Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (9 milliseconds)
English
Persian
royalism
طرفداری از رژیم سلطنتی
Other Matches
monarchy
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
monarchies
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
royalism
شاهپرستی طرفداری از سیستم حکومت سلطنتی
regimes
رژیم
regime
رژیم
operating conditions
رژیم
rTgimes
رژیم
operating condition
رژیم
diets
رژیم غذایی
diets
رژیم گرفتن
dieted
رژیم غذایی
dieting
رژیم غذایی
food program
رژیم تغذیه
dieting
رژیم گرفتن
dieted
رژیم گرفتن
saturation state
رژیم اشباع
diet
رژیم غذایی
diet
رژیم گرفتن
ratings
رژیم اسمی
rating
رژیم اسمی
dietary
مربوط به رژیم غذایی
residual current state
رژیم جریان مانده
capitalism
رژیم سرمایه داری
sovietization
انطباق با رژیم شوروی
space charge limited current state
رژیم بار پیرامونی
I'm on a diet.
من رژیم غذایی دارم.
dietetic
وابسته به رژیم غذایی
rial
سلطنتی
regnal
سلطنتی
monarchical
سلطنتی
royal
سلطنتی
sovietize
مطابق رژیم شوروی کردن
keep of the
مهردار سلطنتی
great seal
مهر سلطنتی
monarchy
حکومت سلطنتی
sceptres
عصای سلطنتی
gentleman atarms
عضوگاردویژه سلطنتی
royalty
از خانواده سلطنتی
regalia
امتیازات سلطنتی
bailiff
نگهبان دژ سلطنتی
bailiffs
نگهبان دژ سلطنتی
sceptre
عصای سلطنتی
scepters
عصای سلطنتی
royal honor
درجه سلطنتی
monarchies
حکومت سلطنتی
royal flag
پرچم سلطنتی
scepter
عصای سلطنتی
royalties
از خانواده سلطنتی
totalism
رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
stagnation thesis
تز انحطاط و ورشکستگی رژیم سرمایه داری
dietetics
فن پرهیز یا رژیم غذایی مبحث اغذیه
totalitarianism
رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
monarchy constitutional
حکومت مشروطه سلطنتی
Privy Council
هیات مشاورین سلطنتی
equerry
اصطبل سلطنتی میراخور
sceptered
دارای عصای سلطنتی
equerries
اصطبل سلطنتی میراخور
born in the purpule
عضو خانواده سلطنتی
royalties
اعضای خانواده سلطنتی
royalty
اعضای خانواده سلطنتی
stuart
خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
RCs
مخفف کالج سلطنتی جراحان
remembrancer
مامور وصول مطالبات سلطنتی
privy councillor
عضو هیئت رایزنان سلطنتی
plantagenet
خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس
monarchy absolute
حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
order in council
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
tudor
خانواده سلطنتی تودور درانگلیس
adhesion
طرفداری
one sidedness
طرفداری
partiality
طرفداری
one tideness
طرفداری
favoritism
طرفداری
devotion
طرفداری
favouritism
طرفداری
partisanship
طرفداری
siding
طرفداری
sidings
طرفداری
opportunism
به سرعت بر حسب اوضاع سیاسی یا تغییر رژیم وزمامدار
scepter
دارای قدرت واختیارات سلطنتی بودن
growthmanship
طرفداری ازرشد
bias
طرفداری تعصب
to stand for
طرفداری کردن از
take the part of
طرفداری کردن
prelatism
طرفداری ازمتران ها
advocate
طرفداری کردن
side
طرفداری کردن از
biases
طرفداری تعصب
germanism
طرفداری از المان
sides
طرفداری کردن از
party spirit
طرفداری حزبی
he sided with us
طرفداری از ما کرد
palating
مجلل امیری که دارای امتیازات سلطنتی بوده
yeoman of the guard
گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
verderor
متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
Fontainebleau
[سبک دکوراسیون در قصر ییلاقی سلطنتی فرانسه]
master of the horse
کسیکه گماشته بر امورخانواده سلطنتی است میراخور
verderer
متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
lancastrian
در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
chancery
مقام وزارت دارایی دفتر مهردار سلطنتی
advocated
طرفداری کردن حامی
favouring
همراهی یا طرفداری کردن با
favours
طرفداری مرحمت کردن
favouring
طرفداری مرحمت کردن
favours
همراهی یا طرفداری کردن با
respect of persons
طرفداری و واهمه از کسان
unprejudiced
بدون تبعیض یا طرفداری
favored
طرفداری مرحمت کردن
to take the p of a person
ازکسی طرفداری کردن
favored
همراهی یا طرفداری کردن با
favor
طرفداری مرحمت کردن
favoring
طرفداری مرحمت کردن
favoring
همراهی یا طرفداری کردن با
proslavery
طرفداری از برده فروشی
libertarianism
طرفداری از ازادی فردی
favors
طرفداری مرحمت کردن
favors
همراهی یا طرفداری کردن با
To take someones side . To side with someone.
