English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (9 milliseconds)
English Persian
lint ضایعات پنبه
cotton waste ضایعات پنبه
Search result with all words
cotton-waste آشغال و ضایعات پنبه
Other Matches
linter ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
napping waste ضایعات عمل خارزنی [این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
asbestos پنبه نسوز پنبه کوهی
waste product ضایعات
scraps ضایعات
scrapping ضایعات
scrapped ضایعات
culch ضایعات
scrap ضایعات
spoilage ضایعات
cultch ضایعات
decrement ضایعات
wastage ضایعات
garble ضایعات
pugs ضایعات غله
pug ضایعات غله
casualty تلفات و ضایعات
battle casualty ضایعات رزمی
casualties تلفات و ضایعات
loss تلفات ضایعات
wastage ضایعات تضییع
damage criteria میزان ضایعات
damage ضایعات رزمی
effective damage ضایعات موثر
loss appraisal ضایعات قابل قبول
mortality قابلیت دریافت ضایعات
mass casualties تلفات و ضایعات شدید
loss replacement جایگزینی تلفات و ضایعات
casualty agent عامل ایجاد تلفات و ضایعات
loss تلفات جنگی ضایعات رزمی
gumma ضایعات دوره سوم سفلیس
excess cover treaty قرارداد پوشش بیمهای ضایعات بیشتر
damage assessment تعیین میزان خسارت براورد ضایعات
casualty board تابلوی نمودار ضایعات یکان تابلوی تلفات
cotton yarn نخ پنبه
carder پنبه زن
collodion پنبه
cotton پنبه
cottons پنبه
earth flax پنبه کوهی
bobber چوب پنبه
boll [cotton gin] غوزه پنبه
cotton seed پنبه دانه
cotton plant درخت پنبه
cotton plant بوته پنبه
cotton plantation پنبه زار
cotton plantation پنبه کاری
cotton seed تخم پنبه
cottonseed تخم پنبه
cottonseed پنبه دانه
asbestus سنگ پنبه
rock cork پنبه کوهی
feeding cloth پنبه رسان
stopper چوب پنبه
floss پنبه ابریشمی
Egyptian cotton پنبه مصری
floers of zinc پنبه روی
oxide zine پنبه روی
guncotton باروت پنبه
nitro cotton باروت پنبه
miuntain flax پنبه کوهی
miuntain flax سنگ پنبه
phellem چوب پنبه
pyrocellulose پنبه باروتی
pyrocotton پنبه باروتی
paper tiger پهلوان پنبه
paper tigers پهلوان پنبه
To cut ones head with cotton . <proverb> با پنبه سر بریدن .
cotton wool لایی پنبه
bravado پهلوان پنبه
stoppers چوب پنبه
asbestos پنبه کوهی
abiston پنبه نسوز
cotton wool پنبه لایی
corks چوب پنبه
cork چوب پنبه
cash crops پنبه وتنباکو
abiston پنبه کوهی
floats چوب پنبه
floated چوب پنبه
asbeston پنبه نسوز
float چوب پنبه
cards پنبه زنی
card پنبه زنی
asbestus پنبه نسوز
asbestus پنبه کوهی
bullied پهلوان پنبه
bullies پهلوان پنبه
bully پهلوان پنبه
absorbent cotton پنبه هیدروفیل
asbestos پنبه نسوز
pods قوزه پنبه
pod قوزه پنبه
bullying پهلوان پنبه
stopper باچوب پنبه بستن
mallow پنیرک پنبه ایرانی
gins پنبه را پاک کردن
gin پنبه را پاک کردن
mountain cork یکجور پنبه کوهی
batting پنبه حلاجی شده
pourpoint لحاف پنبه دار
maco پنبه درجه یک مصری
stoppers باچوب پنبه بستن
cotton-mills کارخانه ریسندگی پنبه ای
kapok چوب پنبه سبک
loggerhead نوعی افت پنبه
bung چوب پنبه بشکه
corked چوب پنبه دار
cotton cake کنجاره پنبه دانه
bungs چوب پنبه بشکه
bunging چوب پنبه بشکه
tampon پنبه یا کهنه قاعدگی
ginning پنبه پاک کنی
tampons پنبه یا کهنه قاعدگی
basic crops پنبه تنباکو و برنج
bunged چوب پنبه بشکه
cork oak درخت چوب پنبه کش
cork borer چوب پنبه سوراخ کن
cottonseed oil روغن پنبه دانه
cotton gin ماشین پنبه پاک کن
comber ماشین پنبه زنی
asbestine مانند پنبه نسوز
asbestos cement سیمان پنبه کوهی
asbestos cement سیمان پنبه نسوز
angola yarn نوعی نخ مخلوط از پنبه و پشم
the cork went off with apop چوب پنبه در رفته تپ صداکرد
bundle بقچه کلاف پشم یا پنبه
cotton grade درجه پنبه بر اساس مرغوبیت
phellogen لایه چوب پنبه ساز
subereous از چوب پنبه گرفته شده
seed wool پنبه خام یاپاک نکرده
