English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (5 milliseconds)
English Persian
ethnocentric طرفداربرتری نژادی
Other Matches
ethnical نژادی
ethnicity نژادی
phyletic نژادی
ethnic نژادی
racially نژادی
racial نژادی
eugenics به نژادی
racial segregation تفکیک نژادی
phylogeny تکامل نژادی
gerontomorphosis پیر نژادی
interrace بین نژادی
interracial بین نژادی
abyssinian نژادی از گربه
racial discrimination تبعیض نژادی
color line مانع نژادی
racial prejudice پیشداوری نژادی
racial prejudice تعصب نژادی
racial unconscious ناهشیار نژادی
racial memory حافظه نژادی
eugenic وابسته به به نژادی
racism تبعیض نژادی
racialism تبعیضات نژادی
racialism خصوصیات نژادی
segregation تبعیض نژادی
multiracial چند نژادی
linebreed اصلاح نژادی کردن
phylogenic وابسته به تکامل نژادی
miscegenation زناشویی میان نژادی
phylogenetic وابسته به تکامل نژادی
immunogenetics مبحث مصونیت نژادی
desegregated تفکیک نژادی را فسخ کردن
strains صفت موروثی خصوصیت نژادی
desegregating تفکیک نژادی را فسخ کردن
segregating تبعیض نژادی قائل شدن
segregates تبعیض نژادی قائل شدن
desegregates تفکیک نژادی را فسخ کردن
teutonism عقیده برتری نژادی المان
white supremacist طرفدار تفوق نژادی سفیدپوستان
segregate تبعیض نژادی قائل شدن
shropshire نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی
desegregate تفکیک نژادی را فسخ کردن
phylogeny تاریخ نژادی جانور یا گیاه
racy دارای صفات اصلی و نژادی
strain صفت موروثی خصوصیت نژادی
africander اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
eugenic از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
sclav ect عضو نژادی که شامل مردم خاوراروپاباشد
manifest destiny لوازم قهری بسط وتوسعه نژادی
Racial prejudice prevails in some countries. دربرخی کشورها تعصبات نژادی وجود دارد
cacogenesis فساد نژادی دراثر حفظ وابقاء صفات بد
dysgenics مبحث مطالعه فساد نسل وتباهی نژادی
inviable عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
pelasgic نام نخستین نژادی که دریونان و جزیرههای خاورمدیترانه ساکن شدند
lore فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
karakul کاراکول [نژادی از گوسفند آسیائی با رنگ طبیعی سیاه، خاکستری و گاهی قهوه ای]
racism اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
polymeric دارای ذرات وترکیبات متعدد ومشابه چند نژادی چند رگه
incrossbreed تولید شده در اثر امیزش نژاد امیزش نژادی کردن
gametophyte گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
intergeneric بین انواع نژادی بین طبقهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com