English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
haute couturer طراح لباس
Other Matches
to dress [put on your clothes or particular clothes] لباس پوشیدن [لباس مهمانی یا لباس ویژه] [اصطلاح رسمی]
motley مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
hang out پهن کردن لباس [روی بند لباس]
life jacket لباس نجات لباس چوب پنبهای
designer طراح
sketcher طراح
draftsman طراح
draughtsmen طراح
draftsmen طراح
draughtsman طراح
cartographer طراح
planner طراح
planners طراح
cartographers طراح
designers طراح
designment طراح ریزی
machinator طراح نقسه
machine designer طراح ماشین
play marker طراح حمله
designers شخص طراح
designer شخص طراح
programmers طراح برنامه
design engineer مهندس طراح
programmer طراح برنامه
drawer طراح نقاش
drawers طراح نقاش
machinery designer طراح ماشین الات
delineator رسم کننده طراح
tracer طراح جستجو کننده
tracers طراح جستجو کننده
logic designer طراح مدارهای منطقی
cad استفاده از کامپیوتر و ترمینالهای گرافیکی برای کمک به طراح درکارش
cads استفاده از کامپیوتر و ترمینالهای گرافیکی برای کمک به طراح درکارش
steam irons ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniforms لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniform لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
out fit لباس
outwall لباس تن
garb لباس
untented بی لباس
flannel لباس
flannels لباس
attire لباس
frou frou خش خش لباس
dressing لباس
costumes لباس
costume لباس
nightgowns لباس شب
nightgown لباس شب
bathhouse لباس کن
rosette گل لباس
rosettes گل لباس
dressings لباس
accouterment لباس
evining dress لباس شب
clobber لباس
clothing لباس
clobbered لباس
clobbering لباس
clobbers لباس
bibandtucker لباس
acoutrement لباس
accouterments لباس
donkey jacket لباس
vestment لباس
vesture لباس
costume لباس
oilskins لباس ضد اب
costumes لباس ها
academic costume لباس دانشگاهی
zippers زیب لباس
zipper زیب لباس
tuxedos لباس رسمی
knitwear لباس کشباف
disguisedly با لباس مبدل
academicals لباس دانشگاهی
clothes tree چنگک لباس
braw جوش لباس
battle dress لباس ضدگلوله
mab لباس ژولیده
clothier لباس فروش
asbestos kit لباس نسوز
antiblackout suit لباس ضد فشار اب
skirts دامن لباس
skirted دامن لباس
undergarments لباس بزیر
undergarment لباس بزیر
tog لباس پوشیدن
electronic tag لباس ردیاب
fancy dress لباس بالماسکه
tether لباس ردیاب
gowns روپوش لباس شب
ankle bracelet لباس ردیاب
ankle monitor لباس ردیاب
skirt دامن لباس
costumes لباس محلی
costume لباس محلی
silk لباس ابریشمی
tuxedo لباس رسمی
wet suits لباس غواصی
wet suit لباس غواصی
dry suit لباس غواصی
gown روپوش لباس شب
vestment لباس رسمی
rainwear لباس بارانی
print dress لباس چیتی
water suit لباس ضد فشار اب
wearer پوشنده لباس
woolie لباس پشمی
wooly لباس پشمی
menswear لباس مردانه
playsuit لباس ورزش
neckline گردن لباس
pajama لباس خواب
necklines گردن لباس
spacesuit لباس فضایی
robe de chambre لباس خانه
ski suit لباس اسکی
slack suit لباس راحتی
uniform of the day لباس فصل
underclothing لباس زیر
tux لباس رسمی
tunicle لباس کوتاه
tou book لباس تکواندو
toggery لباس فروشی
to dress up لباس پوشیدن
to a onself لباس زیباپوشیدن
the long robe لباس قضائی
survival suit لباس نجات
smoking jacket لباس اسموکینگ
slopwork لباس دوخته
night robe لباس خواب
spacesuits لباس فضایی
sportswear لباس ورزش
flight gear لباس پرواز
flashproof لباس ضد شعله
finical خوش لباس
fearnought suit لباس نسوز
exposure suit لباس محافظ
driss uniform لباس رسمی
dressed in white لباس سفیدپوشیده
dress suit لباس رسمی شب
dreadnought لباس بارانی
gaberdine لباس پوشش
garderobe اشکاف لباس
gratuitous issue لباس پیشکش
sportswear لباس راحت
sportswear لباس خودمانی
laundress لباس شوی زن
launderer لباس شوی
knock about clothes لباس کار
kiyi برس لباس
Clinging clothes. Tight-fitting dress. لباس چسب تن
habilitate لباس پوشیده
Full dress. Formal dress. لباس رسمی
put on <idiom> لباس پوشیدن
habiliments لباس مخصوص
habiliment لباس زیبا
dresses لباس پوشیدن
disguise لباس مبدل
liveried دارای لباس
doffs لباس کندن
doffing لباس کندن
regimental لباس هنگ
doffed لباس کندن
doff لباس کندن
pinning گیره لباس
regimental لباس نظامی
plain لباس غیرنظامی
plainer لباس غیرنظامی
plainest لباس غیرنظامی
disguised لباس مبدل
disguises لباس مبدل
disguising لباس مبدل
clothes جامه لباس
woolies : لباس پشمی
habit لباس روحانیت
dress لباس پوشیدن
rigs لوازم لباس
rigged لوازم لباس
rig لوازم لباس
gashing خوش لباس
gashes خوش لباس
gashed خوش لباس
habits لباس روحانیت
gash خوش لباس
pin گیره لباس
plains لباس غیرنظامی
slip on لباس گشاد
seams درز لباس
attire لباس پوشاندن
garb لباس پوشانیدن
underclothes لباس زیر
masquerading لباس مبدل
masquerades لباس مبدل
underwear لباس زیر
masqueraded لباس مبدل
masquerade لباس مبدل
khaki لباس نظامی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com