quilting پنبه دار پارچه لحافی
gin ماشین پنبه پاک کنی
peasecod جلونیم تنه پنبه دار
asbestos mica عایق پنبه نسوز و میکا
gins ماشین پنبه پاک کنی
mildew کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
absorption میزان جذب آب توسط پنبه یا پشم
cloop صدای کشیدن چوب پنبه ازشیشه
cellulose الیاف سلولز [در پنبه کنف و غیره]
vegetable fiber الیاف سلولزی [مثل پنبه و کنف]
pourpoint لباس لایه داریا پنبه دار
suberin ماده مومی یا چرب چوپ پنبه
pyroxilin یکجور باروت پنبه که در الکل اب میشود
cork بافت چوب پنبه درخت بلوط
he undid what i had done انچه من رشته بودم او پنبه کرد
corks بافت چوب پنبه درخت بلوط
To pay no heed . To be inattentive . پنبه درگوش گذاشتن ( بی توجه بودن )
to bung با چوب پنبه [یا متوقف کننده] بستن
to bung up با چوب پنبه [یا متوقف کننده] بستن
uncorks چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorked چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorking چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
gossypol رنگدانه سمی پنبه دانه O 03H 03C
natural fiber الیاف طبیعی [مثل پشم، پنبه و ابریشم]
snowsuit لباس پنبه دار وزمستانی مخصوص بچه
kapok الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
willow درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
willows درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
waxing cork چوب پنبه برای پولیش کردن اسکی
uncork چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
Milco میلکو [مرغوب ترین فرش رومانی با چله پنبه ای]
swabs پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
cotton-wool yarn نخ مخلوط از پشم و پنبه که در تار یا پود استفاده شود.
swab پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
peascod غلاف نخود جلو نیم تنه پنبه دار
kamptulicon یکجورفرش که ازقندران وچوب پنبه امیخته بهم درست میکنندو....است
distaff فرموک [وسیله ای برای رسیدن پشم و پنبه به روش سنتی و دستی]
swob چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
drafting [کشش کلاف های پشم یا پنبه بوسیله دست یا ماشین که آن را بصورت نوارهای باریک و نهایتا نخ در آورد.]
staple [الیاف کوتاه مانند پنبه و پشم که طی مراحل نخ ریسی تبدیل به نخ مناسب جهت تار و پود فرش می گردند.]
steeve خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
hank طول مشخصی از نخ [بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
corkscrew rule قاعده پیچ بطری بازکن قاعده چوب پنبه کش
willy ماشین حلاجی پشم و پنبه حلاجی یا پاک کردن
anticipated stock losses تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
ceiba درخت گل ابریشم گرمسیری درخت پنبه هندی
cork چوب پنبهای چوب پنبه گذاشتن
scutch پنبه زنی کردن پهن کردن
corks چوب پنبهای چوب پنبه گذاشتن
Mercerization مرسیزاسیون [این عمل شیمیایی بر روی نخ های پنبه ای توسط مواد قلیائی و در محیط تحت فشار انجام گرفته تا علاوه بر افزایش استحکام نخ، حالتی درخشنده نیز به آن افزوده شود.]
dry rot پوسیدگی [خشک و فاسد شدن الیاف پنبه که در اثر رشد قارچ بر روی لیف بوجود می آید. فرش هایی که در جای رطوبتی یا گرم و شرجی قرار دارند بیشتر در معرض این آسیب دیدگی هستند.]
direct dyes رنگینه های مستقیم [که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
vase structure بافت سه پوده گلدانی [در بعضی از فرش های قرن دهم و یازدهم طرح های گلدانی را بصورت سه پوده می بافتند که دو پود آن پشمی و پود سوم پنبه یا ابریشم بوده است.]
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
jute fiber [الیاف کنف که از ساقه این گیاه تیه می شوند. در فرش های ماشینی از کنف بین تار و پود استفاده می شود و در بعضی از فرش های هندی و چینی آنرا با مخلوط پنبه در تار استفاده می کنند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com