English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English Persian
kick with the heel ضربه با پاشنه پا
pivot instep kick ضربه با پاشنه پا
Search result with all words
chop کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chopped کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
heel kick ضربه با پاشنه پا به عقب
kickoff ضربه ازاد با پاشنه پا درشروع
Other Matches
heel پاشنه جوراب پاشنه گذاشتن به
heels پاشنه جوراب پاشنه گذاشتن به
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
crosser ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
upstream toe پاشنه سد
heel ته پاشنه کف
cups پاشنه در
cupped پاشنه در
cup پاشنه در
heel پاشنه
heel پاشنه سد
heel پاشنه در
door hinge پاشنه
quarter deck پاشنه
overtaking light پاشنه
shoe lift پاشنه کش
pivot footstep پاشنه
heelpiece پاشنه
talon پاشنه پا پاشنه
wake کف پاشنه
waked کف پاشنه
wakes کف پاشنه
door hinge پاشنه در
talons پاشنه پا پاشنه
stern پاشنه
pivoted پاشنه در
heels پاشنه سد
door-furniture پاشنه ی در
trigger پاشنه
pivots پاشنه در
triggered پاشنه
after castle پاشنه
heels پاشنه در
triggers پاشنه
sterns پاشنه
sternest پاشنه
sterner پاشنه
pivot پاشنه در
bridge seat پاشنه پل
shoeing پاشنه
heels پاشنه
bridge shoe پاشنه
bridge shoe پاشنه پل
heels ته پاشنه کف
shoes پاشنه
shoe پاشنه
aft spring اسپرینگ پاشنه
abaft به سمت پاشنه
mizzen sail بادبان پاشنه
sterns پاشنه ناو
sternest پاشنه ناو
heeltap لایی پاشنه
calcaneum استخوان پاشنه
sterner پاشنه ناو
quarter boom بوم پاشنه
quarter boom تیرک پاشنه
stern پاشنه ناو
poop deck بالاترین پل پاشنه
slipshod پاشنه خوابیده
aftermost نزدیک پاشنه
pivot پاشنه گردان
fantail پاشنه ناو
after turret توپ پاشنه
heel and toe با پنجه و پاشنه
heel cut محافظ پاشنه پا
heeler پاشنه ساز
pivoted پاشنه گردان
heelpiece پاشنه پوش
dead astern درست پاشنه
step پاشنه کفش
boat tail پاشنه قایق
kedge anchor لنگر پاشنه
bootjack پاشنه کش چکمه
following sea موج پاشنه
pivots پاشنه گردان
dwi chook پشت پاشنه پا
heel loop قوس پاشنه
to take to ones heels پاشنه راورکشیدن
shoehorns پاشنه کش کفش
trunnion پاشنه افقی
tiller flat سکان پاشنه
toe protection پاشنه بندی
shoehorn پاشنه کش کفش
trim aft نشست پاشنه
transom stern پاشنه صاف
stepping پاشنه کفش
stern rope طناب پاشنه
heel پاشنه [کفش]
transom stern پاشنه تخت
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
heeltap لایه پاشنه کفش
shoehorns پاشنه کش بکار بردن
pivots پاشنه محور چرخ
pivoted پاشنه محور چرخ
pivot روی پاشنه چرخیدن
pivoted روی پاشنه چرخیدن
pivot پاشنه محور چرخ
pirouettes چرخ روی پاشنه
block heel نعلبند پاشنه اسب
stern fast طناب پاشنه قایق
pirouette چرخ روی پاشنه
shoe پاشنه کیل ناو
stern hook نفر پاشنه قایق
percussion gun تفنگ پاشنه دار
heels پاشنه پی دیواره حائل یا سد
shoeing پاشنه کیل ناو
splash board سپر پاشنه قایق
stern post ستون پاشنه ناو
shoehorn پاشنه کش بکار بردن
pivots روی پاشنه چرخیدن
sternfast طناب پاشنه قایق
heel پاشنه پی دیواره حائل یا سد
running free بادبانی با باد پاشنه
heel در پاشنه قرار گرفتن
swivelled لولای پاشنه گرد
heels توپ را با پاشنه پا رد کردن
swivel لولای پاشنه گرد
ensign staff میله پرچم پاشنه
insteps پاشنه جوراب یاکفش
drilling shoe پاشنه ی مته کاری
heel توپ را با پاشنه پا رد کردن
swivels لولای پاشنه گرد
on the quarter در جهت پاشنه ناو
heel thrust فشار پاشنه پا در پیچیدن
after body قسمت پاشنه ناو
shoes پاشنه کیل ناو
taffrail نرده پاشنه ناو
top lift طبقه زیرین پاشنه پا
by the stern از طرف پاشنه ناو
fore foot کیل ناو در پاشنه
sock کفش راحتی بی پاشنه
instep پاشنه جوراب یاکفش
pivoted روی پاشنه گشتن چرخیدن
dead astern درست در سمت پاشنه ناو
sternway پیشروی ناواز سمت پاشنه
chopine نوعی کفش پاشنه بلند
roughshod دارای نعل پاشنه دار
fore and aft امتداد سینه تا پاشنه ناو
huarache کفش راحتی پاشنه کوتاه
napoleon چکمه پاشنه بلند ناپلئونی
stern tube لوله اژدر پاشنه ناو
snowplow توقف با بردن پاشنه ها بعقب
pivots روی پاشنه گشتن چرخیدن
trimmest کج شدن ناو از سینه یا پاشنه
trims کج شدن ناو از سینه یا پاشنه
trim کج شدن ناو از سینه یا پاشنه
pivot روی پاشنه گشتن چرخیدن
placekick ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
brogan چکمه سنگین پاشنه دار لهجه محلی
french heel پاشنه کفش زنانه بلند وخمیده بجلو
pin joint اتصال بین اعضای ساختمانی بصورت لولا یا پاشنه
hard starboard ناو رابا چرخش سریع بسمت پاشنه بگردانید
skull حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن پاشنه یانوک پا
skulls حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن پاشنه یانوک پا
drag مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
dragged مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
drags مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
musub duchi موسوب داچی ایستادن بگونه ایکه پاشنه پاها به هم چسبیده و پنجه ها به اندازه 54 درجه زاویه داشته باشند
rudder post ستون تیغه سکان یا ستون پاشنه
This door will not last (long)on its hinges . <proverb> این در به این پاشنه نمى ماند .
heel کجی ناو پاشنه ناو
heels کجی ناو پاشنه ناو
hack ضربه
double kick دو ضربه پی در پی
thudded ضربه
hacked ضربه
thudding ضربه
pops ضربه
thuds ضربه
hacks ضربه
flap ضربه
flaps ضربه
surge ضربه
collisions ضربه
push ضربه
collision ضربه
flapped ضربه
pop ضربه
bonking ضربه بر سر
pulsed ضربه
antiknock ضد ضربه
shockproof ضد ضربه
head ضربه با سر
bonks ضربه بر سر
brunt ضربه
bonk ضربه بر سر
butting ضربه با سر
whang ضربه
yee jupkki ضربه پا
pushed ضربه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com