Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
turbine stage
طبقه توربین
Other Matches
turboprop
توربین گاز که دران توان بیشتری از توربین برای چرخاندن شفت ملخ نسبت به توربوفن گرفته میشود
variable discharge turbine
توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
entresol
طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
lower classes
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower class
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
intermediate
آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
turbines
توربین
turbine
توربین
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor.
ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
turbine
توربین بخار
turbine vane
تیغه توربین
free turbine
توربین ازاد
gas turbine
توربین گاز
vane
پره توربین
vanes
پره توربین
turbines
توربین بخار
impulse turbine
توربین ضربهای
turbine wheel
چرخ توربین
steam turbine
توربین بخار
turbine blade
پره توربین
internal combustion turbine
توربین گازی
turbin stator
استاتور توربین
blade
پره توربین
turbin casing
بدنه توربین
water turbine
توربین ابی
stream turbine
توربین بخار
axial flow turbine
توربین محوری
axial flow impulse turbine
توربین محوری
turbine blade
تیغه توربین
turbine disc
دیسک توربین
turbine nozzle
شیپوره توربین
turbine rotor
رتور توربین
bucket
تیغه گردنده توربین
head race
کانال هذایت اب به توربین
blades
پره توربین ابی
buckets
تیغه گردنده توربین
impluse turbine
توربین فشار ضربهای
turbojet
هواپیمای جت توربین دار
high head turbine
توربین فشار قوی
high pressure turbin
توربین فشار قوی
supersonic turbine
توربین مافوق صوت
reaction turbine
توربین عکس العملی
turbine governor
تنظیم کننده توربین
low pressure turbine
توربین فشار ضعیف
reaction turbin
توربین عکس العملی
radial flow turbine
توربین با جریان شعاعی
three shaft
توربین گازی با سه شفت
combustor
سیستم احتراق توربین
reaction turbin
توربین فشار زیاد
turbocar
اتومبیل توربین دار
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
vaporizing combustor
سیستم احتراق توربین گاز
turbocharger
موتور شارژ کننده توربین
tail race
کانال هدایت اب از توربین به خارج
turbojet engine
موتور هواپیمای دارای توربین جت
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
variable camber
سطوح هادی گاز به داخل توربین
turbos
پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
turbo
پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
turbogenerator
دستگاه مولد برق دارای توربین
stratify
طبقه طبقه کردن
variable stator
توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
turbofan
دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک بوسیله توربین
reverse flow engine
توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
turborocket
ترکیبات گوناگونی از توربین گاز و راکت در یک موتور
axial flow turbine engine
موتور توربین گاز باکمپرسور جریان خطی
penstock
لوله ایکه اب تحت فشار را به توربین میرساند
turboshaft
توربین گاز برای دادن قدرت به شفت
turbos
پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
turbo
پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
rated power
هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
bulb root
وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
ramjet
موتور جت بدون کمپرسور و توربین که فقط با کمپرس هوا کار میکند
waste gate
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
residence time
مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
retention area
قسمتهایی از دیسک توربین دراطراف ریشه تیغه ها که تحت نیروی زیادی قرار دارند
back pressure turbine
توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classifications
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classification
طبقه بندی کردن طبقه بندی
multi chamber
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
mismatch
ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
black concept
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
air turbine starter
استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
storey=story
طبقه
story=storey
طبقه
stepless
بی طبقه
single stage
یک طبقه
straticulate
طبقه طبقه
lain
طبقه
floors
طبقه
floored
طبقه
floor
طبقه
category
طبقه
storey
طبقه
genres
طبقه
genre
طبقه
strips
طبقه
ilk
طبقه
stories
طبقه
storeys
طبقه
phases
طبقه
phased
طبقه
phase
طبقه
grade
طبقه
first class
طبقه یک
folium
طبقه
laminate
طبقه طبقه
story
طبقه
of all sorts
از هر طبقه
grades
طبقه
stages
طبقه
stage
طبقه
ranks
طبقه
ranked
طبقه
rank
طبقه
pigeonhole
طبقه
beds
طبقه ته
caste
طبقه
beds
طبقه
layers
طبقه
classes
طبقه
general
طبقه
generals
طبقه
classing
طبقه
course
طبقه
coursed
طبقه
courses
طبقه
bed
طبقه ته
bed
طبقه
castes
طبقه
range
طبقه
ranged
طبقه
ranges
طبقه
class
طبقه
grain
طبقه
stratum
طبقه
two storeyed
دو طبقه
classed
طبقه
layer
طبقه
class of suplies
طبقه کالاها
declass
جداکردن از طبقه
converter stage
طبقه مبدل
class v supplies
اماد طبقه 5
class limits
حدود طبقه
classless society
جامعه بی طبقه
class iv supplies
اماد طبقه 4
basement storey
طبقه زیرزمین
division
طبقه بندی
aves
طبقه مرغان
abovestairs
طبقه بالا
bourgeois class
طبقه سوداگر
bourgeois class
طبقه بورژوا
class interval
فاصله طبقه
class interval
حدود طبقه
class interval
دامنه طبقه
class ii supplies
اماد طبقه 2
class ii property
اموال طبقه 2
class ii property
کالای طبقه 2
class i supplies
اماد طبقه 1
class i property
اموال طبقه 1
class i property
کالای طبقه 1
subclass
طبقه فرعی
divisions
طبقه بندی
substratum
پی طبقه زیر
ruling class
طبقه حاکم
roturier
از طبقه عوام
upstrairs
طبقه بالائی
workpeople
طبقه کارگر
A classless society.
جامعه بی طبقه
every Tom, Dick and Harry
<idiom>
طبقه متوسط
power output stage
طبقه خروجی
peasntry
طبقه روستایان
non producing class
طبقه نامولد
multi stage
چند طبقه
second flour
طبقه دوم
semibasement
طبقه زیر
substratum
طبقه زیر
subordinate class
طبقه وابسته
subclass
زیر طبقه
superordinate class
طبقه فراگیر
superstratum
طبقه فوقانی
systemization
طبقه بندی
stratiform
طبقه وار
stratiform
طبقه مانند
stratification
طبقه بندی
the second storey
طبقه دوم
the upper storey
طبقه فوقانی مخ
toiling class
طبقه رنجبر
spectral class
طبقه بینابی
social class
طبقه اجتماعی
twin deck
پل دو طبقه ناو
modulator stage
طبقه مدولاسیون
main stage
طبقه اصلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com