Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
pay grade
ضریب ثابت حقوق یا مبنای حقوقی
Other Matches
common low
سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
postliminum
قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
protective duty
حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
fixed radix
با مبنای ثابت
pay grade
ضریب حقوقی
basic allowance
سهمیه اولیه ضریب حقوقی معاش
to initiate legal action
دعوی حقوقی را راه انداختن
[حقوق]
duress
در CL نیزمانند حقوق ماهر عمل یاتاسیس حقوقی ناشی از اکراه باطل است
parameters
ضریب ثابت
parameter
ضریب ثابت
regular salary
حقوق ثابت
fixed input coefficients
ضریب نهادههای ثابت
image phase constant
ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
base pay
حقوق ثابت بدون مزایا وفوق العاده
datum point
نقطه مبنای مختصات شبکه ایستگاه مبنای نقشه برداری
time base
ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
modulus of elasticity
ضریب ارتجاعی ضریب فنری ضریب جهندگی
datum
سطح اب دریا سطح مبنای ارتفاع در نقشه برداری سطح مبنای مختصات
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
availability factor
ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
attenuation factor
ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
convergence factor
ضریب تقارب نصف النهارات ضریب انحراف شبکه
public international law
حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
design stress resultant
تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
probability factor
ضریب احتمال وقوع ضریب احتمالات
reduction coefficient
ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
charactristics
مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
detention of pay
ممانعت ازپرداخت حقوق توقیف حقوق
incorporates
شخصیت حقوقی دادن دارای شخصیت حقوقی
incorporate
شخصیت حقوقی دادن دارای شخصیت حقوقی
incorporating
شخصیت حقوقی دادن دارای شخصیت حقوقی
datum error
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
false origin
مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
static employment
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
biquinary notation
دستگاه نمادسازی که در ان هر رقم اعشاری توسط یک جفت رقم متشکل از یک ضریب 5 و یک ضریب 1 نشان داده میشود
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
factor of safety
ضریب تامین ضریب اطمینان
partition coefficient
ضریب توزیع ضریب تقسیم
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
harbour dues
حقوق اسکله حقوق لنگراندازی
judge advocate general
رئیس دادرسی ارتش مشاور حقوقی وزارت جنگ یا وزارت دفاع مشاور حقوقی ارتش
attainder
سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
advalorem duty
حقوق گمرکی براساس ارزش کالا حقوق گمرکی از روی قیمت
allotment advice
پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
fixed capital
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
class b allotment
کسورات سهمیه قرضه حقوقی کسورات سهام قرضه حقوقی
map plane
سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
height datum
سطح مبنای سنجش ارتفاع سطح مبنای ارتفاع
scale factor
ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
standing orders
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
ballistic coefficient
ضریب زاویه بالیستیکی ضریب تاثیر بالیستیکی
slice
ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
slices
ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
sample
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
authorized stoppage
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
ternary
در مبنای سه
hexadecimal
مبنای 61
base of fire
مبنای اتش
computer based
بر مبنای کامپیوتر
monetary base
مبنای پولی
on trust
بر مبنای اعتبار
sentience
مبنای حس وحساسیت
unit of issue
مبنای توزیع
troop basis
مبنای یکان
fuselage refrence line
خط مبنای بدنه
ration basis
مبنای جیره
ternary
سه مبنایی در مبنای سه
data base
مبنای اطلاعات
binary number system
سیستم مبنای دو
rationale
مبنای کار
datum line
خط مبنای سنجش
fire base
مبنای اتش
refrence
مبنای مقایسه
force basis
مبنای یکان
basic of issue
مبنای توزیع
mobilization base
مبنای بسیج
tax base
مبنای مالیاتی
number base
مبنای عددی
datum plane
سطح مبنای ارتفاع
software base
مبنای نرم افزار
datum plane
سطح مبنای اب دریا
troop basis
مبنای واگذاری یکان
datum sweeping mark
علامت مبنای روبش
ratio decidendi
مبنای اصلی تصمیم
computed goto
جهش بر مبنای محاسبه
basic tactical unit
یکان مبنای تاکتیکی
