English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
sirius صورت فلکی شعرای یمانی
Other Matches
orion hound شعرای یمانی
sirius شعرای یمانی
canicula شعرای یمانی
alpha canis majoris شعرای یمانی
canicular وابسته به شعرای یمانی
constellate بشکل صورت فلکی درامدن جزء منظومه فلکی شدن
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
dog star ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
celestial body صورت فلکی
constellations صورت فلکی
asterism صورت فلکی
constellation صورت فلکی
constellations هیئت صورت فلکی
draco صورت فلکی اژدها
serpents صورت فلکی حیه
serpent صورت فلکی حیه
lyra صورت فلکی "بربط "
argo صورت فلکی سفینه
sagittarius صورت فلکی قوس
constellation هیئت صورت فلکی
flying fishes صورت فلکی ماهی پرنده
lupus صورت فلکی " گرگ " یا" سرحان "
lynxes وشق صورت فلکی شمالی
lynx وشق صورت فلکی شمالی
flying fish صورت فلکی ماهی پرنده
Cup پیاله [صورت فلکی] [ستاره شناسی]
Crater پیاله [صورت فلکی] [ستاره شناسی]
constellatory وابسته بصورت اسمانی-مانند صورت فلکی
leo برج اسد که پنجمین صورت فلکی منطقه البروج است
circumpolar constellation صورتهای فلکی دور قطبی صورتهای فلکی پیرا قطبی
chalcedony سنگ یمانی
jacinth سنگ یمانی
sardonyx یکجور عقیق یمانی
alpha canis minoris شعرای شامی
early poets شعرای پیشین
precycon شعرای شامی
modern poets شعرای متاخر
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
parnassian school of poets شعرای سده نوزدهم فرانیه که بیشتراهمیت بوزن شعرمیداندتابمعانی لطیف ان
celestial فلکی
firmamental فلکی
astro نجومی فلکی
celestial body صور فلکی
astrodome نیم کره فلکی
andromeda منظومه فلکی مراه المسلسله
celestial navigation ناوبری بااستفاده از صور فلکی
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
barrage jamming تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
basic بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
version صورت
forms صورت
physiognomies صورت
statement صورت
physiognomy صورت
figure صورت
figures صورت
listing صورت
listings صورت
facies صورت
versions صورت
figuring صورت
statements صورت
image صورت
images صورت
kalendar صورت
mazard صورت
medal صورت
medals صورت
hues صورت
hue صورت
roster صورت
constellation صورت
rosters صورت
roll صورت
formed صورت
form صورت
effigy صورت
effigies صورت
providing در صورت
freckle لک صورت
phases صورت
phased صورت
phase صورت
rolls صورت
rolled صورت
constellations صورت
visage رو صورت
face صورت
coat card صورت
filed صورت
circumstantially در صورت
list صورت
faces صورت
file صورت
visages رو صورت
invoicing صورت
slips صورت
conformer هم صورت
invoiced صورت
invoice صورت
shapes صورت
conformational isomers هم صورت
slip صورت
shape صورت
invoices صورت
slipped صورت
transfiguration تبدیل صورت
inventory صورت اموال
powders پودر صورت
manageable <adj.> صورت پذیر
to put in to shape سر و صورت دادن
practicable <adj.> صورت پذیر
matricula صورت اعضا
formation صورت بندی
unfigured بی صورت ساده
numerator صورت کسر
nomenelature صورت اسامی
to take an inventory of صورت دارایی
executable <adj.> صورت پذیر
the brush صورت گری
At any rate . In any case . Anyway . درهر صورت
normalized form صورت هنجار
apparition صورت وهمی
normal form صورت هنجار
workable <adj.> صورت پذیر
normal form صورت عادی
nominal list صورت اسامی
possible [doable, feasible] <adj.> صورت پذیر
powdering پودر صورت
face cream کرم صورت
achievable <adj.> صورت پذیر
breadboard می صورت گیرد
white face جانورسفید صورت
make something happen صورت دادن
bill of sale صورت فروش
carry into effect صورت دادن
bill of quantities صورت مقداری
accomplish صورت گرفتن
bills of fare صورت غذا
accomplishing صورت گرفتن
impanel در صورت نوشتن
imbody صورت خارجی
if so در صورت مثبت
if possible در صورت توانایی
faceless بدون صورت
face powders پودر صورت
list of promotiona صورت ترفیعات
powder پودر صورت
veiling تور صورت
makeable <adj.> صورت پذیر
makable [spv. makeable] <adj.> صورت پذیر
doable <adj.> صورت پذیر
contrivable <adj.> صورت پذیر
waveform به صورت موج
reorganization صورت جدید
isolate به صورت الکتریکی
isolates به صورت الکتریکی
BS صورت فروش
face powder پودر صورت
isolating به صورت الکتریکی
serials و به صورت سری
serial و به صورت سری
long robe صورت کشیده
inventory صورت کالا
minute صورت جلسه
rosters صورت کار
rosters صورت نگهبانی
certificate of expenditure صورت حساب
roster صورت کار
roster صورت نگهبانی
certificate of expenditure صورت هزینه
decrepitation صورت نمکی
pictography صورت نگاری
pictograph صورت نگاره
pictogram صورت نگاشت
carte صورت غذا
semblance صورت فاهر
archetypes صورت ازلی
archetype صورت ازلی
clear text به صورت کشف
court card صورت :شاه
record صورت مذاکرات
primordial image صورت ازلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com