English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 145 (2 milliseconds)
English Persian
theoretical rising طلوع نظری
Other Matches
theorization تحقیقات نظری استدلال نظری
dawn طلوع
dawns طلوع
dawning طلوع
dawned طلوع
rising طلوع
dawned طلوع افتاب
dawning طلوع افتاب
dawning طلوع کردن
dawn طلوع کردن
dawns طلوع افتاب
dawn طلوع افتاب
dawns طلوع کردن
arises طلوع کردن
p of dawn طلوع فجر
p of the sun طلوع افتاب
risen طلوع کرده
sunup طلوع افتاب
sunrises طلوع افتاب
sunrise طلوع افتاب
dawned طلوع کردن
uprise طلوع کردن
visible rising طلوع مرئی
arising طلوع کردن
moonrise طلوع ماه
break طلوع مهلت
breaks طلوع مهلت
rise طلوع کردن
rise صعود طلوع
arise طلوع کردن
rises صعود طلوع
rises طلوع کردن
ortive وابسته به هنگام طلوع
peep نگاه دزدکی طلوع
peeps نگاه دزدکی طلوع
peeped نگاه دزدکی طلوع
peeping نگاه دزدکی طلوع
arisen قیام کردن طلوع
sunrises طلوع خورشید تیغ افتاب
heliacal rising of a star طلوع نمودارستاره پیش ازخورشید
sunrise طلوع خورشید تیغ افتاب
heliacal ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشیدقابل رویت است
visionary نظری
indiscrimination بی نظری
armchair نظری
theoretic نظری
visionaries نظری
opinionative نظری
armchairs نظری
theoretical نظری
helical ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است شمسی
sight check مقابله نظری
latitudinarianism وسیع نظری
notionalist عالم نظری
revisionary تجدید نظری
pure mathematics ریاضیات نظری
metaphsics فلسفه نظری
provinciality تنگ نظری
peninsularity تنگ نظری
metapolitics سیاسیات نظری
narrow minddedness کوتع نظری
subjectivism حالت نظری
a priori تئوری و نظری
unique in every sense of the word از هر نظری بی مانند
theoretical value مقدار نظری
theoretical type سنخ نظری
theoretical span دهانه نظری
theoretical chemistry شیمی نظری
theoretical competition رقابت نظری
theoretical frequency بسامد نظری
theoretical mode نمای نظری
theoretical plate بشقابک نظری
theoretical setting غروب نظری
span دهانه نظری
parochialism کوته نظری
oversights اشتباه نظری
oversight اشتباه نظری
theory تحقیقات نظری
theory علم نظری
theory اصول نظری
theories تحقیقات نظری
theories علم نظری
theories اصول نظری
spans دهانه نظری
spanning دهانه نظری
dogmatic theology لاهوت نظری
objectivity بیطرفی و بی نظری
insularism تنگ نظری
inspectional نظری دیدنی
in theory درعلم نظری
illiberal views تنگ نظری
objectivity اصل بی نظری
spanned دهانه نظری
expected value مقدار نظری
erotics عشق نظری
theorized تحقیقات نظری کردن
theorizes استدلال نظری کردن
theorised تحقیقات نظری کردن
theorises تحقیقات نظری کردن
theorizes تحقیقات نظری کردن
theorizing استدلال نظری کردن
theorizing تحقیقات نظری کردن
theorized استدلال نظری کردن
theorising تحقیقات نظری کردن
theorize تحقیقات نظری کردن
theorist طرفدار استدلال نظری
theoretics تحقیقات نظری در علوم
theorists طرفدار استدلال نظری
A comparison of theory and practice. مقایسه ای از نظری و عمل.
theorised استدلال نظری کردن
theorises استدلال نظری کردن
theorising استدلال نظری کردن
theorize استدلال نظری کردن
short sighted ناشی از کوته نظری
notionalist متخصص علوم نظری
notionalist هواخواه استدلال نظری
dogmatics علم الهیات نظری
that is a good idea خوب نظری است
visionary وابسته بدلایل نظری
visionaries وابسته بدلایل نظری
hull speed حداکثر سرعت نظری قایق
theorist متخصص علوم نظری نگرشگر
theorists متخصص علوم نظری نگرشگر
height equivalent of theroretical plate ارتفاع معادل بشقابک نظری
short sight نزدیک بینی کوتاه نظری
doctrinal عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
to theorize [about something] استدلال نظری کردن [در باره چیزی]
to theorise [about something] [British E] استدلال نظری کردن [در باره چیزی]
to make a remark حرفی زدن افهار نظری کردن
There is no disagreement among us. اختلاف نظری بین ماوجود ندارد
pedantry or pedantism پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
pedantize پیروی علم کتاب یاقواعد نظری کردن
I don't want to say anything about that. من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
I wI'll not comment on this issue. درباره این مطلب اظهار نظری نمی کنم
thermostatics اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
kinetic theory of heat عقیده نظری نسبت باینکه گرماازجنبش ذرات پیدامیشود
h.e.t.p plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری
inquisition نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
inquisitions نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
What does Main Street think of this policy? بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
peeping از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com