English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (6 milliseconds)
English Persian
double Dutch طناببازی دوتایی نامفهوم
Other Matches
gibberish حرف شکسته و نامفهوم نامفهوم
mackle لکه یاخطی که دراثر تاشدن کاغد دوتایی چاپ شده باشد دوتایی چاپ شدن
spectroscopic binary دوتایی طیف نمایی دوتایی بیناب نمایی
illegible نامفهوم
amphibole نامفهوم
acataletic نامفهوم
nebulose نامفهوم
obscurant نامفهوم
unitelligible نامفهوم بیمعنی
jaberwocky سخن نامفهوم
incomprehensibly بطور نامفهوم
idioglossia نامفهوم گویی
gobbledegook سخن نامفهوم
galimatias سخن نامفهوم
jargon گفتار نامفهوم
buzzword حرف نامفهوم
obscurer مبهم نامفهوم
obscuring مبهم نامفهوم
obscurest مبهم نامفهوم
unmeaning جفتگ نامفهوم
gobbledygook سخن نامفهوم
mumbo jumbo سخنان نامفهوم
abracadabra سخن نامفهوم
obscure مبهم نامفهوم
obscured مبهم نامفهوم
obscures مبهم نامفهوم
inapprehensible نامفهوم غیرقابل احساس
distortion صدای نامفهوم داشتن
distortions صدای نامفهوم داشتن
babbles سخن نامفهوم گفتن
babbled سخن نامفهوم گفتن
babble سخن نامفهوم گفتن
maunder بطور نامفهوم حرف زدن
distort صدای نامفهوم از بی سیم بی قواره کردن
distorts صدای نامفهوم از بی سیم بی قواره کردن
couplement دوتایی
didymous دوتایی
double star دوتایی
morote دوتایی
duplex دوتایی
duplexes دوتایی
dyadic دوتایی
bigeminal دوتایی
doublet دوتایی
doublets دوتایی
duos دوتایی
dualism دوتایی
duo دوتایی
dual دوتایی
binary star دوتایی
binary دوتایی
eclipse binary دوتایی کسوفی
eclipse binary دوتایی گرفتی
duplicating مخزن دوتایی
duplicates مخزن دوتایی
duplicated مخزن دوتایی
ni dan geri ضربه دوتایی با پا
morote uke دفاع دوتایی
dyadic operation عمل دوتایی
dyadic operator عملگر دوتایی
doublet level ترازوی دوتایی
doublet band نوار دوتایی
binary operator عملگر دوتایی
binary system منظومه دوتایی
binary system سیستم دوتایی
binary search جستجوی دوتایی
binary relation رابطه دوتایی
binary notation نمادسازی دوتایی
doughunt shape چنبره دوتایی
duad ترکیب دوتایی
dual compressor کمپرسور دوتایی
dyadic operation عملکرد دوتایی
dual magneto مگنتوی دوتایی
binary compound ترکیب دوتایی
dual indicator نشاندهنده دوتایی
duplicate مخزن دوتایی
binary alloy الیاژ دوتایی
binary operation عمل دوتایی [ریاضی]
flush bead moulding [تزئینات گچ بری دوتایی]
coupled columns ستون های دوتایی
double-return stair پله های دوتایی
spectroscopic binary دوتایی طیف نمودی
dual ignition system سیستم احتراق دوتایی
double shear تنش برشی دوتایی
interfertile اماده زاد و ولد دوتایی باهم
What is going on here? اینجا چه خبر است؟ [وقتی قضیه نامفهوم است] [اصطلاح روزمره]
h engine موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
acoustic coupler وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
double star ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
binary star ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com