Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
polkadot
طرح نقطه نقطه خال خال
Search result with all words
circulation
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulations
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
outermost
از اقصی نقطه
outermost
از دورترین نقطه خارج
focus
نقطه تقاطع
focused
نقطه تقاطع
focuses
نقطه تقاطع
focussed
نقطه تقاطع
focusses
نقطه تقاطع
focussing
نقطه تقاطع
check-points
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoint
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoints
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
junction
نقطه اتصال
junction
نقطه الحاق
junction
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions
نقطه اتصال
junctions
نقطه الحاق
junctions
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
summit
نقطه اوج
summits
نقطه اوج
acme
سر مرتفعترین نقطه
bearing
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
part
عضو نقطه
offset
مبدا نقطه شروع مسابقه
offsetting
مبدا نقطه شروع مسابقه
period
نقطه پایان جمله
period
نقطه
periods
نقطه پایان جمله
periods
نقطه
link
نقطه الحاق
stop
ایستگاه نقطه
stopped
ایستگاه نقطه
stopping
ایستگاه نقطه
stops
ایستگاه نقطه
approach
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approached
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approaches
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
view
نقطه نظر
viewed
نقطه نظر
viewing
نقطه نظر
views
نقطه نظر
hand
وضعی که بتوان گوی اصلی بیلیاردرا در هر نقطه گذاشت
handing
وضعی که بتوان گوی اصلی بیلیاردرا در هر نقطه گذاشت
jot
نقطه
jots
نقطه
jotted
نقطه
full stop
نقطه
full stops
نقطه
departure
نقطه عزیمت
departures
نقطه عزیمت
concurrence
تلاقی دو نیرو در یک خط عملیات نقطه تلاقی همزمان بودن
nurse
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nursed
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurses
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
turning point
نقطه برگشت
turning point
مرحله قاطع نقطه تحول
turning point
نقطه چرخش
turning point
نقطه لولای چرخش
turning points
نقطه برگشت
turning points
مرحله قاطع نقطه تحول
turning points
نقطه چرخش
turning points
نقطه لولای چرخش
fulcrum
نقطه اتکاء
fulcrum
دارای نقطه اتکاء کردن
fulcrum
نقطه دوران
tenuous
بدون نقطه اتکاء
mainstay
وابستگی عمده نقطه اتکاء
mainstays
وابستگی عمده نقطه اتکاء
terminal
نقطه اتصال الکتریکی
terminals
نقطه اتصال الکتریکی
scope
نقطه توجه طرح نهایی
recycle
برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز الکترونیک بدون وارد شدن دادههای جدید
recycles
برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز الکترونیک بدون وارد شدن دادههای جدید
recycling
برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز الکترونیک بدون وارد شدن دادههای جدید
freezing point
نقطه انجماد
freezing points
نقطه انجماد
plethora
ازدیاد خون در یک نقطه افراط
carried
گذشتن گوی از یک نقطه یا شی ء مسافتی که گوی در هوا می پیماید
carries
گذشتن گوی از یک نقطه یا شی ء مسافتی که گوی در هوا می پیماید
carry
گذشتن گوی از یک نقطه یا شی ء مسافتی که گوی در هوا می پیماید
carrying
گذشتن گوی از یک نقطه یا شی ء مسافتی که گوی در هوا می پیماید
away
خارج از نقطه ایستادن توپ زن
duck and drake
پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
ducks and drakes
پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
zero
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zero
نقطه صفر محل صفر
zeroes
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes
نقطه صفر محل صفر
zeros
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros
نقطه صفر محل صفر
punctuation mark
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation marks
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
threshholds
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
threshold
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
thresholds
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
line of vision
خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
Other Matches
reference point
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
foot spot
نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
pull up point
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
triple point
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
picture point
نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
ti;me to go
زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
pointillism
شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
free drop
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
switching
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
load point
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
mark
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
azimuth
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
marks
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
pyramid spot
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
crossing points
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing point
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flash point
نقطه الوگیری نقطه افروزش
holding point
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
roll in point
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
litter relay point
نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
point to point network
شبکه نقطه به نقطه
pointillism
نقاشی نقطه نقطه
point-to-point connection
اتصال نقطه به نقطه
break up point
نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
speckle
نقطه نقطه یا خال خال کردن
pricks
نقطه
ice point
نقطه یخ
spot
نقطه
ice melting point
نقطه یخ
pricked
نقطه
prick
نقطه
neel point
نقطه نل
dotting
نقطه
dotty
نقطه نقطه
speckle
نقطه
spotter
نقطه نقطه
speck
نقطه
dot
نقطه
spots
نقطه
point to point
نقطه به نقطه
point to point line
خط نقطه به نقطه
punchation
نقطه
punctate
نقطه نقطه
punctation
نقطه
punctulate
نقطه نقطه
punctum
نقطه
point
نقطه
specks
نقطه
two dots one dash line
خط دو نقطه یک خط
tittle
نقطه
ellipsis
سه نقطه
[...]
