English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
wedge shot ضربه برشی در گلفV
Other Matches
wedged چوب اهنی ویژه ضربه برشی
wedges چوب اهنی ویژه ضربه برشی
wedging چوب اهنی ویژه ضربه برشی
wedge چوب اهنی ویژه ضربه برشی
shear box test ازمون برشی با جعبه ازمون برشی جعبهای
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
cut off attack تک برشی
shear strength مقاومت برشی
shear strength استقامت برشی
shearing strain پیچیدگی برشی
shear resistance مقاومت برشی
truncation error خطای برشی
shear modulus مدول برشی
shear stress تنش برشی
shearing stress تنش برشی
shearing force نیروی برشی
shearing test ازمون برشی
shear wave موج برشی
shear wall دیوار برشی
shear viscosity گرانروی برشی
shear test ازمایش برشی
shear load نیروی برشی
shear displacements جابجایی برشی
sectional drawing رسم برشی
shearing force تلاش برشی
failure by rupture شکست برشی
failure by rupture گسیختگی برشی
sectional view نمای برشی
shear connections اتصالات برشی
general shear failure گسیختگی برشی عمومی
double shear تنش برشی دوتایی
modulus of elasticity in shear ضریب ارتجاعی برشی
shearing deformation تغییر شکل برشی
longitudinal shearing stress تنش برشی طولی
round off گرد کردن برشی
shear flow جریان نیروی برشی
shear span دهانه نیروی برشی
shear modulus of elasticity ضریب ارتجاعی برشی
shear strain تغییر شکل برشی
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
shear and moment diagram دیاگرام نیروی برشی و لنگرخمشی
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
reynolds stress تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
relations between load, shear and moment رابط بین بار و نیروی برشی و لنگر خمشی
crosses ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
placekick ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
strokes ضربه
impulse ضربه
shock ضربه
double kick دو ضربه پی در پی
impulses ضربه
impacts ضربه
impluse ضربه
shocks ضربه
stroking ضربه
interrupter ضربه گر
shocked ضربه
impact ضربه
butt joint ضربه
tits ضربه
tit ضربه
kicks ضربه
kicks ضربه با پا
kicking ضربه
kicking ضربه با پا
head ضربه با سر
brunt ضربه
pushed ضربه
pulse ضربه
pulsed ضربه
thudding ضربه
thudded ضربه
thud ضربه
hack ضربه
kicked ضربه
flap ضربه
flapped ضربه
surges ضربه
flaps ضربه
surged ضربه
surge ضربه
butting ضربه با سر
antiknock ضد ضربه
collisions ضربه
kick ضربه با پا
hacked ضربه
kicked ضربه با پا
kick ضربه
hacks ضربه
pushes ضربه
collision ضربه
push ضربه
left ضربه چپ
shots ضربه
slugger ضربه زن
sole kick ضربه با کف پا
yee jupkki ضربه پا
pops ضربه
popped ضربه
pop ضربه
mishit ضربه بد
stroke ضربه
bonks ضربه بر سر
blow ضربه
shockproof ضد ضربه
whang ضربه
strikeless بی ضربه
shot ضربه
stroked ضربه
sole trap ضربه با کف پا
shock proof ضد ضربه
bonk ضربه بر سر
sole of the foot kick ضربه با کف پا
bonked ضربه بر سر
bonking ضربه بر سر
blows ضربه
thuds ضربه
yohan nukite ضربه با انگشتان
toss ضربه بلند
tee off ضربه محکم
yeop chagi ضربه با بغل پا
blast ضربه انفجار
tobi geri ضربه پا در پرش
traumatism ضربه تصادم
whop ضربه وزش
ushiro geri ضربه پا به پشت
thrums ضربه گیر
tossed ضربه بلند
lashed ضربه شلاق
lashes ضربه مژگان
lashes ضربه شلاق
click ضربه زدن
clump ضربه سنگین
clumped ضربه سنگین
clumping ضربه سنگین
clumps ضربه سنگین
side foot ضربه با کنار پا
lashed ضربه مژگان
lash ضربه شلاق
shock wave موج ضربه
tosses ضربه بلند
tossing ضربه بلند
concussion ضربه مغزی
belt ضربه محکم
belted ضربه محکم
belts ضربه محکم
spot kick ضربه کاشته
single stroke bell زنگ تک ضربه
lash ضربه مژگان
shotmaking ضربه به توپ
shock waves موج ضربه
delivers ضربه زدن
hammer ضربه زدن
hammered ضربه زدن
hammers ضربه زدن
whip ضربه زدن
whipped ضربه زدن
lollipop ضربه اسان
knock ضربه زدن
knocked ضربه زدن
knocks ضربه زدن
deliver ضربه زدن
dubs ضربه کم جان
lollipops ضربه اسان
dub ضربه کم جان
dubbed ضربه کم جان
quash با ضربه زدن
quashed با ضربه زدن
quashes با ضربه زدن
electromagnetic vibration ضربه گر الکترومغناطیسی
fall ضربه فنی
hit lists فهرست ضربه
hit list فهرست ضربه
jolt تکان ضربه
jolted تکان ضربه
jolting تکان ضربه
jolts تکان ضربه
POW صدای ضربه
POWs صدای ضربه
To receive a blow. ضربه خوردن
slash ضربه سریع
slashed ضربه سریع
slashes ضربه سریع
pickier ضربه زننده
pickiest ضربه زننده
picky ضربه زننده
blasts ضربه انفجار
yoko geri ضربه به پهلو
shockless بدون ضربه
kill shot ضربه محکم
exhaust stroke ضربه خروجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com