basic of issue
مبنای واگذارکردن اقلام
base reserves
اماد مبنای ذخیره
hydrographic datum
سطح مبنای اب نگاری
ruled based deduction
استنباط بر مبنای مقررات
force basis
یکانهای مبنای هر قسمت
fire support base
مبنای پشتیبانی اتش
meteorological datum plane
ایستگاه مبنای هواسنجی
chart datum
مبنای عمق نقشه
altitude separation
حد سطوح مبنای ارتفاع
wartime load
بار مبنای ناو
mission load
بار مبنای عملیاتی
standing
ثابت دستورالعمل ثابت
plane of fire
سطح مبنای مسیر تیراندازی
peak load pricing
قیمت گذاری بر مبنای بارحداکثر
line of site
خط تراز یا مبنای افق توپ
color carrier reference
فاز مبنای حامل رنگ
hydrographic datum
سطح مبنای تعیین ارتفاع اب
production base
مبنای تولید یا تولیدات ملی
b
ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
altitude datum
سطح مبنای ارتفاع سنجی
keypad
و 0 تا 9 برای اعداد 0 در مبنای شانزده
reference number
اعداد مبنای نشانه روی
basic load
بار مبنای مهمات یا وسایل
base of operations
پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
ration basis
مبنای محاسبه جیره غذایی
master menu
لیست مبنای جیره غذایی اصلی
denary notation
سیستم عددی در مبنای ده با استفاده از اعداد 0 تا 9
time preference theory of interest
نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
ambulance basic relay post
پست مبنای کنترل ستون امبولانسها
ration scale
مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
steady
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
soundex code
کد حقوقی
jural
حقوقی
juridical
حقوقی
legal
حقوقی
de jure
حقوقی
base logistical command
یکان مبنای لوجستیکی فرماندهی لجستیکی پایگاه
gyro plane
سطح مبنای ژیروسکوپی یاهدایت خودکار ناو
marginal productivity theory of
نظریه توزیع بر مبنای بهره وری نهائی
hex
نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
hexadecimal notation
نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
opportunism
بر مبنای نفع شخصی تغییر عقیده دادن
parametric estimate
براوردی که بر مبنای در نظرگرفتن متغیرها انجام میشود
majority rule
شیوه رای گیری بر مبنای اکثریت ازاد
stare decisis
قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود
an unprincipled conduct
رفتاریکه مبنای اخلاقی صحیحی نداشته باشد
current purchasing power
حسابداری که در ان نرخهای جاری مبنای محاسبه میباشند
rectification
تصحیح سند بر مبنای قصد واقعی طرفین
prosyllogism
قضیهای که نتیجه ان مبنای قضیه دیگر باشد
underconsumption theory of
نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
jurisprudence
علم حقوقی
civil
داخلی حقوقی
legal
مشروع حقوقی
legal advisor
مشاور حقوقی
legal counsel
مشاور حقوقی
Legal Advisor
مشاور حقوقی
legal fiction
تصور حقوقی
legal committee
کمیته حقوقی
legal department
اداره حقوقی
solicitor
مشاور حقوقی
commentary
تفسیر حقوقی
juridical person
شخص حقوقی
corporate body
شخص حقوقی
commentaries
تفسیر حقوقی
solicitors
مشاور حقوقی
civil proceedings
اقدامات حقوقی
legal entity
شخص حقوقی
soundex code
کد حقوقی پرسنلی
juridical personality
شخصیت حقوقی
pay voucher
سند حقوقی
juridically
از لحاظ حقوقی
medicolegal
پزشکی- حقوقی
legal personality
شخصیت حقوقی
juristically
از لحاظ حقوقی
legal responsibility
مسئوولیت حقوقی
jeopardy
گرفتاری حقوقی
pay voucher
حواله حقوقی
law term
اصطلاح حقوقی
legal adviser
مشاور حقوقی
law agent
نماینده حقوقی
artificial persons
اشخاص حقوقی
legal person
شخص حقوقی
equity
اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
equities
اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
hex
صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
hexadecimal notation
صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
penal
<adj.>
قابل مجازات
[حقوقی]
punishable
<adj.>
قابل مجازات
[حقوقی]
indictable
<adj.>
قابل مجازات
[حقوقی]
actionable
<adj.>
قابل تعقیب
[حقوقی]
chargeable
<adj.>
قابل تعقیب
[حقوقی]
culpable
<adj.>
قابل مجازات
[حقوقی]
punishable
<adj.>
قابل تعقیب
[حقوقی]
culpable
<adj.>
قابل تعقیب
[حقوقی]
indictable
<adj.>
قابل تعقیب
[حقوقی]
penal
<adj.>
قابل تعقیب
[حقوقی]
chargeable
<adj.>
قابل مجازات
[حقوقی]
action
جریان حقوقی تعقیب
The formalities of judicial process.
تشریفات حقوقی وقضایی
lawyer
مشاور حقوقی حقوقدان
lawyers
مشاور حقوقی حقوقدان
law enforcement
اجرای قوانین
[حقوقی]
actions
جریان حقوقی تعقیب
actionable
<adj.>
قابل مجازات
[حقوقی]
writer to the signet
مشاور حقوقی اسکاتلندی
institution
اصل حقوقی بنگاه
actionable
<adj.>
مستحق مجازات
[حقوقی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com