English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
sentential form صورت جملهای
Other Matches
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
binomial دو جملهای
in bulk جملهای
sentential جملهای
in a lump sum جملهای
binomial theorem قضیه دو جملهای
binomial expansion بسط دو جملهای
binomial distribution توزیع دو جملهای
binomial coefficient ضریب دو جملهای
polynominal چند جملهای
polynomial چند جملهای
multinomial چند جملهای
polynomial function تابع چند جملهای
polynomial code رمز چند جملهای
sentence fragment جملهای که ازلحاظ دستوری کامل نیست
loose sentence جملهای که مفهوم صحیحی نداشته باشد
integrand جملهای که باید تابع اولیه ان را گرفت
epanastrophe شروع جملهای باهمان کلمه که دراخرجمله پیش بوده است
anagrams مقلوب تشکیل لغت یا جملهای ازدرهم ریختن کلمات یالغات جملهء دیگر
anagram مقلوب تشکیل لغت یا جملهای ازدرهم ریختن کلمات یالغات جملهء دیگر
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
barrage jamming تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
basics بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
figure صورت
phased صورت
statements صورت
phase صورت
figuring صورت
rolls صورت
figures صورت
slip صورت
medals صورت
medal صورت
phases صورت
faces صورت
list صورت
slipped صورت
freckle لک صورت
slips صورت
mazard صورت
effigy صورت
form صورت
formed صورت
facies صورت
listing صورت
images صورت
listings صورت
versions صورت
version صورت
image صورت
kalendar صورت
forms صورت
effigies صورت
physiognomy صورت
physiognomies صورت
statement صورت
rolled صورت
roll صورت
providing در صورت
hue صورت
hues صورت
rosters صورت
visages رو صورت
shape صورت
visage رو صورت
constellation صورت
shapes صورت
filed صورت
face صورت
invoicing صورت
coat card صورت
invoices صورت
conformer هم صورت
conformational isomers هم صورت
constellations صورت
file صورت
roster صورت
invoiced صورت
invoice صورت
circumstantially در صورت
imbody صورت خارجی
accomplishing صورت گرفتن
impanel در صورت نوشتن
on the Q.T. <idiom> به صورت سری
plural صورت جمع
It didnt come off. It didnt take place. صورت نگرفت
At any rate . In any case . Anyway . درهر صورت
isolate به صورت الکتریکی
isolating به صورت الکتریکی
isolates به صورت الکتریکی
list of promotiona صورت ترفیعات
long robe صورت کشیده
constellations صورت فلکی
accomplish صورت گرفتن
accomplishes صورت گرفتن
programme of work صورت کارها
roster صورت کار
ever درهر صورت
rosters صورت نگهبانی
rosters صورت کار
record صورت مذاکرات
proces verbal صورت مجلس
processionize صورت مجلس
primordial image صورت ازلی
formalism صورت گرایی
ever- درهر صورت
the bill صورت حساب
if necessary در صورت لزوم
constellation صورت فلکی
in memory of <idiom> به صورت رایگان
portraiture نقاشی از صورت
a face-pack ماسک صورت
if so در صورت مثبت
if possible در صورت توانایی
if possible در صورت امکان
roster صورت نگهبانی
if need be در صورت بایست
formulation صورت بندی
incarnation صورت خارجی
to put in to shape سر و صورت دادن
inventory صورت کالا
inventory صورت اموال
to take an inventory of صورت دارایی
sick list صورت بیماران
transfiguration تبدیل صورت
minutes صورت جلسه
outside appearance صورت فاهر
numerator صورت کسر
outward show صورت فاهر
minute صورت جلسه
similitude شباهت صورت
formation صورت بندی
incarnations صورت خارجی
forgeries صورت سازی
white face جانورسفید صورت
burbles جوش صورت
burbled جوش صورت
burble جوش صورت
forgery صورت سازی
the brush صورت گری
transformation تبدیل صورت
stop list صورت متخلفین
standard form صورت متعارف
burbling جوش صورت
on foot به صورت پیاده
schedules صورت فهرست
unfigured بی صورت ساده
normalized form صورت هنجار
BS صورت فروش
face powder پودر صورت
bills of fare صورت غذا
bill of fare صورت غذا
serials و به صورت سری
serial و به صورت سری
face powders پودر صورت
faceless بدون صورت
face cream کرم صورت
reorganization صورت جدید
semblance صورت فاهر
pictograph صورت نگاره
pictography صورت نگاری
archetype صورت ازلی
matricula صورت اعضا
schedule صورت فهرست
powders پودر صورت
powdering پودر صورت
powder پودر صورت
sales check صورت فروش
veiling تور صورت
normal form صورت هنجار
scheduled صورت فهرست
normal form صورت عادی
nominal list صورت اسامی
nomenelature صورت اسامی
waveform به صورت موج
archetypes صورت ازلی
poll صورت اراء
bring into being صورت گرفتن
put into effect صورت گرفتن
put into practice صورت گرفتن
make a reality صورت گرفتن
court card صورت :شاه
fulfill [American] صورت گرفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com