English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
conservationist طرفدارحفظ منابع طبیعی
conservationists طرفدارحفظ منابع طبیعی
Other Matches
exhaustable resources منابع پایان پذیر منابع طبیعی که میزان عرضه انها ثابت بوده و قابل جایگزینی نمیباشدمانند نفت سنگ اهن
resource endowment منابع طبیعی
natural sources منابع طبیعی
natural resources منابع طبیعی
depletion کاهش منابع طبیعی
conservation حفظ منابع طبیعی
renewable resources منابع تهی ناپذیر منابع تجدیدشدنی منابع قابل تجدید
physiographic وابسته به اوضاع طبیعی یاجغرافیای طبیعی
naturalism فلسفه طبیعی مذهب طبیعی
feelings indigenous to man احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
resources منابع
sources منابع
resource allocation تخصیص منابع
allocation of resources تخصیص منابع
resource deallocation بازستانی منابع
resource sharing اشتراک در منابع
revenue sources منابع درامد
scarce resources منابع کمیاب
overhead منابع حاشیهای
fixed inputs منابع ثابت
fixed resources منابع ثابت
control of resources کنترل منابع
complementary resources منابع مکمل
allotment منابع اختصاصی
allotments منابع اختصاصی
sourcing منابع یابی
sources law منابع حقوق
human resources منابع انسانی
unused resources منابع بیکار
meaner منابع درامد
meanest منابع درامد
mean منابع درامد
control of resources نظارت بر منابع
economic resources منابع اقتصادی
military resources منابع نظامی
software resources منابع نرم افزار
misallocation of resources تخصیص نادرست منابع
nonrenewable resources منابع تمام شدنی
hardware resources منابع سخت افزاری
sourcing of suppliers یافتن منابع فروش
exhaustable resources منابع تمام شدنی
optimum allocation of resources تخصیص مطلوب منابع
inputs عوامل تولید منابع
conservation programs برنامههای حفافت منابع
resources منابع اماد ذخایر
unused resources منابع استفاده نشده
efficient allocation of resources تخصیص کارای منابع
gathered دریافت داده از منابع مختلف
water utilization project پروژه بهره برداری از منابع اب
gather دریافت داده از منابع مختلف
mobility انتقال اسان منابع تولید
nonrenewable resources منابع غیر قابل تجدید
production resource planning برنامه ریزی منابع تولید
economic mobilization بسیج منابع اقتصادی باصرفه
irm Resourese Informationمدیر منابع اطلاعاتی anager
complexity اندازه منابع سیستم در یک عمل یا کار
complexities اندازه منابع سیستم در یک عمل یا کار
collections عمل دریافت داده از منابع مختلف
collection عمل دریافت داده از منابع مختلف
To pool resources to gether . کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
babbled اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbles اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
resource تقسیم منابع موجود در سیستم بین کارها
babble اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
departmental LAN چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
inducing اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
dowse پی بردن به وجوداب یا منابع دیگر زیرزمینی بوسیله گمانه
available لیست حافظه اختصاص داده نشده و منابع در سیستم
induced اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induce اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
share روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shared روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shares روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
overhead منابع انسانی و اقتصادی که درپشتیبانی غیر مستقیم یکانهابه کار می رود
dynamically سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن
size محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
allocation سیستمی که در آن منابع در حین اجرای برنامه و نه پیش از آن اختصاص داده می شوند
dynamic سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن
sizes محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
permission اجازه کاربر خاص برای دستیابی به منابع اشتراکی یا قضایی از دیسک
allocations سیستمی که در آن منابع در حین اجرای برنامه و نه پیش از آن اختصاص داده می شوند
interference اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
optical اشبعه لیزر و سایر منابع نور برای داده به صورت پاسهای نوری
allocations برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
resource leveling زمان بندی فعالیت ها بازمان شناور به منطور بهینه سازی بهره گیری از منابع
allocation برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
