Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
refinish
صیقل یا رنگ و روغن تازه دادن به
Other Matches
broach
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
new blood
<idiom>
جان تازه به چیزی دادن ،نیروی تازه یافتن
polish
صیقل دادن
polishes
صیقل دادن
polishing
صیقل دادن
burnish
صیقل دادن
gloss
صیقل دادن
burnishes
صیقل دادن
burnishing
صیقل دادن
brown finish
صیقل دادن به وسیله سرخ کردن
steel wool
براده فولاد برای صیقل دادن یاپاک کردن فروف
furbish
صورت تازه دادن به
furbishing
صورت تازه دادن به
furbishes
صورت تازه دادن به
furbished
صورت تازه دادن به
rejuvenesce
زندگی تازه دادن به
revivifying
نیروی تازه دادن
revivify
نیروی تازه دادن
revivified
نیروی تازه دادن
replenished
ذخیره تازه دادن
replenishes
ذخیره تازه دادن
replenishing
ذخیره تازه دادن
revivifies
نیروی تازه دادن
refreshes
نیروی تازه دادن به
refreshed
نیروی تازه دادن به
refresh
نیروی تازه دادن به
reinvigorate
نیروی تازه دادن به
reseated
نشیمنگاه تازه دادن
reseats
نشیمنگاه تازه دادن
replenish
ذخیره تازه دادن
reseat
نشیمنگاه تازه دادن
reseating
نشیمنگاه تازه دادن
revitalize
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalized
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalises
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalised
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalizing
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalizes
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalising
قدرت و زندگی تازه دادن
rallies
نیروی تازه دادن به گرد امدن
refresh
نیروی تازه دادن تقویت کردن
rallied
نیروی تازه دادن به گرد امدن
refreshed
نیروی تازه دادن تقویت کردن
refreshes
نیروی تازه دادن تقویت کردن
rally
نیروی تازه دادن به گرد امدن
reincarnate
تجسم یا زندگی تازه دادن حلول کردن
oil dent
شیار ورود روغن یا سوراخ عبور روغن
wind
سمت وزش باد فرصت دادن به اسب برای تازه کردن نفس
winds
سمت وزش باد فرصت دادن به اسب برای تازه کردن نفس
enactory
دربردارنده مقر رات) تازه برقرارکننده حقوق تازه
oil
روغن کاری کردن روغن ساختن
oils
روغن کاری کردن روغن ساختن
oiling
روغن کاری کردن روغن ساختن
new coined
تازه بنیاد تازه سکه زده
air cooled oil cooler
نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
creosotes
روغن قیر روغن قطران
creosoting
روغن قیر روغن قطران
oil can
حلب روغن , روغن دان
creosote
روغن قیر روغن قطران
cutting oil
روغن سردکننده روغن برش
creosoted
روغن قیر روغن قطران
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
facing
صیقل
burnishes
صیقل
facings
صیقل
furbisher
صیقل گر
polish
صیقل
burnish
صیقل
polish
: صیقل
slicker
صیقل زن
polishes
صیقل
polishes
: صیقل
newlywed
تازه داماد تازه عروس
varnishing
جلا صیقل
glaze
صیقل کردن
polishing file
سوهان صیقل
lustreer
درخشندگی صیقل
burnishing
صیقل کاری
fairing
صیقل کاری
varnishes
جلا صیقل
lustre
صیقل پرداخت
blindage
صیقل کاری
varnish
جلا صیقل
varnished
جلا صیقل
glazes
صیقل کردن
blinding
صیقل کاری ساختمان
blindingly
صیقل کاری ساختمان
back facing tool
ابزار صیقل کاری
cylinderical lapping
صیقل کاری مدور
bright luster
صیقل کاری کاملا" براق
tumbling barrel
غلتک مخصوص صیقل فلزات
hobbledehoy
کره اسبی که تازه بالغ شده ادم تازه بالغ
pitchstone
یکجور خاره اتش فشانی که خاصیت شیشه و صیقل زفت رادارا است
machine
تراشکاری کردن صیقل کردن
machined
تراشکاری کردن صیقل کردن
machines
تراشکاری کردن صیقل کردن
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
greasing
روغن
greaser
روغن زن
oil can
روغن زن
greased
روغن
lubricant
روغن
dopes
روغن
grease
روغن
unguent
روغن
oil groove
روغن رو
dope
روغن
pomade
روغن سر
oils
روغن
butters
روغن
buttering
روغن
lubricants
روغن
ghee
روغن
ghi
روغن
ointment
روغن
sebaceous humour
روغن
ointments
روغن
oil
روغن
buttered
روغن
unction
روغن
brilliantine
روغن مو
clurified or run butter
روغن
bandoline
روغن مو
butter
روغن
bandolin
روغن مو
oiling
روغن
lubricating
روغن زدن به
colve oil
روغن میخک
colza oil
روغن منداب
mustard oil
روغن خردل
allyl isosulfocyanate
روغن خردل
wild rocket oil
روغن منداب
allyl isothiocyanate
روغن خردل
oiler
روغن کار
lanoline
روغن پشم
machine oil
روغن ماشین
compressor oil
روغن کمپرسور
lubricating
روغن زدن
lubricates
روغن زدن به
lubricate
روغن زدن
lubricate
روغن زدن به
lubricated
روغن زدن
oil retaining ring
رینگ روغن
oil seal ring
رینگ روغن
oil sludge
رسوب روغن
chassis grease
روغن گریس
oil squirt
اب دزدک روغن
lubricated
روغن زدن به
lubricates
روغن زدن
olive oil
روغن زیتون
palmachristi
روغن کرچک
balsam oil
روغن مصری
oilman
روغن فروش
camphor oil
نوعی روغن
oil container
فرف روغن
bilge
مکیدن اب یا روغن
cade oil
روغن عرعر
butterfat
روغن شیر
oleaginous
شبیه روغن
oil channel
مجرای روغن
oil change
تعویض روغن
brake fluid
روغن ترمز
bone oil
روغن استخوانی
cavalito's oil
روغن کاوالیتو
cooking oil
روغن آشپزی
transformer oil
روغن مبدل
animal oil
روغن حیوانی
antiknock
روغن موتور
train oil
روغن نهنگ
train oil
روغن بالن
cold drawn oil
روغن کرچک
oleometer
روغن سنج
codfish
ماهی روغن
coconut oil
روغن نارگیل
oil bath
حمام روغن
balsam oil
روغن بلسان
mineral oil
روغن معدنی
varnishing
رنگ روغن
grease box
روغن دان
oil
روغن زدن به
oil pressure
فشارسنج روغن
greasing
روغن اتومبیل
greasing
روغن چربی
grnish
رنگ و روغن
varnish
رنگ روغن
unction
روغن مالی
fusel oil
روغن فوزل
varnish
روغن جلا
oiling
روغن زدن
oil plug
پیچ روغن
oil passage
عبور روغن
oil of roses
روغن سبز
oil mist
تیرگی روغن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com