English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
digitiztion صورت رقمی شده
Other Matches
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
digital رقمی
area codes کد سه رقمی
single-digit <adj.> تک رقمی
single-digit <adj.> یک رقمی
area code کد سه رقمی
digitalis رقمی
double-digit <adj.> دو رقمی
digitized رقمی شده
digital transmission انتقال رقمی
digital data داده رقمی
quantize رقمی کردن
digital signal علامت رقمی
digital intergrator انتگرالگیر رقمی
digital recording ضبط رقمی
digital monitor مونیتور رقمی
digitize رقمی کردن
digitizer رقمی کننده
quantizer رقمی کننده
digit punch منگنه رقمی
double figures امتیاز دو رقمی
digital channel مجرای رقمی
analog digital قیاسی به رقمی
digital circuit مدار رقمی
digutal data داده رقمی
digital analog رقمی به قیاسی
digital clock ساعت رقمی
digital computer کامپیوتر رقمی
digitiztion رقمی کردن
digital channel کانال رقمی
digital رقمی وابسته به شماره
adc مبدل قیاسی به رقمی
analog to digital converter مبدل قیاسی به رقمی
analog digital converter مبدل قیاسی- رقمی
digital integrator انتگرال گیر رقمی
digital tape cassettes نوار کاست رقمی
digital clock زمان سنج رقمی
midi میانجی رقمی الات موسیقی
highest رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
musical instrument digital interface میانجی رقمی الات موسیقی
highs رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
high رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
A/D انالوگ به دیجیتال : مبدل قیاسی به رقمی
octal notation رقمی که در سیستم هشتایی به کار می رود
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
Carry the one [two] . یک [دو] بر دست. [ریاضی] [در جمع یا ضرب دوعدد که حاصلشان دو رقمی باشد]
numeric که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
Carry the one [two] . یک [دو] در ذهن داریم. [ریاضی] [در جمع یا ضرب دوعدد که حاصلشان دو رقمی باشد]
e رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده متنافر با مقداردهدهی عدد 41 است
f رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقداردهدهی عدد 51 است
LSD رقمی که محل سمت راست عدد را اشغال میکند و کمترین توان را دارد
fox شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxing شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxes شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
barrage jamming تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
chargeable accessions استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
digital to analog converter مبدل دیجیتال به انالوگ مبدل رقمی به قیاسی
dogs شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dog شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dogging شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
hinting در فن چاپ دیجیتال یا رقمی کاهش وزن یا میزان طرح حرف بطوریکه فونتهای کوچک از نظر اندازه بدون ازدست دادن جزئیات خود روی چاپگرهای dpi003 قابل چاپ باشند
basic بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
c رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
slips صورت
effigies صورت
mazard صورت
effigy صورت
formed صورت
rolls صورت
roll صورت
images صورت
image صورت
providing در صورت
phase صورت
phased صورت
facies صورت
form صورت
statements صورت
statement صورت
rolled صورت
physiognomy صورت
physiognomies صورت
freckle لک صورت
kalendar صورت
versions صورت
medals صورت
phases صورت
medal صورت
forms صورت
figuring صورت
listing صورت
figures صورت
figure صورت
version صورت
faces صورت
filed صورت
visage رو صورت
visages رو صورت
shape صورت
shapes صورت
conformer هم صورت
conformational isomers هم صورت
constellation صورت
slip صورت
slipped صورت
rosters صورت
coat card صورت
face صورت
roster صورت
circumstantially در صورت
hues صورت
list صورت
invoiced صورت
hue صورت
invoice صورت
invoicing صورت
listings صورت
file صورت
invoices صورت
constellations صورت
minute صورت جلسه
schedules صورت فهرست
It didnt come off. It didnt take place. صورت نگرفت
imbody صورت خارجی
on the Q.T. <idiom> به صورت سری
pictography صورت نگاری
schedule صورت فهرست
pictograph صورت نگاره
formalism صورت گرایی
scheduled صورت فهرست
face cream کرم صورت
serials و به صورت سری
At any rate . In any case . Anyway . درهر صورت
portraiture نقاشی از صورت
serial و به صورت سری
impanel در صورت نوشتن
if so در صورت مثبت
formulation صورت بندی
free list صورت مجانی ها
in memory of <idiom> به صورت رایگان
programme of work صورت کارها
apparition صورت وهمی
semblance صورت فاهر
face powders پودر صورت
a face-pack ماسک صورت
apparitions صورت وهمی
primordial image صورت ازلی
processionize صورت مجلس
bill of fare صورت غذا
if possible در صورت توانایی
if possible در صورت امکان
record صورت مذاکرات
bills of fare صورت غذا
constellation صورت فلکی
if need be در صورت بایست
if necessary در صورت لزوم
constellations صورت فلکی
proces verbal صورت مجلس
pictogram صورت نگاشت
stop list صورت متخلفین
nomenelature صورت اسامی
sentential form صورت جملهای
reorganization صورت جدید
the brush صورت گری
isolate به صورت الکتریکی
isolates به صورت الکتریکی
inventory صورت اموال
isolating به صورت الکتریکی
inventory صورت کالا
sales check صورت فروش
matricula صورت اعضا
to put in to shape سر و صورت دادن
on foot به صورت پیاده
nominal list صورت اسامی
archetypes صورت ازلی
numerator صورت کسر
normalized form صورت هنجار
similitude شباهت صورت
normal form صورت هنجار
sick list صورت بیماران
normal form صورت عادی
standard form صورت متعارف
archetype صورت ازلی
long robe صورت کشیده
formation صورت بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com