language دستوراتی که منابع لازم برای یک کار که باید توسط کامپیوتر انجام شود را مشخص می کنند
jobs دستوراتی که مشخصات و منابع لازم برای یک کار که توسط کامپیوتر باید پردازش شود را دارد
jcl دستوری که مشخصات را شرح میدهد و نیز منابع لازم برای انجام کار توسط کامپیوتر
languages دستوراتی که منابع لازم برای یک کار که باید توسط کامپیوتر انجام شود را مشخص می کنند
unique مجموعه حروفی که برای تشخیص بین منابع مختلف کتاب چند رسانهای به کار می رود
job دستوراتی که مشخصات و منابع لازم برای یک کار که توسط کامپیوتر باید پردازش شود را دارد
uniquely مجموعه حروفی که برای تشخیص بین منابع مختلف کتاب چند رسانهای به کار می رود
shares سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
shared سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
System Monitor امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
share سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
TDS سیستم کامپیوتری که معمولاگ کارهای دستهای را پردازش میکند تا وقتی که وقفه رخ دهد و سپس منابع را به تراکنش جدید اختصاص میدهد
server که به کاربر امکان دستیابی به فایلهای کامپیوتر دیگر و وسایل جانبی روی شبکه میدهد به صورتی که گویی منابع محلی هستند
neoclassical school مکتبی که براساس ان رقابت و پیروی ازاصول حداکثرساختن مطلوبیت و سود میتواندتخصیص ایده الی از منابع رادر اقتصاد بوجود اورد
SMB که به کاربر امکان دسترسی به فایل ها و وسایل جانبی کامپیوتر دیگر روی شبکه را میدهد به طوری که مانند منابع محلی باشد
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
resource یکی از دو انشعاب فایل . شاخه منبع حاوی منابع مورد نیاز فایل است
mobilization base حداقل منابع لازم برای بسیج نیروهاپایگاه بسیج
share سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shares سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shared سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
scheduler امکان نرم افزاری که به کاربر امکان مدیریت جلسات , قرار ملاقاتها یا استفاده از منابع میدهد.
naturals طبیعی
natural right حق طبیعی
silvan طبیعی
natural bridge پل طبیعی
natural طبیعی
home born طبیعی
homebred طبیعی
crude copper مس طبیعی
physical طبیعی
innate طبیعی
natural foundation پی طبیعی
indigenous طبیعی
normal طبیعی
metaphisical غیر طبیعی
preternatural غیر طبیعی
in situ در جای طبیعی
natural recharge تغذیه طبیعی
phenomenon اثر طبیعی
natural sciences علوم طبیعی
asphaltite قیر طبیعی
matten of course چیز طبیعی
matter of course چیز طبیعی
natural reserves ذخائر طبیعی
natural resin صمغ طبیعی
pozzolan earth سیمان طبیعی
natrual cement سیمان طبیعی
natural silk ابریشم طبیعی
natural ventilation تهویه طبیعی
natural vibration نوسان طبیعی
natural year سال طبیعی
naturalistic observation مشاهده طبیعی
debris مانده طبیعی
supernatural فوق طبیعی
supernatural ماوراء طبیعی
preternatural مافوق طبیعی
natively بطور طبیعی
native language زبان طبیعی
natural purification پالایش طبیعی
natural products مواد طبیعی
natural frequency فرکانس طبیعی
galenite سرب طبیعی
natural group گروه طبیعی
natural habitat بوم طبیعی
natural language زبان طبیعی
natural law حقوق طبیعی
natural logarithm لگاریتم طبیعی
natural easement حق ارتفاق طبیعی
natural disaster حوادث طبیعی بد
natural disaster بلایای طبیعی
bees wax موم طبیعی
natural economy اقتصاد طبیعی
continuous climbing صعود طبیعی
natural frequency بسامد طبیعی
emmetropia بینایی طبیعی
emmetropis بینایی طبیعی
eupnoea تنفس طبیعی
natural excitation تحریک طبیعی
natural erosion فرسایش طبیعی
natural ground زمین طبیعی
crude gas گاز طبیعی
natural endowments موهبت طبیعی
natural endowment موهبت طبیعی
au naturel بحالت طبیعی
natural bed بستر طبیعی
natural asphalt قیر طبیعی
immanent justice عدالت طبیعی
natural persons اشخاص طبیعی
full scale اندازه طبیعی
natural asphalt اسفالت طبیعی
natural phenomena اثار طبیعی
in vivo در محیط طبیعی
inartificial طبیعی غیرصنعتی
natural agents عوامل طبیعی
natural person شخص طبیعی
natural order نظم طبیعی
natural magnet مغناطیس طبیعی
natural monopoly انحصار طبیعی
guardian by nature قیم طبیعی
natural competition رقابت طبیعی
natural number عدد طبیعی
natural capacity فرفیت طبیعی
hevea rubber لاستیک طبیعی
natural rubber لاستیک طبیعی
asphaltic bitumen قیر طبیعی
natural obstacle مانع طبیعی
apparence شباهت طبیعی
natural abundace فراوانی طبیعی
so matic طبیعی جسمی
full-size اندازه طبیعی
full size اندازه طبیعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com