English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
protectionist طرفدار حمایت از صنایع داخلی
protectionists طرفدار حمایت از صنایع داخلی
Other Matches
protectionist طرفدار حمایت از مصنوعات داخلی
protectionists طرفدار حمایت از مصنوعات داخلی
protect home judustry حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
protectionism دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
aesthete طرفدار صنایع زیبا
aesthetes طرفدار صنایع زیبا
protective duty حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
protectionism مکتب طرفدار حمایت
autonomist طرفدار استقلال داخلی
protectionism سیستم حمایت از تولیدات داخلی
dumping صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
mercantilism روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
nationalists طرفدار استقلال ملی طرفدار برتری ملت خود
nationalist طرفدار استقلال ملی طرفدار برتری ملت خود
incretion ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
squawks مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawk مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal defense پدافند داخلی پایداری داخلی
internal structure ساختمان داخلی سازه داخلی
indigenous industries صنایع بومی
related industries صنایع مرتبط
primary industries صنایع اولیه
chemical industries صنایع شیمیایی
government owned industries صنایع دولتی
handcraft صنایع یدی
indigenous industries صنایع محلی
key industries صنایع کلیدی
key industries صنایع اصلی
knowledge industries صنایع اطلاعاتی
nationalized industries صنایع ملی
nationalized industries صنایع دولتی
consumer industries صنایع مصرفی
food industries صنایع غذایی
imagery صنایع بدیعی
steel industries صنایع فولادی
woodcraft صنایع چوبی
utility صنایع همگانی
heavy industry صنایع سنگین
figures of speech صنایع بدیعی
heavy industries صنایع سنگین
fine art صنایع مستظرفه
handicrafts صنایع دستی
metal industries صنایع فلزی
figure of speech صنایع ادبی
dilettanti دوستدارتفننی صنایع زیبا
dilettantes دوستدارتفننی صنایع زیبا
dilettante دوستدارتفننی صنایع زیبا
government owned industries صنایع متعلق بدولت
increasing cost industry صنایع با هزینههای افزایشی
heavy goods محصول صنایع سنگین
industrially از نظر حرف و صنایع
antitrust یااتحادیههای بزرگ صنایع
plastic arts صنایع پلاستیکی یا قالبی
minerva صنایع یدی خدای پزشکی
purple patch نوشته اراسته به صنایع بدیعی
cartel اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
purple passage نوشته اراسته به صنایع بدیعی
chamber of commerce اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
cartels اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
industries and mines اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
industrial دارای صنایع بزرگ اهل صنعت
to protect home industry صنایع درونی را حفظ وتشویق کردن
bounties تشویق صنایع و بازرگانی به وسیله دولت
florulent خوش عبارت دارای صنایع بدیعی
eia Association ElectronicIndustries سازمان صنایع الکترونیک
guild socialism اعتقاد به انحصار صنایع ازطرف دولت
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
euphuism انشاء پرتصنع و مغلق فصاحت فروشی یا استعمال صنایع لفظی
one-sided طرفدار
advocated طرفدار
advocator طرفدار
factioneer طرفدار
cohort طرفدار
advocate طرفدار
partisans طرفدار
advocates طرفدار
cohorts طرفدار
adherent طرفدار
adherents طرفدار
pro طرفدار
pro- طرفدار
partisan طرفدار
partial طرفدار
partizan etc طرفدار
partizan طرفدار
insurrectionist طرفدار
advocating طرفدار
exponents طرفدار
exponent طرفدار
party طرفدار
votary طرفدار
aided حمایت
aid حمایت
auspices حمایت
patronage حمایت
sponsorship حمایت
aiding حمایت
support حمایت
protection حمایت
lee حمایت
abetment حمایت
vindication حمایت
belay حمایت
egis حمایت
protectorship حمایت
in suppotrtof به حمایت
advocation حمایت
keynesianism طرفدار کینز
papist طرفدار پاپ
monopolist طرفدار انحصار
democrate طرفدار دمکراسی
he is on our side طرفدار مااست
factionary طرفدار یک فرقه
centralists طرفدار تمرکز
interventionist طرفدار مداخله
risk lover طرفدار خطر
absolutist طرفدار استبداد
to count طرفدار شمردن
nudist طرفدار برهنگی
risk lover طرفدار ریسک
soccer fan [soccer supporter] [American English] طرفدار فوتبال
football fan [British English] طرفدار فوتبال
reformers طرفدار نهضت
reformer طرفدار نهضت
abolitionist طرفدار برانداختن
royalists طرفدار سلطنت
royalist طرفدار سلطنت
centralist طرفدار تمرکز
activists طرفدار عمل
activist طرفدار عمل
vindicate حمایت کردن از
to take under one's wing حمایت کردن
vindicated حمایت کردن از
sustains حمایت کردن از
sustained حمایت کردن از
sustain حمایت کردن از
self support حمایت از خود
aiding حمایت کردن
aided حمایت کردن
vindicable حمایت کردنی
vindicative حمایت امیز
aid حمایت کردن
support حمایت کردن
upholds حمایت کردن از
uphold حمایت کردن از
vindicates حمایت کردن از
vindicating حمایت کردن از
dynamic balay حمایت متحرک
emotional support حمایت عاطفی
maintenance حمایت خرجی
defends حمایت کردن
belayer حمایت کننده
partisanship هواخواهی حمایت
defending حمایت کردن
maintenance of membership حمایت از عضویت
maintrain حمایت کردن از
defended حمایت کردن
overprotection حمایت مفرط
price support حمایت قیمت
propugn حمایت کردن از
protection حراست حمایت
defend حمایت کردن
price support حمایت قیمتی
covering a man حمایت فوروارد
sheltered محافظت حمایت
to defend [from] حمایت کردن [از]
protect حمایت کردن
shelter محافظت حمایت
protects حمایت کردن
protecting حمایت کردن
to agitate [for] حمایت کردن
shelters محافظت حمایت
sheltering محافظت حمایت
proponents توضیح دهنده طرفدار
revivalist طرفدار احیای مذهبی
feminist طرفدار حقوق زنان
feminists طرفدار حقوق زنان
libertarian طرفدار ازادی اراده
libertarians طرفدار ازادی اراده
equalitarian طرفدار تساوی انسان
theorist طرفدار استدلال نظری
proponent توضیح دهنده طرفدار
theorists طرفدار استدلال نظری
federalist طرفدار دولت فدرال
revivalists طرفدار احیای مذهبی
theocrat طرفدار یزدان سالاری
radicals طرفدار اصلاحات اساسی
aristocrate طرفدار حکومت اشراف
football fan [American English] طرفدار فوتبال آمریکایی
radical طرفدار اصلاحات اساسی
parliamentarian طرفدار حکومت پارلمانی
world federalist طرفدار حکومت جهانی
parliamentarians طرفدار حکومت پارلمانی
supply side economics اقتصاد طرفدار عرضه
negrophile طرفدار سیاه پوست
partialist شخص طرفدار یا معتصب
mongamist طرفدار داشتن یک همسر
prohibitionist طرفدار منع مسکرات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com