English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
ignition pulse ضربه احتراق
Other Matches
crossfiring اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
premature ignition احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
critical grid current جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
crosser ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
seeting on fire احتراق
arson احتراق
oxidization احتراق
ignition احتراق
deflagration احتراق
firing احتراق
burning احتراق
explosion احتراق
combustion احتراق
inflammation احتراق
lighting احتراق
explosions احتراق
ignitible قابل احتراق
igniting agent عامل احتراق
ignitibility قابلیت احتراق
heating value گرمای احتراق
hot bulb ignition احتراق سرسرخ
ignitability قابلیت احتراق
pre ignition زود احتراق
heat value گرمای احتراق
ignitable قابل احتراق
premature ignition احتراق زودرس
igniter switch سوئیچ احتراق
igniter switch کلید احتراق
igniting point نقطه احتراق
ignition device وسیله احتراق
ignition lag تاخیر احتراق
ignition pulse پالس احتراق
ignition pulse ایمپولز احتراق
ignition spark جرقه احتراق
ignition switch کلید احتراق
ignition voltage ولتاژ احتراق
internal combustion احتراق داخلی
inexplosive غیرقابل احتراق
single ignition احتراق تک برقی
magneto ignition احتراق با مگنت
ignition current جریان احتراق
igniting spark جرقه احتراق
ignition by contact احتراق تماسی
misfiring احتراق ناقص
ignition by incandescence احتراق التهابی
ignition cable کابل احتراق
ignition charge خرج احتراق
ignition choke پیچک احتراق
ignition circuit مدار احتراق
ignition condition حالت احتراق
ignition control کنترل احتراق
combustion اشتعال احتراق
heat of combustion گرمای احتراق
timing زمان احتراق
duplex ignition احتراق دوگانه
combustibility قابلت احتراق
dual ignition احتراق دو برقی
combustion chamber محفظه احتراق
sulfur اصل احتراق
surface burning احتراق سطحی
combustiblity قابلیت احتراق
triple ignition احتراق سه برقی
two spark ignition احتراق دو جرقهای
firing accessories لوازم احتراق
combustion area محفظه احتراق
combustion efficiency راندمان احتراق
ignition اشتعال احتراق
combustor محفظه احتراق
combustible احتراق پذیر
sulphur اصل احتراق
combustible قابل احتراق
flash point نقطه احتراق
flame out قطع احتراق
firing position موقعیت احتراق
firing order ترتیب احتراق
advanced ignition اوانس احتراق
base ignition احتراق تحتانی
burning brand نوع احتراق
external combustion احتراق خارجی
combustion efficiency بازده احتراق
burning brand علامت احتراق نیمسوزی
incombustibility عدم امکان احتراق
ignition by contact breaking احتراق با قطع کنتاکت
incombustible غیر قابل احتراق
jump spark ignition احتراق با جرقه جهنده
ignition temperature درجه حرارت احتراق
ignition voltage فشار الکتریکی احتراق
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
ignition system سیستم احتراق موتور
combustor سیستم احتراق توربین
order of fire ترتیب احتراق موتور
explosively بطور قابل احتراق
internal combustion engines موتور احتراق داخلی
internal combustion engine موتور احتراق داخلی
dual ignition system سیستم احتراق دوتایی
ignition analyzer اسیلوگراف کنترل احتراق
molar heat of combusion گرمای مولی احتراق
molar enthalpy of combusion انتالپی مولی احتراق
delay zction firing عمل احتراق با تاخیر
compression ingition احتراق توسط فشار
constant pressure combustion احتراق در فشار ثابت
combustible جسم قابل احتراق
make and break ignition احتراق با قطع و وصل
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
preignition احتراق قبل از وقت
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
firedamp گاز قابل احتراق معدن
burner cans محفظه احتراق موتورهای توربینی
afterburning عملیات بعد از احتراق سوخت
can annular محفظه احتراق حلقوی شکل
cannular محفظه احتراق حلقوی شکل
capacitor discharge ignition سیستم احتراق با انرژی زیاد
vaporizing combustor سیستم احتراق توربین گاز
timing تنظیم زمان احتراق موتور
cans هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
canning هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
explosive قابل احتراق ماده محترقه یا منفجره
ignition احتراق اتش زدن مشتعل کردن
precombustion chamber engine موتور با اطاق احتراق تراکم قبلی
can هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
placekick ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
backfires احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfiring احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfired احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
plug nozzle نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
backfire احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
igniter ماده بسیار قابل احتراق که باماده ضعیفتر مخلوط میشود
hot test تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
charactristic lenght نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودی موتوردر راکت
restricted propellant سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
residence time مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
multipropellant سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
hung start شرایطی در استارت توربینهای گاز که در ان احتراق صورت میگیرد ولی موتور به سرعت خودکفایی نمیرسد
multi chamber نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
combustion starter مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
rate of flame propagation سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
diesel ramjet موتور رم جت که سرعت ان به حدی است که گرمای حاصل از تراکم هوای داخل ان برای احتراق سوخت کافی است
engine موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
external combustion engine موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
ignition anode اند کمکی اند احتراق
kick ضربه با پا
double kick دو ضربه پی در پی
thudded ضربه
thudding ضربه
push ضربه
thuds ضربه
pushed ضربه
popped ضربه
pushes ضربه
pops ضربه
pulse ضربه
thud ضربه
strikeless بی ضربه
shock ضربه
shock proof ضد ضربه
left ضربه چپ
slugger ضربه زن
sole kick ضربه با کف پا
sole of the foot kick ضربه با کف پا
kick ضربه
sole trap ضربه با کف پا
yee jupkki ضربه پا
butt joint ضربه
bonking ضربه بر سر
bonks ضربه بر سر
shockproof ضد ضربه
butting ضربه با سر
surges ضربه
surged ضربه
surge ضربه
hack ضربه
collision ضربه
collisions ضربه
hacks ضربه
bonked ضربه بر سر
pulsed ضربه
pop ضربه
flaps ضربه
whang ضربه
brunt ضربه
flapped ضربه
flap ضربه
antiknock ضد ضربه
head ضربه با سر
bonk ضربه بر سر
hacked ضربه
tits ضربه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com