English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (3 milliseconds)
English Persian
restiform طنابی
stringed طنابی
Other Matches
marline tie گره طنابی
manrope دستگیر طنابی
ratlin پله طنابی
cringle حلقه طنابی
ropy طنابی شکل
rope ladders نردبان طنابی
rope ladder نردبان طنابی
jacob's ladder پله طنابی
ratline نردبان طنابی کشتی
the strain on a rope فشاریاکششی که بر طنابی وارد اید
high line پل طنابی نقل مکان بین ناوها
tightropes طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
tightrope طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
buntline طنابی که بپای بادبان بسته میشود
headfast طنابی که سرکشتی را با ان به گویه یا باراندازمهارمیکنند مهار
hawser bend گره طنابی که دوسرطناب رابهم فروکند
buddy line طنابی که در حدود 01 متر که 2 غواص را به هم وصل میکند
paracelling کرباس قیراندود که مانند نوار به طنابی بپیچند
rue raddy تسمه یا طنابی که از روی شانه گذرانیده چیزی را با ان می کشند
watch guard زنجیر یا طنابی که برای نگهداشتن و پاییدن کسی بکارمیبرند
to freshen rope جای طنابی راکه بواسطه خوردن بچیزی ساییده میشودعوض کردن
gantline رجه یا طنابی که برای بارکشی و اویختن لباس مورداستفاده قرار میگیرد
dragrope طنابی که بوسیله ان چیزی رامیکشند یا اینکه روی زمین کشیده میشود
ply yarn نخ چندلا [در اثر تاباندن دو یا تعداد بیشتر رشته نخ بدور یکدیگر بوجود آمده و بسته به نیاز می تواند دولا، چهارلا، شش لا، نه لا و یا طنابی باشد. نخ یک لا فقط از به هم پیچیدن الیاف بوجود می آید.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com