English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (12 milliseconds)
English Persian
rebound ضربه برگشت
rebounded ضربه برگشت
rebounding ضربه برگشت
rebounds ضربه برگشت
downward travel ضربه برگشت
Search result with all words
deadbeat زدن ضربه بدون برگشت وعکس العمل
deadbeats زدن ضربه بدون برگشت وعکس العمل
back stroke ضربه برگشت پیستون
Other Matches
back to battery برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
placekick ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
refluence برگشت
recoiling برگشت
returning برگشت
recrvdescence برگشت
reflux برگشت
recurrenge برگشت
recoils برگشت
regression برگشت
relapsing برگشت
return برگشت
upturn برگشت
recrudescence برگشت
returned برگشت
recoiled برگشت
reverted برگشت
retrocedence برگشت
drawbacks برگشت
retrocession برگشت
revert برگشت
right of reversion برگشت
reversals برگشت
reversal برگشت
turnrounds برگشت
turnarounds برگشت
regression line خط برگشت
tergiversation برگشت
recoil برگشت
regurgitation برگشت
reverts برگشت
drawback برگشت
return line خط برگشت
reverting برگشت
turnaround برگشت
retrogression برگشت
turnabout برگشت
capsizal برگشت
turnover برگشت
back water برگشت اب
reoccur برگشت
d.c. restoration برگشت دی سی
d.c. reinsertion برگشت سی دی
recoveries برگشت
recovery برگشت
relapses برگشت
relapsed برگشت
relapse برگشت
turnabouts برگشت
returns برگشت
veered برگشت
veer برگشت
veers برگشت
back درعقب برگشت
reversible برگشت پذیر
return pipe لوله برگشت
irremeable برگشت نا پذیر
irrevocably بطور بی برگشت
irreversibility برگشت ناپذیری
return flow جریان برگشت
return current جریان برگشت
return wire سیم برگشت
grid return سیم برگشت
returnable قابل برگشت
ground return برگشت زمینی
retrocedent برگشت کننده
flyback pulse پالس برگشت
retrocessive برگشت کننده
reversibility برگشت پذیری
image reversal برگشت تصویر
backs درعقب برگشت
reverses of fortune برگشت روزگار
irreversible برگشت ناپذیر
irrevocability برگشت ناپذیری
return conductor سیم برگشت
return cargo محموله برگشت
linear regression برگشت خطی
return perion زمان برگشت
recurrence interval زمان برگشت
reapparition برگشت عود
irrevocable غیرقابل برگشت
turn برگشت شناگر
turns برگشت شناگر
armstand dive بالانس برگشت
reflector برگشت دهنده
reflectors برگشت دهنده
retrogressive برگشت کننده
nonlinear regression برگشت غیرخطی
back water curve منحنی برگشت اب
retrograde برگشت دهنده
backspace برگشت به عقب
irriversible برگشت ناپذیر
repercussion انعکاس برگشت
rematch مسابقه برگشت
regression time زمان برگشت
reverberation برگشت امواج
reverberations برگشت امواج
regression equation معادله برگشت
backward reaction واکنش برگشت
regression coefficient ضریب برگشت
regression analysis تحلیل برگشت
payback period دوره برگشت
regressive برگشت کننده
retrogressed پس رفتن برگشت
retrogresses پس رفتن برگشت
retrogressing پس رفتن برگشت
turnaround documents مستندات برگشت
return flight پرواز برگشت
flashbacks برگشت شعله
flashback برگشت شعله
track return مدار برگشت
turn around time زمان برگشت
turnaround documents اسناد برگشت
turnaround form شکل برگشت
retrogress پس رفتن برگشت
turning points نقطه برگشت
short return برگشت کوتاه
turning point نقطه برگشت
turnaround time زمان برگشت
re- برگشت دادن
revocable قابل برگشت
re برگشت دادن
irreversible steels فولادهای برگشت ناپذیر
lapsing برگشت انحراف موقت
lapses برگشت انحراف موقت
magnetic yoke سیم برگشت مغناطیسی
irreversible reaction واکنش برگشت ناپذیر
deceleration فرایند برگشت پذیر
plotter repeatability قابلیت برگشت رسام
payback period دوره برگشت سرمایه
irreversible process فرایند برگشت ناپذیر
introversion برگشت بسوی درون
capital recovery factor ضریب برگشت سرمایه
lapse برگشت انحراف موقت
echo برگشت امواج رادار
echoed برگشت امواج رادار
microscopic reversibility برگشت پذیری میکروسکوپی
recovery برگشت به حالت اولیه
echoes برگشت امواج رادار
atavism برگشت بخوی نیاکان
He came back with his tail between his legs. دست از پ؟ درازتر برگشت
echoing برگشت امواج رادار
return ticket بلیط رفت و برگشت
nonreimbursable غیر قابل برگشت
reverberations برگشت دادن امواج
reverberation برگشت دادن امواج
trip رفت یا برگشت فنر
tripped رفت یا برگشت فنر
trips رفت یا برگشت فنر
day return بلیط رفتو برگشت
renewable energy انرژی برگشت پذیر
revocable credit اعتبار قابل برگشت
reverting برگشت به وضعیت طبیعی
recoveries برگشت به حالت اولیه
impedance feedback پیوست برگشت امپدانس
cycle time زمان رفت و برگشت
regress پس رفت کردن برگشت
regressed پس رفت کردن برگشت
regurgitation برگشت خون استفراع
regresses پس رفت کردن برگشت
flip turn برگشت انتهای استخر
high inverse voltage rectifier یکسوکننده با برگشت قوی
revocable letter of credit اعتبار قابل برگشت
revert برگشت به وضعیت طبیعی
drawbacks برگشت حقوق گمرکی
drawback برگشت حقوق گمرکی
backstroke برگشت عقب زنی
reverted برگشت به وضعیت طبیعی
grid return سیم برگشت شبکه
reversibility principle اصل برگشت پذیری
reverts برگشت به وضعیت طبیعی
inbound برگشت توپ به زمین
ratchet effect اثر برگشت ناپذیر
total reflux head سر تقطیر برگشت کامل
turnaround cycle مدت رفت و برگشت
step backwards برگشت [به حالت کم توسعه]
throw back برگشت به خصال نیاکان
regress برگشت [به حالت کم توسعه]
regressing پس رفت کردن برگشت
regression برگشت [به حالت کم توسعه]
irremeable بطور غیر قابل برگشت
inductive feedback پیوست برگشت وارونه القائی
step jump پرش و برگشت روی همان پا
confirmed irrevocable letter to credit اعتبار غیرقابل برگشت تاییدشده
courses مسیر رفت و برگشت مسافت
irrevocable letter of credit اعتبار اسنادی غیرقابل برگشت
irrevocable credit اعتبار غیر قابل برگشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com