Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
ground floor
طبقه همکف زمین
Other Matches
ground floor
طبقه همکف ساختمان
ground floor
اشکوب همکف زمین
entresol
طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
bedrock
سنگی که در زیر طبقه سطحی زمین واقع است
phytography
طبقه بندی گیاهان روی زمین گیاه شناسی توضیحی وتشریحی
level crossings
گذرگاه همکف
level crossing
گذرگاه همکف
flush kerb
جدول همکف
flush shoulder
شانه همکف
lower class
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
intermediate
آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
lower classes
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
flush kerb
لبه همکف لبه پوشیده
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor.
ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
stratify
طبقه طبقه کردن
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications
طبقه بندی کردن طبقه بندی
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
black concept
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall.
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
bed
طبقه ته
pigeonhole
طبقه
story=storey
طبقه
of all sorts
از هر طبقه
bed
طبقه
beds
طبقه ته
layers
طبقه
layer
طبقه
ranges
طبقه
courses
طبقه
coursed
طبقه
course
طبقه
beds
طبقه
general
طبقه
generals
طبقه
first class
طبقه یک
two storeyed
دو طبقه
straticulate
طبقه طبقه
storey=story
طبقه
stepless
بی طبقه
range
طبقه
ranged
طبقه
single stage
یک طبقه
castes
طبقه
caste
طبقه
laminate
طبقه طبقه
folium
طبقه
classing
طبقه
classes
طبقه
floored
طبقه
floor
طبقه
grade
طبقه
grades
طبقه
ranks
طبقه
grain
طبقه
phased
طبقه
rank
طبقه
ranked
طبقه
stage
طبقه
stages
طبقه
stratum
طبقه
phase
طبقه
class
طبقه
phases
طبقه
category
طبقه
classed
طبقه
floors
طبقه
story
طبقه
storeys
طبقه
lain
طبقه
genre
طبقه
genres
طبقه
storey
طبقه
strips
طبقه
ilk
طبقه
stories
طبقه
aves
طبقه مرغان
proletariat
طبقه رنجبر
proletariat
طبقه کارگر
layer of rock
طبقه سنگی
leisure class
طبقه مرفه
lower floor
طبقه تحتانی
proletariat
طبقه زحمتکش
laboring class
طبقه کارگر
kennelly heaviside layer
طبقه هویساید
working class
طبقه کارگر
bourgeois class
طبقه بورژوا
basement storey
طبقه زیرزمین
bracket
طبقه بندی
initial stage
طبقه نخستین
input stage
طبقه ورودی
input stage
طبقه اولیه
class interval
دامنه طبقه
intellectual class
طبقه روشنگر
ionosphere
طبقه یونسفر
nobility
طبقه نجبا
classification
طبقه بندی
peasntry
طبقه روستایان
divisions
طبقه بندی
lower classes
طبقه پایین
lower class
طبقه پایین
taxonomies
طبقه بندی
taxonomy
طبقه بندی
basements
طبقه زیر
basement
طبقه زیر
classifications
طبقه بندی
non producing class
طبقه نامولد
low grade
کم طبقه بندی
low power stage
طبقه کم قدرت
main stage
طبقه اصلی
genus
طبقه قسم
sorting
طبقه بندی
modulator stage
طبقه مدولاسیون
peerage
طبقه لردها
peerages
طبقه لردها
division
طبقه بندی
multi stage
چند طبقه
downstairs
طبقه پایین
upper classes
طبقه بالا
heaviside layer
طبقه هویساید
enlisted personnel
طبقه افراد
assortments
طبقه بندی
exploited class
طبقه بهره ده
exploiting class
طبقه بهره کش
assortment
طبقه بندی
feminity
طبقه زنان
feudal class
طبقه زمیندار
grading
طبقه بندی
estates
دسته طبقه
estate
دسته طبقه
feudal class
طبقه فئودال
e layer
طبقه هویساید
second flour
طبقه دوم
upper classes
طبقه مرفه
middle class
طبقه متوسط
upper class
طبقه بالا
upper class
طبقه مرفه
classless society
جامعه بی طبقه
bourgeoisie
طبقه سوداگر
bourgeois class
طبقه سوداگر
converter stage
طبقه مبدل
abovestairs
طبقه بالا
declass
جداکردن از طبقه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com