English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
eluvial horizon طبقه خاک شسته شده
Other Matches
entresol طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
lower class طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower classes طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
intermediate آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
crushed gravel شن شسته
waterworn اب شسته
launders شسته شدن
unwashed شسته نشده
neat شسته و رفته
ballast مصالح شسته
neater شسته و رفته
cut-and-dried شسته وروفته
cut and dry شسته وروفته
cut and dried شسته وروفته
tub شسته شدن
neatest شسته و رفته
tubs شسته شدن
launder شسته شدن
laundered شسته شدن
laundering شسته شدن
neat شسته و رفته مرتب
neatest شسته و رفته مرتب
neater شسته و رفته مرتب
It is a neat tidy job. کار شسته ورفته ای است
ecru رنگ کتان شسته نشده
acid leach کانی شسته شده با اسید
rainwash شسته شده بوسیله باران
waterworn شسته شده و صیقلی در اثراب
dish wash ابی که دران فرف شسته باشند
dish water ابی که دران فرف شسته باشند
I want these clothes washed. من میخواهم این لباس ها شسته شود.
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
to spin laundry in the washing machine لباس های شسته شده را در ماشین لباسشویی تند چرخاندن
greasy wool پشم چرب [پشمی که هنوز شسته نشده و آماده ریسندگی نیست.]
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor. ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
airing cupboard قفسه یا کمدی که لباسهای شسته شده را برای خشک شدن در آن قرار میدهند
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
stratify طبقه طبقه کردن
lanolin لانولین [ماده چربی موجود در سطح الیاف پشم که در صورت شسته نشدن حالت انعطاف پذیری و درخشندگی به فرش های پشمی می بخشد.]
washed out از کارافتاده شسته شده و ساییده شده
washed-out از کارافتاده شسته شده و ساییده شده
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
range طبقه
rank طبقه
phased طبقه
phases طبقه
ranges طبقه
ranged طبقه
story طبقه
grade طبقه
lain طبقه
ranked طبقه
grades طبقه
ranks طبقه
stage طبقه
stages طبقه
category طبقه
phase طبقه
single stage یک طبقه
first class طبقه یک
folium طبقه
laminate طبقه طبقه
of all sorts از هر طبقه
pigeonhole طبقه
stepless بی طبقه
storey=story طبقه
story=storey طبقه
straticulate طبقه طبقه
genres طبقه
genre طبقه
floor طبقه
floored طبقه
floors طبقه
storey طبقه
storeys طبقه
stories طبقه
ilk طبقه
strips طبقه
two storeyed دو طبقه
generals طبقه
class طبقه
course طبقه
grain طبقه
layers طبقه
layer طبقه
caste طبقه
castes طبقه
general طبقه
bed طبقه ته
bed طبقه
classed طبقه
beds طبقه ته
classing طبقه
beds طبقه
stratum طبقه
coursed طبقه
classes طبقه
courses طبقه
the second storey طبقه دوم
the upper storey طبقه فوقانی مخ
subclass طبقه فرعی
superstratum طبقه فوقانی
subordinate class طبقه وابسته
subclass زیر طبقه
peerages طبقه لردها
substratum پی طبقه زیر
superordinate class طبقه فراگیر
systemization طبقه بندی
substratum طبقه زیر
toiling class طبقه رنجبر
lower classes طبقه پایین
category طبقه اجناس
category طبقه افراد
category طبقه نگهداری
initial stage طبقه نخستین
grading طبقه بندی
assortment طبقه بندی
assortments طبقه بندی
workpeople طبقه کارگر
bourgeoisie طبقه سوداگر
upstrairs طبقه بالائی
typification طبقه بندی
turbine stage طبقه توربین
castes طبقه منفصل
caste طبقه منفصل
twin deck پل دو طبقه ناو
stratiform طبقه وار
input stage طبقه ورودی
leisure class طبقه مرفه
e layer طبقه هویساید
lower floor طبقه تحتانی
declass جداکردن از طبقه
converter stage طبقه مبدل
low grade کم طبقه بندی
low power stage طبقه کم قدرت
classless society جامعه بی طبقه
main stage طبقه اصلی
modulator stage طبقه مدولاسیون
multi stage چند طبقه
class v supplies اماد طبقه 5
class of suplies طبقه کالاها
enlisted personnel طبقه افراد
layer of rock طبقه سنگی
input stage طبقه اولیه
intellectual class طبقه روشنگر
ionosphere طبقه یونسفر
folium طبقه نازک
feudal class طبقه فئودال
feudal class طبقه زمیندار
feminity طبقه زنان
exploiting class طبقه بهره کش
kennelly heaviside layer طبقه هویساید
exploited class طبقه بهره ده
laboring class طبقه کارگر
class limits حدود طبقه
class iv supplies اماد طبقه 4
class interval فاصله طبقه
second flour طبقه دوم
basement storey طبقه زیرزمین
aves طبقه مرغان
semibasement طبقه زیر
social class طبقه اجتماعی
spectral class طبقه بینابی
heaviside layer طبقه هویساید
abovestairs طبقه بالا
divisions طبقه بندی
division طبقه بندی
stratification طبقه بندی
ruling class طبقه حاکم
roturier از طبقه عوام
class interval حدود طبقه
class interval دامنه طبقه
non producing class طبقه نامولد
class ii supplies اماد طبقه 2
class ii property اموال طبقه 2
class ii property کالای طبقه 2
class i supplies اماد طبقه 1
class i property اموال طبقه 1
class i property کالای طبقه 1
peasntry طبقه روستایان
power output stage طبقه خروجی
bourgeois class طبقه بورژوا
bourgeois class طبقه سوداگر
stratiform طبقه مانند
proletariat طبقه کارگر
first floor طبقه اول
sorting طبقه بندی
mezzanine نیم طبقه
sorted طور طبقه
sorts طور طبقه
denominations طبقه بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com