از کسی طرفداری کردن
favour
همراهی یا طرفداری کردن با
advocates
طرفداری کردن حامی
advocating
طرفداری کردن حامی
favour
طرفداری مرحمت کردن
witan
اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند
fleur de lis
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
page of presence
لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
fleur de lys
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
flower de luce
گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
p sanction
حکم سلطنتی یاتصویب نامهای که صورت قانون راپیدامیکند
pan americanism
طرفداری از اتحاد کشورهای امریکایی
partook
بهره داشتن طرفداری کردن
phonetioist
طرفداری املای مطابق صدا
sectionalism
طرفداری ازمحله یا استان بخصوصی
with out any p to
بدون هیچ طرفداری ازاو
order of council
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
knight marshal
کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
page of bonour
لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
temperance
طرفداری از منع نوشابههای الکلی خودداری
teetotal
وابسته به طرفداری از منع مسکرات کردن
The senator argued in favour of lowering the tax.
سناتور از کاهش مالیات طرفداری کرد.
insurrectionism
اصول یاغی گری یا طرفداری ازشورش
world federalism
طرفداری از حکومت جهانی ائتلاف دول
feminism
عقیده به برابری زن ومرد طرفداری اززنان
prohibitionism
طرفداری از حکم منع فروش نوشابههای الکی
to lobby against
[for]
somebody
سخنرانی وتبلیغات کردن مخالف
[طرفداری از]
کسی
phonetist
متخصص ترکیب صداها طرفداری املای مطابق صدا
loyalists
کسی که درهنگام شورش و انقلاب ازدولت طرفداری میکند
p in favour of a person
تمایل بی جهت نسبت بکسی طرفداری تعصب امیزازکسی
loyalist
کسی که درهنگام شورش و انقلاب ازدولت طرفداری میکند
agrarianism
تساوی در پخش زمین طرفداری از تقسیم اراضی بتساوی بین مردم
Royal Bokhara
فرش سلطنتی بخاراتی
[این واژه تجاری به فرش های ترکمنی با کیفیت بالا اطلاق می شود.]
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
reynold's number
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
to stand up for
پشتی یا حمایت کردن از طرفداری کردن از
favors
نیکی کردن به طرفداری کردن
favouring
نیکی کردن به طرفداری کردن
favored
نیکی کردن به طرفداری کردن
favours
نیکی کردن به طرفداری کردن
favour
نیکی کردن به طرفداری کردن
favor
نیکی کردن به طرفداری کردن
favoring
نیکی کردن به طرفداری کردن
coronation carpet
فرش تاجگذاری
[این فرش که منصوب به اصفهان می باشد در قرن هفدهم میلادی جهت تاجگذاری فردریک پنجم در دانمارک بافته شده و اکنون نیز در موزه سلطنتی دانمارک نگهداری می شود]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com