Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
stop list
صورت متخلفین
Other Matches
offender against this article
متخلفین از این ماده
violation will be prosecuted
متخلفین تعقیب خواهند شد
offenders will be punished
متخلفین بکیفر خواهند رسید
inventory
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
snoops
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snoop
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snooping
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snooped
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
local
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printer
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
barrage jamming
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
basic
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
slip
صورت
figuring
صورت
slips
صورت
rosters
صورت
face
صورت
slipped
صورت
figures
صورت
figure
صورت
list
صورت
constellation
صورت
constellations
صورت
physiognomy
صورت
faces
صورت
kalendar
صورت
mazard
صورت
listing
صورت
listings
صورت
images
صورت
image
صورت
providing
در صورت
statement
صورت
freckle
لک صورت
roster
صورت
circumstantially
در صورت
coat card
صورت
conformational isomers
هم صورت
conformer
هم صورت
medals
صورت
medal
صورت
facies
صورت
statements
صورت
physiognomies
صورت
invoicing
صورت
hues
صورت
hue
صورت
filed
صورت
invoiced
صورت
forms
صورت
formed
صورت
invoices
صورت
shapes
صورت
visages
رو صورت
rolled
صورت
effigy
صورت
rolls
صورت
visage
رو صورت
version
صورت
file
صورت
phases
صورت
form
صورت
effigies
صورت
invoice
صورت
phased
صورت
roll
صورت
phase
صورت
shape
صورت
versions
صورت
powders
پودر صورت
free list
صورت مجانی ها
matricula
صورت اعضا
list of promotiona
صورت ترفیعات
long robe
صورت کشیده
powdering
پودر صورت
inventory
صورت اموال
inventory
صورت کالا
powder
پودر صورت
impanel
در صورت نوشتن
if possible
در صورت توانایی
serial
و به صورت سری
serials
و به صورت سری
if possible
در صورت امکان
if so
در صورت مثبت
if need be
در صورت بایست
ever
درهر صورت
if necessary
در صورت لزوم
imbody
صورت خارجی
formulation
صورت بندی
nomenelature
صورت اسامی
nominal list
صورت اسامی
outward show
صورت فاهر
pictogram
صورت نگاشت
pictograph
صورت نگاره
pictography
صورت نگاری
primordial image
صورت ازلی
proces verbal
صورت مجلس
ever-
درهر صورت
portraiture
نقاشی از صورت
accomplishing
صورت گرفتن
processionize
صورت مجلس
programme of work
صورت کارها
complement form
صورت متممی
accomplishes
صورت گرفتن
accomplish
صورت گرفتن
sales check
صورت فروش
outside appearance
صورت فاهر
on foot
به صورت پیاده
normal form
صورت عادی
normal form
صورت هنجار
normalized form
صورت هنجار
numerator
صورت کسر
reorganization
صورت جدید
isolate
به صورت الکتریکی
isolates
به صورت الکتریکی
isolating
به صورت الکتریکی
facial
مربوط به صورت
apparition
صورت وهمی
anyhow
در هر صورت بهرجهت
facet
صورت کوچک
facets
صورت کوچک
minutes
صورت جلسه
greasepaint
صورت گرتماشاخانه
forms
صورت دیس
formalism
صورت گرایی
rosters
صورت کار
rosters
صورت نگهبانی
roster
صورت کار
roster
صورت نگهبانی
plural
صورت جمع
formed
صورت دیس
burble
جوش صورت
burbled
جوش صورت
asterism
صورت فلکی
minute
صورت جلسه
record
صورت مذاکرات
semblance
صورت فاهر
constellations
صورت فلکی
bill of fare
صورت غذا
bills of fare
صورت غذا
constellation
صورت فلکی
crackling
صورت نمکی
schedule
صورت فهرست
scheduled
صورت فهرست
schedules
صورت فهرست
at any rate
درهر صورت
at that rate
در این صورت
conditionality
صورت شرطی
incarnations
صورت خارجی
court card
صورت :شاه
forgeries
صورت سازی
decrepitation
صورت نمکی
difference tone
صورت افتراقی
forgery
صورت سازی
form
صورت دیس
carte
صورت غذا
enumeration
صورت ریز
formation
صورت بندی
erythema
گل انداختن صورت
externallze
صورت فاهردادن
f.artery
شریان صورت
apparitions
صورت وهمی
complement form
صورت متمم
clear text
به صورت کشف
burbles
جوش صورت
burbling
جوش صورت
bill of exceptions
صورت استثنائات
bill of goods
صورت کالا
archetypes
صورت ازلی
archetype
صورت ازلی
bill of material
صورت قطعات
bill of quantities
صورت مقداری
bill of sale
صورت فروش
breadboard
می صورت گیرد
canonical form
صورت متعارفی
celestial body
صورت فلکی
certificate of expenditure
صورت هزینه
certificate of expenditure
صورت حساب
incarnation
صورت خارجی
face card
ورق صورت
transformation
تبدیل صورت
faceless
بدون صورت
face cream
کرم صورت
At any rate . In any case . Anyway .
درهر صورت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com