Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (22 milliseconds)
English
Persian
incarnate
صورت خارجی دادن
Search result with all words
epitomised
صورت خارجی به چیزی دادن
epitomises
صورت خارجی به چیزی دادن
epitomising
صورت خارجی به چیزی دادن
epitomize
صورت خارجی به چیزی دادن
epitomized
صورت خارجی به چیزی دادن
epitomizes
صورت خارجی به چیزی دادن
epitomizing
صورت خارجی به چیزی دادن
exteriorization
صورت خارجی دادن به
Other Matches
incarnations
صورت خارجی
imbody
صورت خارجی
incarnation
صورت خارجی
materialises
صورت خارجی بخود گرفتن
materialised
صورت خارجی بخود گرفتن
materialising
صورت خارجی بخود گرفتن
materialized
صورت خارجی بخود گرفتن
materializing
صورت خارجی بخود گرفتن
materializes
صورت خارجی بخود گرفتن
materialize
صورت خارجی بخود گرفتن
bused
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
buses
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussing
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busses
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bus
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busing
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussed
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
highway
باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
highways
باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
bussed
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussing
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busing
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busses
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
buses
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bus
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bused
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
formation
سازمان دادن نیرو تشکیل دادن صورت بندی
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
dynamically
اختصاص دادن حافظه به یک برنامه در صورت نیاز به جای اختصاص دادن بلاکهایی پیش از اجرا
dynamic
اختصاص دادن حافظه به یک برنامه در صورت نیاز به جای اختصاص دادن بلاکهایی پیش از اجرا
effectuate
انجام دادن صورت دادن
inventory
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
actualize
صورت دادن
implement
صورت دادن
carry out
صورت دادن
carry into effect
صورت دادن
to put in to shape
سر و صورت دادن
carry ineffect
صورت دادن
put into effect
صورت دادن
put inpractice
صورت دادن
make something happen
صورت دادن
put ineffect
صورت دادن
actualise
[British]
صورت دادن
transfiguring
تغییر صورت دادن
transfigured
تغییر صورت دادن
furbishes
صورت تازه دادن به
furbishing
صورت تازه دادن به
transfigure
تغییر صورت دادن
furbished
صورت تازه دادن به
organises
سرو صورت دادن
organising
سرو صورت دادن
organize
سرو صورت دادن
organizes
سرو صورت دادن
organizing
سرو صورت دادن
to give an examination
صورت امتحان دادن
transfigures
تغییر صورت دادن
furbish
صورت تازه دادن به
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
idealized
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealize
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
exteriorize
بصورت فاهرفهمیدن یا فهاندن صورت فاهر یا وجودخارجی دادن
idealised
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizing
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizes
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealising
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealises
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
bind
چسباندن صفحات کاغذ بهم برای شکل دادن به آنها به صورت کتاب
binds
چسباندن صفحات کاغذ بهم برای شکل دادن به آنها به صورت کتاب
duble option
خیار مشتری و بایع در موردتغییر دادن مقدار ثمن و مبیع در صورت تغییر ارزش پول
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
pans
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan-
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
locals
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
usura maritima
دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
overflow
بررسی پرچم سرریز در صورت رخ دادن سرریز
islamize
بصورت اسلامی در اوردن صورت اسلامی دادن به
overflowed
بررسی پرچم سرریز در صورت رخ دادن سرریز
overflows
بررسی پرچم سرریز در صورت رخ دادن سرریز
plastic bubble keyboard
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
scrolls
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
shift keys
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
shift key
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
scroll
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
packets
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packet
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
barrage jamming
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
abextra
خارجی
outsider
خارجی
extraneous
خارجی
exogenous
خارجی
exosphere
خارجی
exoteric
خارجی
outsiders
خارجی
outsides
خارجی
gringos
خارجی
oversea
خارجی
gringo
خارجی
outboard
خارجی
outward
خارجی
peripheral
خارجی
outside
خارجی
international line
خط خارجی
outer
خارجی
externals
خارجی
exteriors
خارجی
extra
خارجی
extras
خارجی
external
خارجی
extern
خارجی
exterior
خارجی
alien
خارجی
extra-
خارجی
foreign
خارجی
exotic
خارجی
aliens
خارجی
outer fix
رمپ خارجی
faces
نمای خارجی
outer connection
اتصال خارجی
outboard profile
نیمرخ خارجی
external store
انباره خارجی
facade
نمای خارجی
face
نمای خارجی
external pressure
فشار خارجی
external operation
عملیات خارجی
external menory
حافظه خارجی
exteroceptive
محرک خارجی
external memory
حافظه خارجی
concrete object
عین خارجی
external load
بار خارجی
facades
نمای خارجی
fanades
نمای خارجی
external reference
مرجع خارجی
external reference
ارجاع خارجی
external transaction
معاملات خارجی
external storage
حافظه خارجی
negative externalities
زیانهای خارجی
external storage
انباره خارجی
external sort
جورکردن خارجی
external security
امنیت خارجی
strange
خارجی غریبه
strangest
خارجی غریبه
external reperence
ارجاع خارجی
landfall
بویه خارجی
outer planets
سیارات خارجی
renvoi
تبعیدشخص خارجی
external thread
دنده خارجی
angle of emergence
زاویه خارجی
slough
پوسته خارجی
foreign national
ملیت خارجی
externalities
اثرات خارجی
superior conjunction
مقارنه خارجی
superior planets
سیارههای خارجی
guests
انگل خارجی
overseas trade
معاملات خارجی
foreign exchange
پول خارجی
foreign exchange
تعویض خارجی
externalities
پی امدهای خارجی
apophyge
منحنی خارجی
apophysis
منحنی خارجی
external variable
متغیر خارجی
apothesis
منحنی خارجی
spillover benefits
منافع خارجی
spillover costs
هزینههای خارجی
spillover effects
اثرات خارجی
arris
زاویه خارجی
guest
انگل خارجی
overseas agent
نماینده خارجی
externalization
خارجی کردن
foreign national
تبعه خارجی
outside view
منظره خارجی
outside diameter
قطر خارجی
outside cause
علت خارجی
actine
قسمت خارجی
acrotic
بیرونی خارجی
outside caliper
کولیس خارجی
outness
کیفیت خارجی
external symbol
علامت خارجی
outside power
جریان خارجی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com