Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
elbowing
ضربه غیرمجاز با ارنج
Other Matches
double hit
دو ضربه غیرمجاز پی در پی
vital point
حرکت غیرمجاز ضربه به نقاط حساس بدن
hold
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
pal koop
ارنج
elbowed
ارنج
elbow
ارنج
hiji
ارنج
elbows
ارنج
arm roll and outside leg trip
فن ارنج
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
outside kick
لنگ ارنج
hunching
فشاربا ارنج
shoulder throw and outside kick
لنگ ارنج
tennis elbow
اسیب ارنج
hunches
فشاربا ارنج
elbowed
با ارنج زدن
funny bone
استخوان ارنج
hunch
فشاربا ارنج
hunched
فشاربا ارنج
elbow
با ارنج زدن
funny bones
استخوان ارنج
elbows
با ارنج زدن
armpits
تکیه گاه ارنج
armpit
تکیه گاه ارنج
standing switch
رودست با مایه ارنج
armpit
چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
armpits
چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
armlock
گرفتن بازوی حریف و کشیدن ان با فشار به پشت ارنج
punts
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
wildcat
غیرمجاز
wildcats
غیرمجاز
unauthorized
غیرمجاز
illicit
غیرمجاز
unlicensed
غیرمجاز
unallowable
غیرمجاز
illegal
حرام غیرمجاز
gavels
بهره غیرمجاز
gavel
بهره غیرمجاز
contraband
کالای غیرمجاز
obstructions
سد کردن غیرمجاز
obstruction
سد کردن غیرمجاز
interference
ممانعت غیرمجاز
interferes
سد کردن غیرمجاز
interfered
سد کردن غیرمجاز
interfere
سد کردن غیرمجاز
blocked
سدکردن غیرمجاز حریف
holds
گرفتن غیرمجاز توپ
crackback
نوعی سد کردن غیرمجاز
blocks
سدکردن غیرمجاز حریف
block
سدکردن غیرمجاز حریف
carried
حمل غیرمجاز توپ
carries
حمل غیرمجاز توپ
carry
حمل غیرمجاز توپ
carrying
حمل غیرمجاز توپ
hold
گرفتن غیرمجاز توپ
high stick
بالا بردن غیرمجاز چوب
interference
سد کردن غیرمجاز راه حریف
throw forward
بردن غیرمجاز توپ به جلو
hooking
سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
finger hold
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
water bailiffs
مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
exclusion area
منطقه غیرمجاز از نظر دسترسی
washes
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
wash
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
face hold
گرفتن غیرمجاز دهان و چشم و بینی
ooch
حرکت غیرمجاز قایق بدون باد
washed
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
false starts
حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
false start
حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
encroaching
قرار دادن غیرمجاز بدن جلوتراز خط تجمع
crossest
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses
ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross
ضربه هوک پس از ضربه حریف
leg before wicket
حرکت غیرمجاز توپزن در سدکردن راه توپ با پا یا بدن
fast pill
ماده محرک غیرمجاز برای افزایش سرعت اسب
jab checking
فروبردن غیرمجاز مستقیم چوب لاکراس به بدن حریف
sclaff
ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
jerked
پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
burns
کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
burn
کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
jerk
پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerking
پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerks
پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
holding
گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
shank
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
placekick
ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
jacklight
ماهیگیری غیرمجاز در شب بکمک نورافکن نورافکن برای شکار غیر مجاز در شب
fouler
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foulest
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foul
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
flaps
ضربه
flapped
ضربه
impact
ضربه
butt joint
ضربه
impulses
ضربه
impacts
ضربه
antiknock
ضد ضربه
impulse
ضربه
flap
ضربه
surge
ضربه
surged
ضربه
surges
ضربه
kick
ضربه با پا
kick
ضربه
kicked
ضربه با پا
kicked
ضربه
kicking
ضربه با پا
butting
ضربه با سر
shock
ضربه
shocks
ضربه
shocked
ضربه
kicking
ضربه
kicks
ضربه با پا
pulsed
ضربه
pulse
ضربه
pushes
ضربه
pushed
ضربه
push
ضربه
stroking
ضربه
collision
ضربه
brunt
ضربه
thuds
ضربه
kicks
ضربه
hacks
ضربه
hacked
ضربه
hack
ضربه
tit
ضربه
tits
ضربه
thud
ضربه
head
ضربه با سر
thudded
ضربه
thudding
ضربه
collisions
ضربه
strikeless
بی ضربه
pop
ضربه
shock proof
ضد ضربه
blow
ضربه
yee jupkki
ضربه پا
mishit
ضربه بد
strokes
ضربه
slugger
ضربه زن
bonked
ضربه بر سر
bonking
ضربه بر سر
bonks
ضربه بر سر
left
ضربه چپ
sole trap
ضربه با کف پا
shockproof
ضد ضربه
sole of the foot kick
ضربه با کف پا
bonk
ضربه بر سر
blows
ضربه
double kick
دو ضربه پی در پی
sole kick
ضربه با کف پا
pops
ضربه
interrupter
ضربه گر
stroke
ضربه
popped
ضربه
impluse
ضربه
stroked
ضربه
shot
ضربه
whang
ضربه
shots
ضربه
thrums
ضربه گیر
jolt
تکان ضربه
jolting
تکان ضربه
POW
صدای ضربه
jolted
تکان ضربه
jolts
تکان ضربه
POWs
صدای ضربه
tee off
ضربه محکم
tossed
ضربه بلند
pulse transformer
مبدل ضربه
scissors kick
ضربه قیچی
rectangular pulse
ضربه مستطیلی
range of storke
ناحیه ضربه
belt
ضربه محکم
belted
ضربه محکم
push shot
ضربه فشاری
pump stroke
ضربه پمپ
lash
ضربه مژگان
lash
ضربه شلاق
concussion
ضربه مغزی
tossing
ضربه بلند
spot kick
ضربه کاشته
belts
ضربه محکم
single stroke bell
زنگ تک ضربه
side foot
ضربه با کنار پا
shotmaking
ضربه به توپ
shockless
بدون ضربه
toss
ضربه بلند
shock inducer
دستگاه ضربه زن
tosses
ضربه بلند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com