English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
argo صورت فلکی سفینه
Other Matches
constellate بشکل صورت فلکی درامدن جزء منظومه فلکی شدن
asterism صورت فلکی
constellation صورت فلکی
celestial body صورت فلکی
constellations صورت فلکی
sagittarius صورت فلکی قوس
constellation هیئت صورت فلکی
serpent صورت فلکی حیه
constellations هیئت صورت فلکی
serpents صورت فلکی حیه
lyra صورت فلکی "بربط "
draco صورت فلکی اژدها
lynx وشق صورت فلکی شمالی
lupus صورت فلکی " گرگ " یا" سرحان "
lynxes وشق صورت فلکی شمالی
sirius صورت فلکی شعرای یمانی
flying fish صورت فلکی ماهی پرنده
flying fishes صورت فلکی ماهی پرنده
Crater پیاله [صورت فلکی] [ستاره شناسی]
Cup پیاله [صورت فلکی] [ستاره شناسی]
constellatory وابسته بصورت اسمانی-مانند صورت فلکی
leo برج اسد که پنجمین صورت فلکی منطقه البروج است
circumpolar constellation صورتهای فلکی دور قطبی صورتهای فلکی پیرا قطبی
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
argo سفینه
space shuttles سفینه فضایی
space shuttle سفینه فضایی
space ship سفینه فضایی
spacecraft سفینه فضایی
vessel سفینه مجرا
vessels سفینه مجرا
modules قسمتی از سفینه فضایی
module قسمتی از سفینه فضایی
ships سوار کشتی شدن سفینه
ship سوار کشتی شدن سفینه
pressurize فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
pressurising فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
pressurises فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
pressurizes فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
pressurizing فشارهوای داخل سفینه را تنظیم کردن
spacecraft سفینه فضایی ship space : syn
firmamental فلکی
celestial فلکی
astro نجومی فلکی
celestial body صور فلکی
astrodome نیم کره فلکی
perigee نقطه حداقل مسافت در مدارسفینه فضایی نققه حضیض مدار سفینه
orbital injection دادن سرعت لازم برای چرخش دور یک مدار به سفینه فضایی
andromeda منظومه فلکی مراه المسلسله
celestial navigation ناوبری بااستفاده از صور فلکی
reentry vehicle مدول یا قسمتی از سفینه فضایی که مجددا بایستی ازجو عبور کند تا به زمین برسد
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
space ship کشتی فضایی سفینه فضایی
barrage jamming تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
basics بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
forms صورت
medal صورت
medals صورت
formed صورت
image صورت
form صورت
facies صورت
statement صورت
statements صورت
circumstantially در صورت
coat card صورت
images صورت
providing در صورت
conformer هم صورت
conformational isomers هم صورت
listings صورت
listing صورت
roll صورت
effigy صورت
freckle لک صورت
phases صورت
phased صورت
phase صورت
rolls صورت
rolled صورت
shape صورت
figures صورت
visages رو صورت
figure صورت
slip صورت
effigies صورت
slipped صورت
mazard صورت
roster صورت
file صورت
figuring صورت
rosters صورت
constellations صورت
visage رو صورت
list صورت
shapes صورت
constellation صورت
filed صورت
slips صورت
hue صورت
invoicing صورت
invoice صورت
invoiced صورت
physiognomies صورت
version صورت
hues صورت
faces صورت
versions صورت
kalendar صورت
physiognomy صورت
face صورت
invoices صورت
f.artery شریان صورت
enumeration صورت ریز
face card ورق صورت
roster صورت کار
serials و به صورت سری
difference tone صورت افتراقی
serial و به صورت سری
roster صورت نگهبانی
isolating به صورت الکتریکی
standard form صورت متعارف
isolates به صورت الکتریکی
reorganization صورت جدید
erythema گل انداختن صورت
externallze صورت فاهردادن
stop list صورت متخلفین
the brush صورت گری
isolate به صورت الکتریکی
decrepitation صورت نمکی
rosters صورت نگهبانی
BS صورت فروش
face powder پودر صورت
formalism صورت گرایی
face powders پودر صورت
faceless بدون صورت
long robe صورت کشیده
record صورت مذاکرات
transfiguration تبدیل صورت
face cream کرم صورت
court card صورت :شاه
veiling تور صورت
to put in to shape سر و صورت دادن
rosters صورت کار
waveform به صورت موج
to take an inventory of صورت دارایی
proces verbal صورت مجلس
accomplish صورت گرفتن
accomplishes صورت گرفتن
unfigured بی صورت ساده
accomplishing صورت گرفتن
list of promotiona صورت ترفیعات
burble جوش صورت
inventory صورت کالا
inventory صورت اموال
if necessary در صورت لزوم
if need be در صورت بایست
if possible در صورت امکان
minutes صورت جلسه
if so در صورت مثبت
outward show صورت فاهر
free list صورت مجانی ها
outside appearance صورت فاهر
imbody صورت خارجی
minute صورت جلسه
schedules صورت فهرست
transformation تبدیل صورت
forgery صورت سازی
primordial image صورت ازلی
pictography صورت نگاری
burbled جوش صورت
formation صورت بندی
burbles جوش صورت
burbling جوش صورت
processionize صورت مجلس
incarnation صورت خارجی
incarnations صورت خارجی
programme of work صورت کارها
forgeries صورت سازی
pictograph صورت نگاره
pictogram صورت نگاشت
if possible در صورت توانایی
sales check صورت فروش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com