English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (2 milliseconds)
English Persian
incentive bonus scheme طرح پاداش تشویقی
Other Matches
hortatory تشویقی
persuasive تشویقی
hortative تشویقی
incentive price قیمت تشویقی
incentive system نظام تشویقی
persuasive method روش تشویقی
induced consumption مصرف تشویقی
rewards پاداش
gratuities پاداش
remunerations پاداش
fee پاداش
reward پاداش
rewarded پاداش
gratuity پاداش
recompense پاداش
recompensed پاداش
unvalued بی پاداش
solatium پاداش
rewardless بی پاداش
rewardable پاداش
quittance پاداش
nonreward بی پاداش
mense پاداش
incentive pay پاداش
guerdon پاداش
reinforcement پاداش
considerations پاداش
consideration پاداش
recompensing پاداش
recompenses پاداش
rewarding پر پاداش
premium پاداش
bonus پاداش
incentives پاداش
incentive پاداش
allowances پاداش
allowance پاداش
premiums پاداش
compensation پاداش
compensations پاداش
backs پاداش
back پاداش
bonuses پاداش
remuneration پاداش
awards پاداش تقدیر
negative reward پاداش منفی
come-uppance پاداش عمل بد
award پاداش تقدیر
meed پاداش ارزش
incentive pay پاداش کار
awarded پاداش تقدیر
awards پاداش دادن
rewardable پاداش دادن
smart money پاداش زیان
requites پاداش دادن
secondary reward پاداش ثانوی
awarded پاداش دادن
awarding پاداش دادن
valuable consideration پاداش پربها
rewardable پاداش دادنی
awarding پاداش تقدیر
yielder پاداش دهنده
reward training اموزش با پاداش
premium پاداش عمل
premium پاداش نیکو
rewarded پاداش دادن
compensable قابل پاداش
testimonials پاداش جایزه
testimonial پاداش جایزه
premiums پاداش نیکو
premiums پاداش عوض
bonus پاداش قرضه
hay تختخواب پاداش
bonuses پاداش قرضه
award پاداش دادن
reward پاداش دادن
rewards پاداش دادن
premium پاداش عوض
premiums پاداش عمل
feoff پول پاداش
extra premium پاداش اضافی
requite پاداش دادن
extrinsic reward پاداش برونی
external reward پاداش برونی
requited پاداش دادن
requiting پاداش دادن
compensative پاداش دهنده
to merit reward سزاوار پاداش بودن
warison پاداش شیپور حمله
rewarder جایزه یا پاداش دهنده
self rewarding پاداش دهنده بخود
dispatch money پاداش سرعت کار
point fund پاداش پایان فصل
primage پاداش ناخدای کشتی
hand-out <idiom> پاداش ،معمولا از طرف دولت
underemployed دارای شغل کم تخصص و کم پاداش
despatch money پاداش جهت بارگیری یاتخلیه سریع
lostlabour کارذوقی که کننده انراچشم داشت پاداش نیست
reward is an iduce to toil چیزیکه ادم را بکار کردن تشویق میکند پاداش است
compensates پاداش دادن عوض دادن
compensated پاداش دادن عوض دادن
compensate پاداش دادن عوض دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com