سنگینی رسوخ یا نفوذزیاد
mass of maneuver سنگینی حرکات یکان
absolute specific gravity سنگینی ویژه مطلق
barology علم ثقل یا سنگینی
lb سنگینی مسکوکات راسنجیدن
lbs سنگینی مسکوکات راسنجیدن
How much is my telephone bill? صورتحساب تلفنمان چقدر میشود؟
billed ثبت شده در صورتحساب یا لیست
Lead is a heavy metal. سرب فلز سنگینی بارید
A big load was taken off my back. بار سنگینی از دوشم برداشته شد
I think there is a mistake in the bill. من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
billing صورتحساب بدهی را تنظیم وارسال کردن
hhhزينhhh hhhaaaي سن?يني رaaaمتحمل شدن هزینه های سنگینی رامتحمل شدن
The crime lies heavily on his conscience. جنایت اش بار سنگینی بر وجدان اواست
it pulls its weight نسبت به سنگینی خودش خوب می کشد
The doctous fee was tacked on to the hospital bI'll . حق ویزیت پزشک را کشیدند روی صورتحساب بیمارستان
Befor I knew it , the hotel bI'll was sent . هنوز هیچه نشده صورتحساب هتل را فرستادند
drags چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
ballast سنگینی شن و خرده سنگی که درراه اهن بکارمیرود
dragged چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
drag چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
to weigh down سنگینی کردن بر پایین اوردن شکسته شدن
consulage هزینهای که کنسول گری جهت تایید صورتحساب دریافت می نماید
metamer جسمی که در ترکیب و سنگینی با جسم دیگر برابرولی درخواص شیمیایی است
checks او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
checked او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
ballast هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com