Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
arrangement
ضمیمه قرارداد
arrangements
ضمیمه قرارداد
Other Matches
excursus
مقالهء ضمیمه ضمیمه تشریحی
escalation
مادهای در قرارداد که براساس ان قیمتهای قرارداد تعدیل میگردد
negotiated contract
قرارداد بدون استعلام بها قرارداد پیش تنظیم
parol contract
قرارداد کتبی امضا نشده قرارداد شفاهی
rapallo treaty
قرارداد یا معاهده راپالو قرارداد دوستی منعقده بین دولتین المان و شوروی به سال 2291 در محل راپالوواقع در ایتالیا
contra preferentum rule
درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
phantom order
قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
annex
ضمیمه کردن ضمیمه
annexes
ضمیمه کردن ضمیمه
annexing
ضمیمه کردن ضمیمه
cost contract
قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
accompaniment
ضمیمه
accompaniments
ضمیمه
appendages
ضمیمه
accompanying
ضمیمه
appendage
ضمیمه
apendix
ضمیمه
appendant
ضمیمه
amendments
ضمیمه
appurtenance
ضمیمه
including
به ضمیمه
appurtenence
ضمیمه
amendment
ضمیمه
thereto attached
ضمیمه به ان
attached
ضمیمه
enclosure
ضمیمه
appendices
ضمیمه
annexing
ضمیمه
annexes
ضمیمه
exhibited
ضمیمه
annex
ضمیمه
exhibits
ضمیمه
exhibiting
ضمیمه
enclosures
ضمیمه
addendum
ضمیمه
supplement
ضمیمه
supplemented
ضمیمه
addenda
ضمیمه
supplementing
ضمیمه
insertion
ضمیمه
supplements
ضمیمه
exhibit
ضمیمه
appendixes
ضمیمه
inclusive of
<prep.>
به ضمیمه
including
<prep.>
به ضمیمه
complementing
ضمیمه
complement
ضمیمه
complemented
ضمیمه
complements
ضمیمه
appendix
ضمیمه
attachment
ضمیمه
comprising
<prep.>
به ضمیمه
codicils
ضمیمه وصیتنامه
tacked
ضمیمه کردن
accompanied
ضمیمه کردن
accompanies
ضمیمه کردن
tacks
ضمیمه کردن
accompany
ضمیمه کردن
cirrus
اویز ضمیمه
attributed
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
appendixes
ضمیمه ذیل
enclosed
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
appendix
ضمیمه ذیل
tacking
ضمیمه کردن
attachment
ضبط ضمیمه
codicil
ضمیمه وصیتنامه
annexed
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
tags
ضمیمه شدن به
affixed
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
tags
ضمیمه کردن
tag
ضمیمه شدن به
affected
[added]
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
tag
ضمیمه کردن
affixes
ضمیمه کردن
affixing
ضمیمه کردن
affixed
ضمیمه کردن
affix
ضمیمه کردن
tack
ضمیمه کردن
attached
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
enclosing
ضمیمه کردن
encloses
ضمیمه کردن
enclose
ضمیمه کردن
add
ضمیمه کردن
attaches
ضمیمه کردن
attach
ضمیمه کردن
attaching
ضمیمه کردن
vermiform appendix
ضمیمه اعور
given in
ضمیمه شده
subjoin
ضمیمه کردن
extrinsic
جزئی ضمیمه
append
ضمیمه کردن
attachment
ضمیمه الصاق
an a to a dictionary
ضمیمه فرهنگ
enclosed
ضمیمه شده
postscripts
ضمیمه کتاب
adjuncts
ملازم ضمیمه
adjunct
ملازم ضمیمه
postscript
ضمیمه کتاب
annexed
ضمیمه منضم
adject
ضمیمه کردن
adjoint
مشوق ضمیمه
annexing
پیوستن ضمیمه سازی
the a invoice
صورت حساب ضمیمه
attachment
توقیف کردن ضمیمه
adjunction
ضمیمه مشاع سازی
addition
اسم اضافی ضمیمه
annexes
پیوستن ضمیمه سازی
pendants
بی تکلیف ضمیمه شده
annexation
ضمیمه سازی انضمام
pendant
بی تکلیف ضمیمه شده
cirrate
دارای زائده و ضمیمه
additions
اسم اضافی ضمیمه
annex
پیوستن ضمیمه سازی
supplements
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
copy of his letter is here with enclosed
رونوشت نامه وی ضمیمه است
tagged
بر چسب زده ضمیمه دار
glossary
واژه نامه ضمیمه کتاب
glossaries
واژه نامه ضمیمه کتاب
attachment
ضمیمه اثاث جمع اوری
supplementing
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplemented
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplement
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
schedule
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
schedules
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
scheduled
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
return account
صورتحسابی که به برات رجوعی ضمیمه میشود
attachable
قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
attachment
توقیف و ضبط شخص یا مال به دلایل قانونی ضمیمه
Lower third
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
chyron
[American E]
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
aston
[British E]
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
defaulted
قرارداد
defaulting
قرارداد
protocol
قرارداد
protocols
قرارداد
treaties
قرارداد
convenant
قرارداد
deeds
قرارداد
deed of covenant
قرارداد
defoult
قرارداد
contract
قرارداد
treaty
قرارداد
agreement
قرارداد
mise
قرارداد
default
قرارداد
convention
قرارداد
contract
:قرارداد
agreements
قرارداد
defaults
قرارداد
conventions
قرارداد
pacts
قرارداد
pact
قرارداد
acted
قرارداد
deed
قرارداد
act
قرارداد
contract quantity
حجم قرارداد
contract in set form
قرارداد تیپ
contract guarantee
ضمانتنامه قرارداد
contracting party
طرف قرارداد
contracting parties
طرفین قرارداد
quasi contract
شبه قرارداد
reciprocal agreement
قرارداد دو جانبه
contract period
مدت قرارداد
contract period
دوره قرارداد
contract specification
مشخصات قرارداد
contract of sales
قرارداد فروش
contract of sale
قرارداد فروش
contract of farmletting
قرارداد مزارعه
contract guarantee
ضمانت قرارداد
contract note
سند قرارداد
contract
قرارداد بستن
geneva convention
قرارداد ژنو
gentlemen's agreement
قرارداد شفاهی
open end contract
قرارداد نامحدود
in contract
طبق قرارداد
open contract
قرارداد باز
labor agreement
قرارداد کار
labor contract
قرارداد کار
law of contract
قانون قرارداد
lease agreement
قرارداد اجاره
open end contract
قرارداد باز
futures contract
قرارداد سلف
private agreement
قرارداد خصوصی
prime contract
قرارداد اصلی
deed of partnership
قرارداد مشارکت
escape convention
قرارداد گریز
obstriction
قرارداد وفیفه
performance of a contract
اجرای قرارداد
parties to a contract
طرفین قرارداد
parol promise
قرارداد شفاهی
operation of contract
نفوذ قرارداد
futures contract
قرارداد اینده
bond
قرارداد کفیل
subcontracted
قرارداد فرعی
subcontract
قرارداد فرعی
composition
قرارداد ارفاقی
compositions
قرارداد ارفاقی
torts
خارج از قرارداد
tort
خارج از قرارداد
acceptances
قبول قرارداد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com