English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
coefficient of drag ضریب مقاومت در مقابل حرکت
Other Matches
water resistance مقاومت در مقابل اب
light resistance مقاومت در مقابل نور
wear resistance مقاومت در مقابل سایش
to resist an attack در مقابل حملهای مقاومت یاایستادگی کردن
notche sensitivity index ضریب حساسیت در مقابل شیار
streamlines دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
survivability قابلیت مقاومت در مقابل دشمن توان زندگی
soil shear strength قدرت مقاومت خاک در مقابل گلوله یا نفوذ ان
streamlining دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
streamline دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
specific resistance ضریب مقاومت
resistance coefficient ضریب مقاومت
resistivity ضریب مقاومت
reluctivity مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
shave down کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
forward حرکت به جلو یا مقابل
forwarded حرکت به جلو یا مقابل
design strength مقاومتی که در محاسبات مورداستفاگه قرار میگیرد و برابراست با مقاومت مشخصه تقسیم بر ضریب تقلیل
speeds نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
speed نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
speeding نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
trap سد کردن حرکت دادن هدفها در مقابل تیرانداز دام
scan حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
scanned حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
scans حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
series resistance مقاومت ورودی مقاومت سری مقاومت ماقبل
raster یک حرکت افقی اشعه روی صفحه در مقابل صفحه CRT
exchangeable درایو دیسک با پوش قابل حرکت . در مقابل دیسک ثابت
write protect غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
modulus of elasticity ضریب ارتجاعی ضریب فنری ضریب جهندگی
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
varistor مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند
choke impedance امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
impedance مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
attenuation factor ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
availability factor ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
convergence factor ضریب تقارب نصف النهارات ضریب انحراف شبکه
design stress resultant تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
probability factor ضریب احتمال وقوع ضریب احتمالات
reduction coefficient ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
insulation resistance مقاومت الکتریکی مقاومت ایزولاسیون
charactristics مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
resilience درجه مقاومت فرش در برابر سایش [این عامل نشان دهنده مقاومت فرش بر اثر رفت و آمد و مستهلک شدن آن است.]
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
biquinary notation دستگاه نمادسازی که در ان هر رقم اعشاری توسط یک جفت رقم متشکل از یک ضریب 5 و یک ضریب 1 نشان داده میشود
factor of safety ضریب تامین ضریب اطمینان
partition coefficient ضریب توزیع ضریب تقسیم
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
scale factor ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
grid bias resistance مقاومت پلاریزاسیون شبکه مقاومت بایاس شبکه
grid suppressor مقاومت میرایی شبکه مقاومت شبکه سوپرسورشبکه
ballistic coefficient ضریب زاویه بالیستیکی ضریب تاثیر بالیستیکی
slice ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
slices ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
at the front <adv.> در مقابل
vis-a-vis مقابل
at front <adv.> در مقابل
fore <adv.> در مقابل
in the front <adv.> در مقابل
versus prep در مقابل
in front <adv.> در مقابل
opposites مقابل
at the fore <adv.> در مقابل
titles مقابل
in consideration of در مقابل
opposite مقابل
as compared to در مقابل
as opposed to در مقابل
title مقابل
anti در مقابل
versus در مقابل
opposed مقابل
vis a vis مقابل
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
counterweight وزنه مقابل
in comparison to [compared with] در قبال [در مقابل]
point-blank مقابل هدف
point blank مقابل هدف
inverse برعکس مقابل
on payment در مقابل وجه
obverse طرف مقابل
contrary مقابل خلاف
counterweights وزنه مقابل
dead against درست مقابل
off مقابل عازم
alternative hypothesis فرضیه مقابل
counterpart نقطه مقابل
respondents طرف مقابل
respondent طرف مقابل
from opposite directions از دو طرف مقابل
anti thesis وضع مقابل
orientated هدف مقابل
counterparts نقطه مقابل
counterpoint نقطه مقابل
contralateral muscles عضلات مقابل
opposed piston engine موتورپیستون مقابل
counter weight وزنه مقابل
opposite the house مقابل خانه
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
mouses مقابل حساسیت Mouse
flood protection حفافت در مقابل طغیان
blocked دفاع در مقابل ابشار
rivals طرف مقابل دعوا
laws versus tendencies قوانین در مقابل تمایلات
torsional rigidity استحکام در مقابل پیچش
kukutsu dachi ایستادن در مقابل حریف
block دفاع در مقابل ابشار
opposit stroke pistons پیستون مقابل گرد
countered مقابل دستگاه شمارنده
release documents against واگذاری اسناد در مقابل
counter مقابل دستگاه شمارنده
windproof مقاوم در مقابل باد
blocks دفاع در مقابل ابشار
countering مقابل دستگاه شمارنده
drip proof enclosure حفافت در مقابل ریزش اب
equity versus efficiency برابری در مقابل کارائی
front wall دیوار مقابل اسکواش
cash against documents پول در مقابل اسناد
aboral نقطه مقابل دهان
boring stay قسمت ساکن مقابل
driveway راه مقابل خانه
hardest سخت در مقابل نرم
harder سخت در مقابل نرم
hard سخت در مقابل نرم
antipode نقطهء مقابل یا متقاطر
sonnal deung مقابل تیغه دست
caps در مقابل حالت کوچک
capitals در مقابل حالت کوچک
rival طرف مقابل دعوا
rivalling طرف مقابل دعوا
rivalled طرف مقابل دعوا
rivaling طرف مقابل دعوا
documents against payment اسناد در مقابل پرداخت
passing on the oath to the other party رد قسم به طرف مقابل
mouse مقابل حساسیت Mouse
rivaled طرف مقابل دعوا
shell proof مقاوم در مقابل گلوله
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
exorable قابل تحریک در مقابل التماس
payment against a draft پیش پرداخت در مقابل برات
fascia plate تابلوی مقابل دریک وسیله
impluse response رفتار در مقابل فشار ضربهای
thermostability قابلیت استحکام در مقابل حرارت
than <conj.> از [در مقابل] [پس از صفت عالی افضل]
flame safety ایمنی در مقابل شعله اتش
rebellion یاغیگری تمرد در مقابل دادگاه
rebellions یاغیگری تمرد در مقابل دادگاه
stenothermy کم مقاومتی در مقابل تغییرات حرارت
d/p تحویل اسناددر مقابل پرداخت
insolation در مقابل اشعه افتاب قراردادن
denial operations عملیات ممانعتی در مقابل نفوذدشمن
actinautographic دارای حساسیت در مقابل نور
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
bullets در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
to row back <idiom> <verb> عقب کشیدن [از موضوعی در مقابل حریف]
stance طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
sheet down ثابت کردن بادبان در مقابل باد
stances طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
stances طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
soccage سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com