English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
kwon toul chigi ضربه مشت دورانی
Search result with all words
dollyo chagi ضربه دورانی پا
mawashi geri ضربه دورانی پا
moom dolly chagi ضربه پا به عکس دورانی
moom dollyo bandea dollyo chagi ضربه پا برعکس دورانی
Other Matches
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
vertiginous دورانی
out flanking دورانی
dollyo دورانی
mawashi دورانی
rotary دورانی
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
cyclical budget بودجه دورانی
encirclement احاطه دورانی
rotary pump پمپ دورانی
concentricity حرکت دورانی
concentric running حرکت دورانی
turning movement احاطه دورانی
turning movement حرکت دورانی
turbo compressor کمپرسور دورانی
cyclic pitch گام دورانی
centrifugal pump پمپ دورانی
diode lamp دیود دورانی
cyclical unemployment بیکاری دورانی
circular frequency تکرار دورانی
rotational inertia لختی دورانی
revolving گردنده دورانی
rotational چرخشی دورانی
revolution سرعت دورانی
eyre گردش دورانی
rotary switch کلید دورانی
rotation inertia لختی دورانی
rotation flow شارش دورانی
rotary drilling حفاری دورانی
revolutions سرعت دورانی
gyratory crusher سنگ شکن دورانی
vertical envelopement حرکت دورانی قائم
concentricity test ازمایش حرکت دورانی
circular flow of income گردش دورانی درامد
gyratory breaker سنگ شکن دورانی
circular dischroism دو رنگ نمایی دورانی
evolution چرخش حرکت دورانی
cyclic pitch control کنترل گام دورانی
semi spinner پرتاب دورانی گوی بولینگ
cycled :بصورت دورانی فاهر شدن
semi roller پرتاب دورانی گوی بولینگ
cycles :بصورت دورانی فاهر شدن
screwing حرکات دورانی یخهای دریایی
cycle :بصورت دورانی فاهر شدن
rocks حرکت دورانی بال به دور بدنه
rocked حرکت دورانی بال به دور بدنه
rock حرکت دورانی بال به دور بدنه
circulation حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
vortex flow جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
circulations حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
rotaglider گلایدرهایی که دارای بالهای دورانی ازاد هستند
coffee grinder حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
expansion bearing تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
coffee grinders حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
crossest ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser ضربه هوک پس از ضربه حریف
gear ratio نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
sclaff ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
blast hole drill مته دورانی که با هوای فشرده خورده سنگها را ازسوراخ خارج میکند
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
kelly قطعهای از لوله حفاری که باعث میشود علاوه برحرکت دورانی مته در جهت عمود نیز حرکت نماید
placekick ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
kicking ضربه با پا
push ضربه
collisions ضربه
antiknock ضد ضربه
pushed ضربه
collision ضربه
pushes ضربه
pulse ضربه
stroking ضربه
flap ضربه
hacks ضربه
kicking ضربه
kicks ضربه با پا
strokes ضربه
flaps ضربه
hacked ضربه
kicks ضربه
hack ضربه
flapped ضربه
pulsed ضربه
head ضربه با سر
brunt ضربه
impacts ضربه
impact ضربه
thudding ضربه
thuds ضربه
butt joint ضربه
impulses ضربه
tit ضربه
tits ضربه
double kick دو ضربه پی در پی
impulse ضربه
thudded ضربه
kicked ضربه
pop ضربه
popped ضربه
strikeless بی ضربه
shock ضربه
sole trap ضربه با کف پا
sole of the foot kick ضربه با کف پا
sole kick ضربه با کف پا
slugger ضربه زن
thud ضربه
left ضربه چپ
shock proof ضد ضربه
shots ضربه
pops ضربه
butting ضربه با سر
shocked ضربه
whang ضربه
shockproof ضد ضربه
shocks ضربه
bonks ضربه بر سر
bonking ضربه بر سر
bonked ضربه بر سر
bonk ضربه بر سر
yee jupkki ضربه پا
surge ضربه
shot ضربه
stroke ضربه
surges ضربه
kicked ضربه با پا
kick ضربه با پا
interrupter ضربه گر
mishit ضربه بد
blows ضربه
blow ضربه
impluse ضربه
kick ضربه
stroked ضربه
surged ضربه
jolting تکان ضربه
hammer ضربه زدن
jolted تکان ضربه
jolt تکان ضربه
toss ضربه بلند
tossed ضربه بلند
tosses ضربه بلند
electric shock ضربه برقی
deliver ضربه زدن
lollipop ضربه اسان
jolts تکان ضربه
electric shocks ضربه برقی
knock ضربه زدن
delivers ضربه زدن
slugging ضربه زنی
dubs ضربه کم جان
dubbed ضربه کم جان
dub ضربه کم جان
POWs صدای ضربه
POW صدای ضربه
lollipops ضربه اسان
tossing ضربه بلند
sixes ضربه 6 امتیازی
six ضربه 6 امتیازی
lash ضربه شلاق
knocked ضربه زدن
knocks ضربه زدن
quash با ضربه زدن
quashed با ضربه زدن
whipped ضربه زدن
shock waves موج ضربه
quashes با ضربه زدن
slash ضربه سریع
slashed ضربه سریع
slashes ضربه سریع
pickier ضربه زننده
shock wave موج ضربه
lashed ضربه مژگان
lashes ضربه مژگان
pickiest ضربه زننده
lash ضربه مژگان
blast ضربه انفجار
clumps ضربه سنگین
clumping ضربه سنگین
clumped ضربه سنگین
concussion ضربه مغزی
clump ضربه سنگین
lashes ضربه شلاق
hammered ضربه زدن
belt ضربه محکم
fall ضربه فنی
lashed ضربه شلاق
blasts ضربه انفجار
belted ضربه محکم
hammers ضربه زدن
whip ضربه زدن
belts ضربه محکم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com