Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (16 milliseconds)
English
Persian
laminate
طبقه طبقه
straticulate
طبقه طبقه
Search result with all words
stratum
طبقه
stratum
رتبه طبقه نسج سلولی
mezzanine
نیم اشکوب که میان دو طبقه ساختمان واقع باشد
mezzanine
نیم طبقه
mezzanines
نیم اشکوب که میان دو طبقه ساختمان واقع باشد
mezzanines
نیم طبقه
class
طبقه
class
طبقه بندی کردن رده
classed
طبقه
classed
طبقه بندی کردن رده
classes
طبقه
classes
طبقه بندی کردن رده
classing
طبقه
classing
طبقه بندی کردن رده
grain
طبقه
totalitarianism
سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
job
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند
jobs
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند
graduate
طبقه بندی کردن
graduates
طبقه بندی کردن
graduating
طبقه بندی کردن
layer
طبقه بندی کردن
layer
طبقه
layers
طبقه بندی کردن
layers
طبقه
concurrently
مراجعه کنید به چهار طبقه بندی پردازندههای MIMD , MISD , SIMD , SISD ,
caste
طبقه
caste
طبقه منفصل
castes
طبقه
castes
طبقه منفصل
elite
طبقه ممتازه هرجامعه و بخصوص طبقهای که قدرت حاکمه را در دست دارد
general
طبقه
generals
طبقه
nobleman
شخصی که از طبقه اعیان و شایسته عضویت درمجلس اعیان باشد
noblemen
شخصی که از طبقه اعیان و شایسته عضویت درمجلس اعیان باشد
dictatorship
این لفظ را مارکس به شکل دیکتاتوری پرولتاریاdictatorship prolotarian به کار برده است که مفهوم ان " حکومت مطلقه طبقه رنجبر یا کارگر " میباشد
dictatorships
این لفظ را مارکس به شکل دیکتاتوری پرولتاریاdictatorship prolotarian به کار برده است که مفهوم ان " حکومت مطلقه طبقه رنجبر یا کارگر " میباشد
course
طبقه
coursed
طبقه
courses
طبقه
bed
طبقه ته
bed
تشکیل طبقه دادن
bed
طبقه
beds
طبقه ته
beds
تشکیل طبقه دادن
beds
طبقه
index
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexed
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexes
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
genus
طبقه قسم
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
groups
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
bedrock
سنگی که در زیر طبقه سطحی زمین واقع است
bracket
طبقه بندی
intelligentsia
اشخاص با هوش و خردمند طبقه روشنفکر
working class
طبقه کارگر
working class
مربوط به طبقه کارگر و زحمتکش
working classes
طبقه کارگر
working classes
مربوط به طبقه کارگر و زحمتکش
sort
طور طبقه
sort
دسته کردن طبقه بندی کردن
sorted
طور طبقه
sorted
دسته کردن طبقه بندی کردن
sorts
طور طبقه
sorts
دسته کردن طبقه بندی کردن
stratosphere
طبقه فوقانی جواز 11 کیلومتر ببالا
downstairs
طبقه پایین
downstairs
واقع در طبقه زیر
intermediate
طبقه میانی
intermediate
آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
coinage
طبقه بندی بهای مسکوک
estate
دسته طبقه
estates
دسته طبقه
secret
طبقه بندی سری
secrets
طبقه بندی سری
lingo
زبان صنفی ومخصوص طبقه خاص
lingoes
زبان صنفی ومخصوص طبقه خاص
upper class
طبقه مرفه
upper class
طبقه بالا
upper classes
طبقه مرفه
upper classes
طبقه بالا
range
در طبقه قرار دادن
range
طبقه
ranged
در طبقه قرار دادن
ranged
طبقه
ranges
در طبقه قرار دادن
ranges
طبقه
middle class
طبقه متوسط
middle class
طبقه ما بین اشراف وطبقه پایین
middle classes
طبقه متوسط
middle classes
طبقه ما بین اشراف وطبقه پایین
denomination
طبقه بندی
denominations
طبقه بندی
first-class
درخورمردم طبقه یک بهترین
first floor
طبقه اول
label
برچسب زدن طبقه بندی کردن
labeling
برچسب زدن طبقه بندی کردن
labelled
برچسب زدن طبقه بندی کردن
Other Matches
entresol
طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
lower class
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower classes
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor.
ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
stratify
طبقه طبقه کردن
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classifications
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classification
طبقه بندی کردن طبقه بندی
black concept
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
stepless
بی طبقه
genre
طبقه
strips
طبقه
ilk
طبقه
stories
طبقه
storeys
طبقه
genres
طبقه
lain
طبقه
first class
طبقه یک
single stage
یک طبقه
pigeonhole
طبقه
of all sorts
از هر طبقه
storey
طبقه
storey=story
طبقه
story
طبقه
stages
طبقه
stage
طبقه
ranks
طبقه
ranked
طبقه
two storeyed
دو طبقه
rank
طبقه
grade
طبقه
phased
طبقه
story=storey
طبقه
floors
طبقه
floored
طبقه
floor
طبقه
category
طبقه
phases
طبقه
phase
طبقه
grades
طبقه
folium
طبقه
feudal class
طبقه زمیندار
subclass
طبقه فرعی
superstratum
طبقه فوقانی
systemization
طبقه بندی
feudal class
طبقه فئودال
subordinate class
طبقه وابسته
stratiform
طبقه وار
bourgeoisie
طبقه سوداگر
subclass
زیر طبقه
assortments
طبقه بندی
category
طبقه افراد
basements
طبقه زیر
lower class
طبقه پایین
lower classes
طبقه پایین
basement
طبقه زیر
substratum
پی طبقه زیر
superordinate class
طبقه فراگیر
category
طبقه اجناس
feminity
طبقه زنان
category
طبقه نگهداری
taxonomy
طبقه بندی
grading
طبقه بندی
taxonomies
طبقه بندی
assortment
طبقه بندی
substratum
طبقه زیر
stratiform
طبقه مانند
laboring class
طبقه کارگر
class i supplies
اماد طبقه 1
class i property
اموال طبقه 1
class i property
کالای طبقه 1
low power stage
طبقه کم قدرت
main stage
طبقه اصلی
modulator stage
طبقه مدولاسیون
multi stage
چند طبقه
bourgeois class
طبقه بورژوا
bourgeois class
طبقه سوداگر
non producing class
طبقه نامولد
basement storey
طبقه زیرزمین
ionosphere
طبقه یونسفر
lower floor
طبقه تحتانی
leisure class
طبقه مرفه
kennelly heaviside layer
طبقه هویساید
class v supplies
اماد طبقه 5
class of suplies
طبقه کالاها
class limits
حدود طبقه
class iv supplies
اماد طبقه 4
class interval
فاصله طبقه
class interval
حدود طبقه
class interval
دامنه طبقه
layer of rock
طبقه سنگی
class ii supplies
اماد طبقه 2
class ii property
اموال طبقه 2
class ii property
کالای طبقه 2
aves
طبقه مرغان
peasntry
طبقه روستایان
intellectual class
طبقه روشنگر
peerages
طبقه لردها
spectral class
طبقه بینابی
converter stage
طبقه مبدل
declass
جداکردن از طبقه
e layer
طبقه هویساید
heaviside layer
طبقه هویساید
enlisted personnel
طبقه افراد
exploited class
طبقه بهره ده
folium
طبقه نازک
peerage
طبقه لردها
stratification
طبقه بندی
social class
طبقه اجتماعی
initial stage
طبقه نخستین
input stage
طبقه اولیه
power output stage
طبقه خروجی
roturier
از طبقه عوام
abovestairs
طبقه بالا
ruling class
طبقه حاکم
divisions
طبقه بندی
division
طبقه بندی
second flour
طبقه دوم
input stage
طبقه ورودی
semibasement
طبقه زیر
classless society
جامعه بی طبقه
exploiting class
طبقه بهره کش
the second storey
طبقه دوم
plebeians
طبقه سوم
subclass
طبقه عوام
underclass
طبقه عوام
lower class
طبقه عوام
plebeian
طبقه سوم
plutocracy
طبقه ثروتمند
plutocracies
طبقه ثروتمند
lower class
طبقه محروم
subclass
طبقه محروم
underclass
طبقه محروم
double church
کلیسا دو طبقه
toiling class
طبقه رنجبر
A classless society.
جامعه بی طبقه
upstrairs
طبقه بالائی
twin deck
پل دو طبقه ناو
turbine stage
طبقه توربین
low grade
کم طبقه بندی
workpeople
طبقه کارگر
classifications
طبقه بندی
every Tom, Dick and Harry
<idiom>
طبقه متوسط
the upper storey
طبقه فوقانی مخ
typification
طبقه بندی
classification
طبقه بندی
sorting
طبقه بندی
proletariat
طبقه کارگر
nobility
طبقه نجبا
proletariat
طبقه رنجبر
proletariat
طبقه زحمتکش
kennelly heaviside layer
طبقه کنلی هویساید
work people
کارگران طبقه کارگر
vulgus
مردم طبقه پایین
zootaxy
طبقه بندی جانوران
vendor rating
طبقه بندی فروشندگان
layered
دارای لایه یا طبقه
to categorize
طبقه بندی کردن
A multi-storey building.
ساختمان چندین طبقه
bunk beds
تختخواب چند طبقه
bunk bed
تختخواب چند طبقه
multi stage press
پرس چند طبقه
job classification
طبقه بندی شغلی
frequency divider stage
طبقه مقسم فرکانس
taxonomist
متخصص طبقه بندی
franklin
طبقه متوسط اجتماع
follow on die
حدیده چند طبقه
the offscourings humanity
طبقه پست مردم
speed rate increment
طبقه بندی سرعت
high pressure stage
طبقه فشار قوی
member of the middle class
عضو طبقه متوسط
job classification
طبقه بندی شغل
varletry
طبقه نوکر باب
intermediate frequency stage
طبقه ی فرکانس میانی
superstratum
طبقه خیلی بالا
industrial classifications
طبقه بندی صنعتی
triplane
هواپیمای سه طبقه یا سه باله
top lift
طبقه زیرین پاشنه پا
systemize
طبقه بندی کردن
impluse stage
طبقه فشار مستقیم
middle-class person
عضو طبقه متوسط
soil class
طبقه بندی خاک
underclass
طبقه پایین جامعه
multi-storey car park
پارکینگ چند طبقه
suborder
طبقه بندی فرعی
single passage crusher
سنگ شکن یک طبقه
service rating
طبقه بندی پرسنلی
route classification
طبقه بندی جاده ها
subclass
بخش اولیه یک طبقه
lower class
طبقه پایین جامعه
lower class
طبقه اجتماعی کم درآمد
subclass
طبقه اجتماعی کم درآمد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com