Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
prescore
ضبط صدا یا موسیقی فیلم قبل از فیلمبرداری
Other Matches
It was filmed on location.
صحنه فیلم درمحل واقعی فیلمبرداری شده
cassettes
کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
cassette
کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
pancromic
فیلم چند رنگه فیلم چندحالته
reel
قرقره فیلم حلقه فیلم
reeled
قرقره فیلم حلقه فیلم
reeling
قرقره فیلم حلقه فیلم
reels
قرقره فیلم حلقه فیلم
play by ear
<idiom>
توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
cinematography
هنر فیلمبرداری
melody
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
melodies
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
to sight-read something
از روی ورقه
[نت موسیقی]
آلت موسیقی بازی کردن
shots
منظره فیلمبرداری شده
klieg light
لامپ پرنورعکاسی و فیلمبرداری
kleig light
لامپ پرنورعکاسی و فیلمبرداری
shot
منظره فیلمبرداری شده
kinescope
ازبرنامه تلویزیونی فیلمبرداری کردن
camcorders
دوربین فیلمبرداری ویدیو و تلویزیون
camcorder
دوربین فیلمبرداری ویدیو و تلویزیون
musicom
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
MIDI Mapper
برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
sound camera
دوربین فیلمبرداری مجهزبدستگاه ضبط صوت
MIDI file
فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
filmstrip
نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
shoots
فیلمبرداری کردن عکسبرداری کردن
shoot
فیلمبرداری کردن عکسبرداری کردن
film
فیلم
film leader
فیلم
filmed
فیلم
load
فیلم
loads
فیلم
film
فیلم سینما
filmed
فیلم عکاسی
cinematograph
اپارات فیلم
talkies
فیلم ناطق
talkie
فیلم ناطق
film
فیلم عکاسی
peepshow
فیلم شهوانی
x ray film
فیلم رونتگن
filmed
فیلم سینما
microfilm
میکرو فیلم
microfilmed
ریز فیلم
microfilm
ریز فیلم
film-strips
نوار فیلم
film-strip
نوار فیلم
film strip
نوار فیلم
microfilmed
میکرو فیلم
microfilming
ریز فیلم
microfilming
میکرو فیلم
microfilms
میکرو فیلم
as good as a play
<idiom>
مثل فیلم
peepshows
فیلم شهوانی
acetate film
فیلم استاتی
advertising spot
فیلم تبلیغاتی
reversal film
فیلم معکوس
picturize
فیلم برداشتن از
instruction film
فیلم اموزشی
instruction film
فیلم درسی
positive film
فیلم مثبت
negative film
فیلم منفی
phonofilm
فیلم صدادار
phonofilm
فیلم سخنگو
moving picture
فیلم سینما
filmiest
فیلم مانند
filmy
فیلم مانند
telefilm
فیلم تلویزیونی
filmier
فیلم مانند
film recorder
ضباط فیلم
film recorder
فیلم نگار
microfilms
ریز فیلم
film reader
فیلم خوان
film developer
سازنده فیلم
filmstrip
فیلم سینمایی
camera magazine
کاست فیلم دوربین
cinematograph
دوبین فیلم برداری
filmstrip
فیلم عکاسی 53 میلمتری
false colour
فیلم رنگی مصنوعی
playoffs
نشان دادن فیلم
talkie
صنعت فیلم ناطق
film badge
برگ شناسایی فیلم
technicolour
روش فیلم رنگی
Make three copies of each film.
از هر فیلم سه تا کپی بکنید.
film advance mode
دکمه رد کردن فیلم
geneva stop
سیستم نگهدارنده فیلم
Color films(T. V).
فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
playoff
نشان دادن فیلم
image format
اندازه فیلم عکاسی
talkies
صنعت فیلم ناطق
rerun
نمایش مجدد فیلم
magnetic film
لایه فیلم مغناطیسی
magnetic film memory
حافظه با فیلم مغناطیسی
magnetic film storage
ذخیره فیلم مغناطیسی
magnetic thin film
فیلم نازک مغناطیسی
metol
دوای فهور فیلم
dubbed
فیلم را دوبله کردن
dub
فیلم را دوبله کردن
dubs
فیلم را دوبله کردن
fast-forward
جلو زدن فیلم
scenario
متن فیلم سینمایی
scenario
متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
magnetic thin film memory
حافظه فیلم نازک مغناطیسی
sneak previews
نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
sneak preview
نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
spaghetti western
فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
scenarios
متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
It was a sI'lly boring film (movie).
