Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
enshrine
ضریح ساختن مقدس وگرامی داشتن
Other Matches
ampullae niche
[طاقچه ای در کلیسا برای نگه داشتن ظروف آب مقدس]
impels
بر ان داشتن مجبور ساختن
impel
بر ان داشتن مجبور ساختن
impelling
بر ان داشتن مجبور ساختن
impelled
بر ان داشتن مجبور ساختن
mense
نزاکت داشتن مزین ساختن
halidom
چیز مقدس جای مقدس
scareup
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
hallowed
مقدس
venerable
مقدس
saints
مقدس
sacred
مقدس
inviolable
مقدس
saint
مقدس
saintly
مقدس
heavenly minded
مقدس
prayerful
مقدس
sanctified
مقدس
holiest
مقدس
sanctimonious
مقدس
holier
مقدس
holy
مقدس
sacrosanct
مقدس
numinous
مقدس
Holy Father
پدر مقدس
hallow
مقدس کردن
tartufe
خشکه مقدس
the holy
کتاب مقدس
halidome
چیز مقدس
the Holy Trinity
تثلیت مقدس
hagiology
ادبیات مقدس
tartuffe
خشکه مقدس
tartuffe
مقدس ریایی
shrine
جای مقدس
shrines
جای مقدس
holily
بطور مقدس
holy legislator
شارع مقدس
innocent
مبرا مقدس
sanctimonious
مقدس نما
Holly Sepulchre
مقبره مقدس
saints
مقدس شمردن
dedication cross
صلیب مقدس
scriptures
کتاب مقدس
scripture
کتاب مقدس
relics
اثار مقدس
relic
اثار مقدس
holyday
روز مقدس
saint
مقدس شمردن
Holy Writ
کتاب مقدس
fiesta
روز مقدس
fiestas
روز مقدس
tartufe
مقدس ریایی
sanctuaries
جایگاه مقدس
sanctuary
جایگاه مقدس
halidome
جای مقدس
sanctimoniousness
مقدس نمایی
SS
مخفف مقدس
sacred books
کتابهای مقدس
Mashhad
هر مقدس مشهد
sanctified airs
مقدس نمایی
sancify
مقدس شمردن
sacred places
جاهای مقدس
Holy Weeks
هفتهی مقدس
sanctimony
مقدس نمایی
Holy Week
هفتهی مقدس
stoup
قدح اب مقدس
moralistic
خشکه مقدس
st.michael
پطرس مقدس
St
مخفف مقدس
longed
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn
<idiom>
بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
longest
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
pali
زبان مقدس بودائیان
sacredly
بطور مقدس یا محترم
biblical
مطابق کتاب مقدس
bibliolatry
پرستش کتاب مقدس
sanctum
قدس جایگاه مقدس
guaiacum
عودالانبیاء درخت مقدس
pontify
خودرا مقدس نمودن
altar-table
میز مقدس در کلیسا
postil
تفسیر کتاب مقدس
anointment
تقدیس با روغن مقدس
hermeneutic
ایین تفسیرکتاب مقدس
mitzvah
حکم کتاب مقدس
religiosity
خشکه مقدس بودن
mitsvot
حکم کتاب مقدس
it say in the bible that
در کتاب مقدس میگوید
biblical
وابسته به کتاب مقدس
to keep down
زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
to keep up
از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
vedic
وابسته به وداکتاب مقدس هندو
scriptural
مطابق متن کتاب مقدس
to
مادریک کلمه مقدس است
buret
تنگ مخصوص شراب مقدس
altar of credence
[جایگاه نان و شراب مقدس]
feretory
[صندوق آثار مقدس کلیسا]
lignum vitae
درخت مقدس خشب الانبیاء
apis
گاو مقدس مصریان قدیم
it is said in the bible that
در کتاب مقدس می گوید یامینویسد که
buretto
تنگ مخصوص شراب مقدس
veda
کتاب مقدس باستانی هند
bibles
بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
midrash
تفسیر کتاب مقدس یهود
People of the Book
پیروان کتاب مقدس
[ دین]
hermeneutics
علم یا ایین تفسیرکتاب مقدس
martinmas
جشن مارتین مقدس در 11نوامبر
bible
بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
credence
[قفسه یا میز در حرم مقدس کلیسا]
vulgate
نسخه لاتین قدیمی کتاب مقدس
lector
قاری کتاب مقدس در کلیسای کاتولیک
i saw this p in the scripture
این فقره را در کتاب مقدس دیدم
lectionary
ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
it say in the bible that
درکتاب مقدس گفته شده است
biblicism
پیروی تحت لفظی از کتاب مقدس
zion
کوه مقدس اورشلیم قوم اسرائیل
revised version
ترجمه اصلاح شده کتاب مقدس
scripturalism