pricking
نقطه
stpular
نقطه نقطه
gutty
نقطه دار
binary point
نقطه دودوئی
bp
نقطه جوش
basic point
نقطه مبداء
growing point
نقطه رویش
branchpoint
نقطه انشعاب
igniting point
نقطه احتراق
igniting point
نقطه اشتعال
fusing point
نقطه ذوب
breakpoint
نقطه انفصال
flash point
نقطه احتراق
fusion point
نقطه گداز
face off spot
نقطه رویارویی
break point
نقطه توقف
break off position
نقطه رهایی
frost point
نقطه شبنم
break even point
نقطه عطف
brittle point
نقطه شکنندگی
ignition point
نقطه افروزش
ignition point
نقطه اشتعال
azeotrope point
نقطه ازئوتروپ
azeotrope point
نقطه همجوشی
injection point
نقطه پاشش
injection point
نقطه تزریق
intercept point
نقطه رهگیری
auxiliary target
نقطه کمکی
intersection point
نقطه تقاطع
at the point of sale
در نقطه فروش
intersection point
نقطه تلاقی
isoelectronic point
نقطه ایزوالکتریک
joining point
نقطه اتصال
jumping off place
نقطه یا مبداء
initial point
نقطه اغاز
initial point
نقطه شروع
initial point
نقطه اولیه
base point
نقطه مبنا
image element
نقطه تصویر
image point
نقطه تصویر
balanc point
نقطه تعادل
impact point
نقطه اصابت
azimuth
نقطه جنوب
impact point
نقطه فرود
impact point
نقطه بارریزی
indifference point
نقطه خنثی
inflection point
نقطه عطف
inflexion point
نقطه عطف
junction point
نقطه الحاق
dotter
نقطه گذار
cutoff point
نقطه برش
punctuator
نقطه گذار
curie point
نقطه کوری
dpi
نقطه در هر اینچ
drop point
نقطه پرش
cross over point
نقطه همگذری
critical point
نقطه بحرانی
setting point
نقطه انجماد
congealing point
نقطه انجماد
compensation point
نقطه موازنه
data point
نقطه داده
dots per inch
نقطه در هر اینچ
dot prompt
نقطه اعلان
dead center ignition
نقطه اشتعال
dead center ignition
نقطه انفجار
dead reckoning
نقطه فرضی
flash point
نقطه اشتعال
dead spot
نقطه خنثی
death point
نقطه مرگ
dew point
نقطه شبنم
point of contact
نقطه تماس
dewpoint
نقطه شبنم
directing point
نقطه نشانی
distributing point
نقطه توزیع
dot pitch
درجه نقطه
cold spot
نقطه سرماگیر
drop point
نقطه چکه
exit point
نقطه مرگ
check point
نقطه مقابله
check point
نقطه بازرسی
center
نقطه گره
firing point
نقطه اشتعال
burning point
نقطه اشتعال
bubble point
نقطه جوش
exit point
نقطه خروجی
extreme point
نقطه حدی
f.n.p
نقطه گداز
dead center
نقطه مرگ
fire point
نقطه شعله
fire point
نقطه اشتعال
fixation point
نقطه تثبیت
exit point
نقطه خروج
exchange point
نقطه تعویض
eutetic point
نقطه اتکتیک
end point
نقطه پایانی
choice point
نقطه گزینش
endmost
اقصی نقطه 0
entry point
نقطه دخول
entry point
نقطه ورود
equilibrium point
نقطه تعادل
checkout point
نقطه وارسی
equivalence point
نقطه هم ارزی
check point
نقطه ازمایش
estimated position
نقطه تخمینی
estimated position
نقطه براوردی
eutectic point
نقطه اوتکتیک
fixed point
نقطه ثابت
quiescent point
نقطه استراحت
solidification point
نقطه انجماد
solidifying point
نقطه انجماد
solstitial point
نقطه انقلاب
splotch
نقطه وصله
spot distortion
اغتشاش نقطه
spot welding
نقطه جوش
staddle
نقطه اتکاء
stagnation point
نقطه ایستائی
stpular
نقطه مانند
strong point
نقطه مستحکم
supply point
نقطه اماد
supply point
نقطه تدارکات
support point
نقطه امن
tack weld
نقطه جوش
terminus a que
نقطه شروع
terminuse ad quem
نقطه پایان
softening point
نقطه نرمش
radix point
نقطه مبنا
radix point
نقطه ممیز
reentry point
نقطه بازگشت
reference point
نقطه مبنا
release point
نقطه رهایی
rivet point
نقطه پرچ
running fix
نقطه انتقالی
saddle point
نقطه زینی
scotoma
نقطه کور
semicolon
واوک و نقطه
seperation point
نقطه جدایی
shut down point
نقطه تعطیل
singular point
نقطه منفرد
singular point
نقطه تکین
smoke point
نقطه دود
softening point
نقطه نرمی
thermal critical point
نقطه توقف
topnotch
اخرین نقطه
semi-colons
نقطه ویرگول
critical point
نقطه بحرانی
solstitium
نقطه انقلاب
semi-colon
نقطه ویرگول
transition point
نقطه فراگذری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com