English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
subclass طبقه فرعی
Search result with all words
suborder طبقه بندی فرعی
Other Matches
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
entresol طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
intermediate آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
lower classes طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower class طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor. ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
stratify طبقه طبقه کردن
stbtitle عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
sublease اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
adjunct فرعی
half deck پل فرعی
subaltern فرعی
ancillary فرعی
tributary فرعی
subalterns فرعی
tributaries فرعی
branch line خط فرعی
branch lines خط فرعی
by فرعی
petty فرعی
second class فرعی
lateral فرعی
extrinsic فرعی
derivatives فرعی
derivative فرعی
accessory فرعی
adjuncts فرعی
sub dam سد فرعی
secondary فرعی
inferior فرعی
spillover effect اثر فرعی
inferiors فرعی
incident فرعی
byeffect اثر فرعی
subsidiary فرعی
min فرعی
accessorial فرعی
adverse reaction اثر فرعی
by-effect اثر فرعی
subsidiaries فرعی
secondary effect اثر فرعی
succursal فرعی
fall-out [side effect] اثر فرعی
incidents فرعی
minor فرعی
consequent pole قطب فرعی
appendages دستگاه فرعی
appendage دستگاه فرعی
colonnette ستون فرعی
coproduct محصول فرعی
byroad جاده فرعی
wayside ایستگاه فرعی
inset نقشه فرعی
annex شعبه فرعی
sideshows نمایش فرعی
insets نقشه فرعی
accessory لوازم فرعی
sideshow نمایش فرعی
byname اسم فرعی
accessory دعوای فرعی
by-product محصول فرعی
side issues موضوع فرعی
derived unit واحد فرعی
secondary unit واحد فرعی
derived units واحدهای فرعی
derived units احاد فرعی
diverticulum جاده فرعی
dixings ارایشهای فرعی
extraneous تصادفی فرعی
subcontract قرارداد فرعی
daughter chain زنجیر فرعی
adjunct صفت فرعی
subcontracts قرارداد فرعی
side issues مسئله فرعی
adjuncts صفت فرعی
dog leg شاخه فرعی
subcontracting قرارداد فرعی
side issue مسئله فرعی
cotype نوعی فرعی
side issue موضوع فرعی
subcontracted قرارداد فرعی
affluent رود فرعی
bayou نهرکوچک یا فرعی
by election انتخابات فرعی
auxiliary activity فعالیت فرعی
articulated connecting rod شاتون فرعی
bye election انتخابات فرعی
by lane کوچه فرعی
by pass لوله فرعی
an off street کوچه فرعی
by pass گذرگاه فرعی
alternative airfield فرودگاه فرعی
auxiliary switch کلید فرعی
avocation کار فرعی
backway جاده فرعی
subcommittees کمیته فرعی
bypath جاده فرعی
blessed folder مخزن فرعی
borrowed light نورگیر فرعی
bracteole برگچه فرعی
overtone صدای فرعی
overtones صدای فرعی
subcommittee کمیسیون فرعی
subcommittees کمیسیون فرعی
secondary position موضع فرعی
alternate position موضع فرعی
accessory nerve عصب فرعی
sidetrack جاده فرعی
by product material فراورده فرعی
episodes داستان فرعی
episode داستان فرعی
sidetracked جاده فرعی
by way راه فرعی
by work کار فرعی
subcommittee کمیته فرعی
by path جاده فرعی
accessory substances مواد فرعی
nervus accessorius عصب فرعی
spur track جاده فرعی
by product فراورده فرعی
by product محصول فرعی
by product نتیجه فرعی
by-products محصول فرعی
extension telephone تلفن فرعی
subagency نمایندگی فرعی
submenu منوی فرعی
bypass مسیر فرعی
suborder راسته فرعی
side-effects اثر فرعی
substation ایستگاه فرعی
substrate شکل فرعی
sugroup دسته فرعی
subdivision بخش فرعی
subdivisions بخش فرعی
tine شاخ فرعی
subspace فضای فرعی
subinterval فاصله فرعی
subclass شعبه فرعی
subdirectory فهرست فرعی
subfamily خانواده فرعی
subfamily تیره فرعی
bypassing مسیر فرعی
subsidiary company شرکت فرعی
bypasses مسیر فرعی
bypassed مسیر فرعی
subgenus جنس فرعی
subgenus تیره فرعی
subharmonic هماهنگ فرعی
token money پول فرعی
side-effect اثر فرعی
pseudocarp میوه فرعی
subsidiary متمم فرعی
subsidiaries متمم فرعی
annexe ساختمان فرعی
annexing شعبه فرعی
annexes شعبه فرعی
jamb-shaft ستون فرعی
lay-shaft میله فرعی
underplot داستان فرعی
side effect اثر فرعی
byway راه فرعی
byways راه فرعی
subordinate clause جملهوارهی فرعی
subordinate clauses جملهوارهی فرعی
walk-on بازیگر فرعی
subculture فرهنگ فرعی
DIVERSION راه فرعی
extension شماره فرعی
sub station پست فرعی
incidental effect اثر فرعی
extension تلفن فرعی
municipal road راه فرعی
subcultures کشت فرعی
subcultures فرهنگ فرعی
subculture کشت فرعی
probative حقایق فرعی
quadrantal points جهات فرعی
floor jack اهرم فرعی
radicle فرعی نازک
retort tar قطران فرعی
extensions تلفن فرعی
subsection قسمت فرعی
minor league لیگ فرعی
incidentals اقلام فرعی
intercardinal headings جهات فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com