اعتقادبه نص کتاب مقدس دلبستگی بدلائل نقلی
paradigm
ایه کتاب مقدس که مثالی رامتضمن است
reliquary
فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
reliquaries
فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
franciscan
وابسته بدسته راهبان فرقه فرانسیس مقدس
paradigms
ایه کتاب مقدس که مثالی رامتضمن است
lower criticism
انتقاد نسبت به مندرجات متن کتاب مقدس
grey friar
عضو جمعیت راهبان یادرویشان فرقه فرانسیس مقدس
inspirationist
کسیکه کتاب مقدس را الهام خدابا وحی میداند
pierian spring
الهام بخش شعر وسخنوری چشمه مقدس شاعری
futurism
اعتقاد بوقوع پیشگوییهای کتاب مقدس عقیده به اخرت
bibles
کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
altar of repose
[طاقچه یا گوشه محراب کلیسا که گنجه ای از نان مقدس در آن است.]
bible
کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
Chrismon
[حرف اول اسم مقدس از سه واژه ی یونانی به نام مسیح]
proffered
تقدیم داشتن عرضه داشتن
abhorred
بیم داشتن از ترس داشتن از
differed
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
proffering
تقدیم داشتن عرضه داشتن
mean
مقصود داشتن هدف داشتن
differs
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
hopes
انتظار داشتن ارزو داشتن
meanest
مقصود داشتن هدف داشتن
proffer
تقدیم داشتن عرضه داشتن
reside
اقامت داشتن مسکن داشتن
hoping
انتظار داشتن ارزو داشتن
to have by heart
ازحفظ داشتن درسینه داشتن
proffers
تقدیم داشتن عرضه داشتن
abhors
بیم داشتن از ترس داشتن از
abhorring
بیم داشتن از ترس داشتن از
differing
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
cost
قیمت داشتن ارزش داشتن
resides
اقامت داشتن مسکن داشتن
hope
انتظار داشتن ارزو داشتن
resided
اقامت داشتن مسکن داشتن
differ
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
hoped
انتظار داشتن ارزو داشتن
meaner
مقصود داشتن هدف داشتن
fundamentalist
کسیکه نسبت بکتاب مقدس واصول دین پروتستان طرفدارعقایدکهنه است
the Holy Grail
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangreal
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangraal
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangrail
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
iconostasis
[پرده ای بین جایگاه مقدس و فضای اصلی در کلیساهای ارتدکس یونان و روسیه]
blue laws
قوانینی که رقص و نمایش ومسابقات و حتی کار را در روز مقدس تحریم کند
blue law
قوانینی که رقص و نمایش ومسابقات و حتی کار را در روز مقدس تحریم کند
isagogics
گفتار در تاریخ ادبی کتاب مقدس و شرح گرداوری یاالهام شدن موادان
methuselah
" متوشالح " کاهن بزرگ یهود که بنابروایت کتاب مقدس 969 سال زندگی کرده
upkeep
بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
shedding
خون جاری ساختن جاری ساختن
sheds
خون جاری ساختن جاری ساختن
shed
خون جاری ساختن جاری ساختن
long for
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
to have something in reserve
چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
lead a dog's life
<idiom>
زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
patron saints
امام یا شخص مقدس حامی شخص
patron saint
امام یا شخص مقدس حامی شخص
hagiology
تاریخ مقدس تاریخ انبیاء
capitulary
کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
construct
ساختن
set up
ساختن
constructing
ساختن
constructed
ساختن
constructs
ساختن
idolizing
بت ساختن
idolizes
بت ساختن
idolized
بت ساختن
mint
ساختن
fabrication
ساختن
manufactures
ساختن
manufacture
ساختن
minted
ساختن
mints
ساختن
minting
ساختن
produce
ساختن
pellet
حب ساختن
miscreate
بد ساختن
to get along
ساختن
idolize
بت ساختن
idolising
بت ساختن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com