Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (7 milliseconds)
English
Persian
grogram
صوف ابریشمی
Search result with all words
kapok
الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
rubber
ابریشمی یا کاپوت مالنده یاساینده
rubbers
ابریشمی یا کاپوت مالنده یاساینده
chiffon
نوعی پارچه ابریشمی
scarf
حمایل ابریشمی وامثال ان شال گردن
scarfs
حمایل ابریشمی وامثال ان شال گردن
silken
ابریشمی
brocade
پارچه ابریشمی گل برجسته
silky
ابریشمی
tulle
پارچه توری ابریشمی نازک مخصوص روسری ولباس زنانه
silk
پارچه ابریشمی
silk
لباس ابریشمی
doilies
نوعی پارچه ابریشمی
doily
نوعی پارچه ابریشمی
bobbinet
نوعی توری نخی یا ابریشمی
cotton or silk velvet
مخمل نخی یا ابریشمی
crape
نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
d.s.c.
سیم با دو روکش ابریشمی
double silk covered
سیم با دو روکش ابریشمی
garbed in silk
جامه ابریشمی پوشیده ملبس بجامه ابریشمی
grosgrain
پارچه ابریشمی خیلی محکم وکلفت
i have a silk rug Štoo
یک قالیچه ابریشمی هم دارم
lampas
کام اماس کام دهان اسب یکجور پارچه ابریشمی گلدار
levantine
یکجورپارچه ابریشمی
malines
تور فریف ابریشمی و اهاردارکه برای لباس وکلاه زنانه بکار میبرند
mantua
نوعی پارچه ابریشمی
messaline
پارچه نرم ولطیف ابریشمی ابریشمی
near silk
ابریشمی که نزدیک بابریشم اصل است
ninon
پارچه نرم و مواج ابریشمی
organzine
قیطان ابریشمی
paduasoy
پارچه ابریشمی راه راه وبادوام که درسده هیجدهم برای جامه بکار می بردند
samite
پارچه زربفت ابریشمی سنگین
sarcenet
پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
sarsenet
پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
sericate
ابریشمی
sericeous
ابریشمی
shagreen
چرم دان دان نوعی پارچه ابریشمی دان دان
shantung
پارچه ابریشمی خشن چینی
shiner
ستاره کلاه ابریشمی
shot silk
ابریشمی که چون از چند سوبدان نگاه کنندچند رنگ نشان میدهد
silk cloth
پارچه ابریشمی
silk hat
کلاه بلند ابریشمی مخصوص مواقع رسمی
silk manufactures of home
کالاهای ابریشمی ساخت میهن
silk stocking
جوراب ابریشمی
silk tasseled
گل ابریشمی
silkaline
پارچه ابریشمی سبک وحریرنمای مخصوص پرده وغیره
silkiness
خاصیت ابریشمی
surah
نوعی پارچه ابریشمی زنانه ابریشم مصنوعی
tiffany
پارچه توری ابریشمی نازک
tie silk
پارچه ابریشمی کراواتی
to garb oneself in silk
جامه ابریشمی پوشیدن
to rustle in silks
جامه ابریشمی پوشیدن
velveteen
مخمل نخی یا ابریشمی
we d. in silks
ما کالای ابریشمی میفروشیم
condom
ابریشمی
condoms
ابریشمی
floss
پنبه ابریشمی
Imperial Silk Hunting Carpet
فرش شکارگاهی ابریشمی درباری
[این فرش مربوط به قرن شانزده میلادی بوده و در زمینه حاشیه از صحنه های شکار به همراه گل های شاه عباسی و اسلیمی استفاده شده است.]
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
processed silk
ابریشم پخته
[ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
raw silk
ابریشم خام
[ابریشمی که صمغ آن گرفته نشده است.]
silk pile
پرز ابریشمی
silk pile
خامه ابریشمی
waste silk
ابریشم گجین
[ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com