فیلم لوس وخنکی بود
newsreel
فیلم اخبار جاری روز
camera magazine
جعبه محتوی فیلم عکاسی
spaghetti westerns
فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
newsreels
فیلم اخبار جاری روز
horse opera
فیلم یا نمایش گاوچرانان امریکایی
semidocumentary
فیلم سینمایی نیمه مستند
filmed
تاری چشم فیلم برداشتن از
exposure adjustment knob
دکمه نمایش تعداد فیلم
film
تاری چشم فیلم برداشتن از
She portrays a dancer in the film.
او
[زن]
نقش یک رقاص
[زن]
را در فیلم بازی می کند.
smash hit
<idiom>
نمایش ،بازی یا فیلم خیلی موفق
Black and white.
سیاه وسفید ( عکس ؟ فیلم وغیره )
protection
کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
scenario
زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
scenarios
زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
documentarian
کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
What films are they showing at this cinema ( theatra house ) ?
این سینما چه فیلم هائی رانشان می دهد ؟
camera-shy
کسی که دوست ندارد از او عکس یا فیلم بگیرند
reprographics
ترسیم ها و فیلم ها و روشهای تولید انبوه مجدد
rewound
برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewind
برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
lithography
کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
unwatchable
[film, TV]
<adj.>
ارزش دیدن نداشته باشد
[فیلم یا تلویزیون]
rewinding
برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewinds
برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
lenticulate
ذرات ریز وعدسکهای کوچک در فیلم نمودارکردن
footage
طول چیزی برحسب فوت مقدار فیلم بفوت
negatives
گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
negative
گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
sound frack
محل مخصوص ضبط صوت برروی حاشیه فیلم ناطق
as dull as a ditch-water
مثل فیلم های تکراری
[خسته کننده و ملال آور]
soft ware
وسایل نرم ابزار دستگاههای کامپیوتر یا چاپ و فیلم برداری
blip
علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
blips
علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
grey scale
سایههای خاکستری برای اندازه گیری دقیق هنگالم فیلم برداری
geneva stop
کلیدچرخ دندهای صلیبی شکل که در دستگاه فیلم برداری موجود میباشد
treble clef
موسیقی
treble staff
موسیقی
music
موسیقی
ear for music
موسیقی
ragtime
در موسیقی
blue key
نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
musicologist
موسیقی شناس
computer music
موسیقی کامپیوتری
fa
چهارمین نت موسیقی
musicology
موسیقی شناسی
noteless
غیر موسیقی
beat
ضربت موسیقی
beats
ضربت موسیقی
subdominant
نت چهارم موسیقی
instrumentally
با الت موسیقی
musical ability
توانش موسیقی
music therapy
موسیقی درمانی
jazz
موسیقی جاز
philharmonic
عاشق موسیقی
music synthesizer
ایجادکننده موسیقی
instructor of music
مشاق موسیقی
musicalness
ذوق موسیقی
musicalness
برابری با موسیقی
musicality
ذوق موسیقی
musicality
برابری با موسیقی
musical language
زبان موسیقی
euterpe
الهه موسیقی
pricking
نقطه نت موسیقی
notes
نت موسیقی نوشتن
noting
نت موسیقی نوشتن
pricked
نقطه نت موسیقی
carillon
زنگهای موسیقی
carillons
زنگهای موسیقی
make music
موسیقی ساختن
note
نت موسیقی نوشتن
pricks
نقطه نت موسیقی
ambient music
موسیقی پس زمینه
background sound
موسیقی متن
background music
موسیقی متن
forte
موسیقی بلند
fortes
موسیقی بلند
prick
نقطه نت موسیقی
background music
موسیقی پس زمینه
background sound
موسیقی پس زمینه
quire
گروه کر
[موسیقی]
ambient music
موسیقی متن
musical instrument
الت موسیقی
musical instruments
الت موسیقی
boogies
موسیقی راک
boogieing
موسیقی بوگی
boogieing
موسیقی راک
boogied
موسیقی بوگی
boogied
موسیقی راک
boogie
موسیقی بوگی
boogie
موسیقی راک
boleros
موسیقی بولرو
devotion to music
دلبستگی به موسیقی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com