Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (12 milliseconds)
English
Persian
yank
ضربه ناگهانی وشدید
yanked
ضربه ناگهانی وشدید
yanking
ضربه ناگهانی وشدید
yanks
ضربه ناگهانی وشدید
Yankee
ضربه ناگهانی وشدید
Yankees
ضربه ناگهانی وشدید
Other Matches
surged
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surges
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surge
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
dab shot
ضربه ناگهانی از نزدیک تور
flick
ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم
flicking
ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم
flicked
ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم
flicks
ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم
cyclones
بادتند وشدید گردباد
cyclone
بادتند وشدید گردباد
squall
باد بی سابقه وشدید
squalls
باد بی سابقه وشدید
ambivalence
توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
activism
اعتقاد بلزوم عملیات حاد وشدید
nose dive
شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
passion
اشتیاق وعلاقه شدید احساسات تند وشدید
flurries
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurry
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
spurting
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurted
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurt
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurts
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
punt
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
crosser
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses
ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross
ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff
ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
shank
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
placekick
ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
snapped
ناگهانی
precipitated
ناگهانی
snaps
ناگهانی
precipitate
ناگهانی
sudden
ناگهانی
precipitates
ناگهانی
snapping
ناگهانی
surprise attack
تک ناگهانی
abrupt
ناگهانی
instantaneous
ناگهانی
precipitating
ناگهانی
spontaneity
ناگهانی
all at once
<idiom>
ناگهانی
on the spur of the moment
<idiom>
ناگهانی
snap
ناگهانی
strikes
تک ناگهانی
strike
تک ناگهانی
brainwave
الهام ناگهانی
spurt
خروج ناگهانی
brainwaves
الهام ناگهانی
hit-and-run
<idiom>
تاثیر ناگهانی
spurt
افزایش ناگهانی
detonations
انفجار ناگهانی
booms
ترقی ناگهانی
flicks
تکان ناگهانی
twitched
انقباض ناگهانی
twitches
تکان ناگهانی
twitches
انقباض ناگهانی
flare up
غضب ناگهانی
flaw
اشوب ناگهانی
flaws
اشوب ناگهانی
twitching
تکان ناگهانی
nosedive
افت ناگهانی
booming
ترقی ناگهانی
clapping
صدای ناگهانی
claps
صدای ناگهانی
all of a sudden
<idiom>
به طور ناگهانی
fright
ترس ناگهانی
frights
ترس ناگهانی
detonation
انفجار ناگهانی
boom
ترقی ناگهانی
nosediving
افت ناگهانی
spurting
افزایش ناگهانی
spurting
خروج ناگهانی
nosedives
افت ناگهانی
boomed
ترقی ناگهانی
spurted
افزایش ناگهانی
nosedived
افت ناگهانی
spurted
خروج ناگهانی
xenogenesis
خلق ناگهانی
opportunity target
هدف ناگهانی
lunging
حمله ناگهانی
sortie
حمله ناگهانی
blow out
خروج ناگهانی
lunges
حمله ناگهانی
flicked
تکان ناگهانی
clap
صدای ناگهانی
raid
حمله ناگهانی
canvass
حمله ناگهانی
canvassed
حمله ناگهانی
canvasses
حمله ناگهانی
canvassing
حمله ناگهانی
saltation
جنبش ناگهانی
saltus
انتقال ناگهانی
he acted from impluse
نیروی ناگهانی یا
gusts
باد ناگهانی
lunge
حمله ناگهانی
snap
شتابزدگی ناگهانی
power surge
برق ناگهانی
twitch
انقباض ناگهانی
shocks
هراس ناگهانی
explosive
یورش ناگهانی
twitching
انقباض ناگهانی
flicking
تکان ناگهانی
flick
تکان ناگهانی
snaps
شتابزدگی ناگهانی
sorties
حمله ناگهانی
snapping
شتابزدگی ناگهانی
snapped
شتابزدگی ناگهانی
target of opportunity
هدف ناگهانی
peripeteia
تغییر ناگهانی
switcheroo
تغییر ناگهانی
supervention
اتفاق ناگهانی
sudden stoppage
توقف ناگهانی
gust
باد ناگهانی
accident
مصیبت ناگهانی
screamed
ناگهانی گفتن
lunged
حمله ناگهانی
irruption
ایجاد ناگهانی
raids
حمله ناگهانی
sudden-death
مرگ ناگهانی
scream
ناگهانی گفتن
burst force
نیروی ناگهانی
screams
ناگهانی گفتن
catastrophe
بلای ناگهانی
accidents
مصیبت ناگهانی
twitch
تکان ناگهانی
crash
ورشکستگی ناگهانی
crashed
ورشکستگی ناگهانی
crashes
ورشکستگی ناگهانی
crashing
ورشکستگی ناگهانی
sudden death
مرگ ناگهانی
bump
تکان ناگهانی
crashingly
ورشکستگی ناگهانی
random
مسیر ناگهانی
randomly
مسیر ناگهانی
raiding
حمله ناگهانی
catastrophes
بلای ناگهانی
spurts
افزایش ناگهانی
killing
توفیق ناگهانی
twitched
تکان ناگهانی
raided
حمله ناگهانی
accidental war
جنگ ناگهانی
shock
هراس ناگهانی
killings
توفیق ناگهانی
clapped
صدای ناگهانی
in one's tracks
<idiom>
ناگهانی ،بیدرنگ
walk out
<idiom>
ناگهانی رفتن
suddenly
بطور ناگهانی
shocked
هراس ناگهانی
an abrupt departure
حرکت ناگهانی
flare up
اشتعال ناگهانی
to bolt
ناگهانی جهیدن
shoot up
<idiom>
ناگهانی بلندکردن
abruption
قطع ناگهانی
spurts
خروج ناگهانی
break down
سقوط ناگهانی
kink
حمله ناگهانی پیچیدن
squawks
جیغ ناگهانی زدن
paroxysms
حمله ناگهانی مرض
heterogenesis
تولید وپیدایش ناگهانی
storm
تغییر ناگهانی هوا
raid
ورود ناگهانی پلیس
inburst
استیلا حمله ناگهانی
inruption
استیلا حمله ناگهانی
seizure
حمله ناگهانی مرض
stormed
تغییر ناگهانی هوا
storming
تغییر ناگهانی هوا
storms
تغییر ناگهانی هوا
seizures
حمله ناگهانی مرض
paroxysm
حمله ناگهانی مرض
whim
وهم تغییر ناگهانی
panic
اضطراب و ترس ناگهانی
cataclysms
دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
cataclysms
تحولات ناگهانی وعمده
cataclysm
دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
whims
وهم تغییر ناگهانی
cardiac arrest
توقف ناگهانی قلب
cataclysm
تحولات ناگهانی وعمده
panicking
اضطراب و ترس ناگهانی
transients
موج ناگهانی در ولتاژ
cardiac arrests
توقف ناگهانی قلب
squawked
جیغ ناگهانی زدن
squawk
جیغ ناگهانی زدن
panicked
اضطراب و ترس ناگهانی
overshift
تغییر محل ناگهانی
hockey stop
نوعی ایست ناگهانی
transient
موج ناگهانی در ولتاژ
to bolt
ناگهانی حرکت کردن
nosedives
افت ناگهانی کردن
intuition
کشف دریافت ناگهانی
a pang of hunger
احساس ناگهانی گرسنگی
aposiopesis
قطع ناگهانی سخن
deliescence
تحلیل ناگهانی اماس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com