English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
ecs ضربه برقی تشنج اور
electroconvulsive shock ضربه برقی تشنج اور
Other Matches
electroconvulsive therapy درمان با تشنج برقی
ect درمان با تشنج برقی
electric convulsive therapy درمان با تشنج برقی
electric shock ضربه برقی
electric shocks ضربه برقی
electroshock therapy درمان با ضربه برقی
shock therapy درمان با ضربه برقی
vacuums جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuum جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuuming جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuumed جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
succussion تشنج
jerk تشنج
jerked تشنج
jerking تشنج
jerks تشنج
the fidgets تشنج
convulsiveness تشنج
convulsions تشنج
tetanus تشنج
paroxysm تشنج
hysteria تشنج
paroxysms تشنج
convulsion تشنج
anticonvulsive داروی ضد تشنج
hysterically پرشور و تشنج
hysterical پرشور و تشنج
eclampsia تشنج ابستنی
chorea تشنج مخصوص
clonus تشنج عضلانی
detente تشنج زدایی
convulsive therapy تشنج درمانی
hysterogenic تشنج اور
hysteroid تشنج اور
de escalation تشنج زدایی
spasm تشنج موضعی
spasms تشنج موضعی
shock تشنج سخت
shocked تشنج سخت
shocks تشنج سخت
spasticity حالت تشنج
myoclonus تشنج ماهیچه
gripe تشنج موضعی
antispasmodic ضد انقباض و تشنج
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
yanking تکان شدیدوسخت تشنج
convulsing دچار تشنج کردن
yanked تکان شدیدوسخت تشنج
yanks تکان شدیدوسخت تشنج
convulsed دچار تشنج کردن
trismus تشنج ارواره زیرین
yank تکان شدیدوسخت تشنج
convulses دچار تشنج کردن
de escalate تشنج زدایی کردن
hyperkinesia or sis تشنج کش واکش ماهیچه
fitfulness تشنج یا تغییر حال
de-escalate تشنج زدایی کردن
de-escalated تشنج زدایی کردن
de-escalates تشنج زدایی کردن
de-escalating تشنج زدایی کردن
sidesplitting موجب تشنج پهلوها
spasms الت تشنج واضطراب
spasm الت تشنج واضطراب
defuse تشنج زدایی کردن
defused تشنج زدایی کردن
defuses تشنج زدایی کردن
defusing تشنج زدایی کردن
convulse دچار تشنج کردن
Yankees تکان شدیدوسخت تشنج
Yankee تکان شدیدوسخت تشنج
stag evil تشنج ارواره زیرین اسب
grand mal صرع همراه با تشنج وغش
bouleversement تشنج دهم ریختگی کامل
crossest ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
hyperventilation تنفس زیاد بطوریکه مقدار دی اکسید کربن در خون از مقدارعادی ان کمتر میشود و سبب تشنج سرگیجه و غش میگردد
placekick ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
powered برقی
electricians mate برقی
before you know it برقی
power برقی
electrical برقی
powers برقی
galvanic برقی
powering برقی
electric برقی
appliances وسیله برقی
electrical shant مهار برقی
electrical sheet ورقهای برقی
escalator پله برقی
electrise برقی کردن
chain saws اره برقی
vacuum cleaners جاروی برقی
appliance وسیله برقی
electrical series زوجهای برقی
electrical circuit مدار برقی
electric train ترن برقی
electrical conductor رسانای برقی
electrical discharge تخلیه برقی
moving staircase پله برقی
electrical energy انرژی برقی
electric welding جوش برقی
electrical induction القای برقی
moving stairway پله برقی
electric welding جوشکاری برقی
electrical resistance مقاومت برقی
chain saw اره برقی
single ignition احتراق تک برقی
cable cars تراموای برقی
vacuum cleaner جاروی برقی
electrotype چاپ برقی
electrotype قالب برقی
eletro luminescence لومینسانس برقی
hot-plate اجاق برقی
foud royant a سکته برقی
frigidaire یخچال برقی
power blower دمنده برقی
gymnotus مارماهی برقی
hot plate اجاق برقی
patent leather چرم برقی
refrigerators یخچال برقی
refrigerator یخچال برقی
hot seat صندلی برقی
moving staircase پله برقی
electrothermal printer چاپگرحرارتی برقی
electrotherapeutics درمان برقی
power broom جاروی برقی
hot-plates اجاق برقی
electrochemical برقی- شیمیایی
electromagnet اهنربای برقی
electrometallurgy متالورژی برقی
electromotor موتور برقی
electropathy معالجه برقی
escalators پله برقی
escalator پله برقی
power turret برجک برقی
electrified برقی کردن
non electric غیر برقی
powering توان برقی
trolley واگن برقی
dual ignition احتراق دو برقی
electrification برقی کردن
cable car تراموای برقی
receiving apparatus وسیله برقی
dual magneto مگنت دو برقی
electroreceptive device وسیله برقی
current consuming device وسیله برقی
thermoelectric گرما برقی
electric , drill مته برقی
electric arch قوس برقی
electric brake ترمز برقی
electric candle شمع برقی
vulcanizer جوشکار برقی
electric charge بار برقی
trolley bus اتوبوس برقی
trolley buses اتوبوس برقی
powering دستگاه برقی
powers توان برقی
powers دستگاه برقی
electrifying برقی کردن
electrify برقی کردن
powered دستگاه برقی
powered توان برقی
electrifies برقی کردن
power دستگاه برقی
power توان برقی
all electric تماما"برقی
electric amalgam ملغمه برقی
trolleys واگن برقی
electric cleaner جارو برقی
electric cushion بالش برقی
three unit electrical system دستگاه سه برقی
electric machine دستگاه برقی
trolleybus اتوبوس برقی
element سازه برقی
elements سازه برقی
electric soldering iron هویه برقی
electric spectrum طیف برقی
trolley car اتوبوس برقی
electric flux شاره برقی
electric furnace کوره برقی
electric thermometer دماسنج برقی
triple ignition احتراق سه برقی
electric furnace بوته برقی
electric train قطار برقی
trolly واگن برقی
electric light روشنایی برقی
vulcanization جوش برقی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com