English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (11 milliseconds)
English Persian
mooring line طناب مهار مین
Search result with all words
cable طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
lie نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lied نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lies نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
fender بالشتک حایل بین طناب و محل مهار یا قایق دیگر
afterbow طناب مهار سینه ناو
forward bow spring طناب مهار کشتی
mooring line طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
mooring rope طناب مهار
uncleat بازکردن طناب مهار قایق ازساحل
Other Matches
pay out the rope طناب را شل کنیدتاباز شود طناب رابدهیدبیاید
lanyards طناب کوتاه طناب کمر
lanyard طناب کوتاه طناب کمر
cargo sling طناب بستن محمولات به زیرهلی کوپتر طناب باربندی هلی کوپتر یا خودرو
how long is the rope درازی طناب چقدر است طناب چند متر است
ties متصل کردن مهار کردن مهار
tie متصل کردن مهار کردن مهار
bight حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
non rotating wire rope طناب سیمی یک سو با مغزی طناب سیمی نپیچ
belaying pin مهار
bond مهار
anchorage مهار
anchorages مهار
chucking مهار
spanned مهار
brace مهار
spans مهار
chainage مهار
span مهار
spanning مهار
unbridle بی مهار
bearing rein مهار
guy مهار
frenum مهار
braced مهار
guys مهار
control مهار
controlling مهار
anchoring مهار
controls مهار
make fast مهار
anchor مهار
anchors مهار
restraints مهار
halters مهار
restraint مهار
halter مهار
guide rope مهار
cross brace مهار عرضی
sag rod مهار عرضی
daedman مهار وزنی
holdfast مهار گیر
anchor pole دیرک مهار
foot trap مهار توپ با کف پا
mooring swivel مدور مهار
guy wire سیم مهار
knee brace مهار زانوئی
chucks مهار کردن
electrical shant مهار برقی
chucked مهار کردن
chuck مهار کردن
prony brake مهار پرونی
gripping jaw فک مهار کننده
span wire سیم مهار
sagrod مهار عرضی
stayband حلقه مهار
raker تیر مهار
bridle مهار ناو
bridling زنجیر مهار
clamps مهار کردن
clamping مهار کردن
clamped مهار کردن
mooring line سیم مهار
clamp مهار کردن
controlled مهار شده
restrained مهار شده
stay تکیه مهار
arresting sheave پل مهار هواپیما
knee-brace مهار زانویی
martingale مهار جلو
anchor rod میل مهار
bollard تیر مهار
mooring buoy بویه مهار
angle-tie مهار گوشه
stayed تکیه مهار
angle-tie مهار قطری
uncontrolled مهار نشده
mooring pendant سیم مهار
drogue مهار چتری
tractable سست مهار
bridle زنجیر مهار
tie rod میل مهار
chucking مهار کردن
bollards میله مهار
bollard میله مهار
tawie سست مهار
topping lift مهار بالایی
bridles زنجیر مهار
bridled مهار ناو
bridled زنجیر مهار
bridles مهار ناو
wiring harness مهار سیم
ball control مهار توپ
mooring ring حلقه مهار
bridling مهار ناو
escalates از مهار خارج شدن
leg trap مهار توپ با ساق پا
mooring swivel خودگر مهار مین
moorage محل مهار کشتی
aircraft arrestment عملیات مهار هواپیما
escalate از مهار خارج شدن
escalated از مهار خارج شدن
escalating از مهار خارج شدن
barricaded مهار هواپیما سد جاده
barricades مهار هواپیما سد جاده
barricading مهار هواپیما سد جاده
clamp مهار گیره عقربک
clamped مهار گیره عقربک
clamping مهار گیره عقربک
clamps مهار گیره عقربک
aircraft arresting دستگاه مهار هواپیما
anchored filament افروزه مهار شده
aircraft arresting complex وسایل مهار هواپیما
aircraft arresting hook قلاب مهار هواپیما
barricade مهار هواپیما سد جاده
restrains نگهداشتن مهار کردن
restrain نگهداشتن مهار کردن
clamping fixture گیره مهار کننده
clamping sleeve مفصل مهار کننده
tie down مهار هواپیما یا کشتی
restraining نگهداشتن مهار کردن
chucking automatic مهار کردن خودکار
buoy pendant زنجیر مهار بویه
restraining forces نیروهای مهار کننده
arresting net stanchion قلاب تور مهار هواپیما
dragon-piece [مهار تیر شیروانی نبش]
arresting sheave ریل و سرسره مهار هواپیما
dragging-piece [مهار تیر شیروانی نبش]
equitation هنر سواری و مهار اسب
clamping jaw فکهای مهار کننده گیره
arresting system payout بازده سیستم مهار هواپیما
bolster plate صفحه برای مهار کردن
ground tackle وسیله مهار کردن قایق
mooring نقطه مهار کردن قایق به ساحل
hook cable کابل قلاب اتصال مهار هواپیما
binding مهار کردن بار در روی پالت
bindings مهار کردن بار در روی پالت
headfast طنابی که سرکشتی را با ان به گویه یا باراندازمهارمیکنند مهار
shifts تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
blocking and chocking مهار بار روی وسیله ترابری
shifted تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
triple team سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
shift تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
stanchion مهار یامحدودکردن تیر دار کردن
forestay مهار بین پیش دگل وعرشه کشتی
smothers شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
strings attached <idiom> تحت کنترل قرار دادن،مهار کردن
smothering شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothered شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smother شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
arresting system purchase element وسیله ضربه گیر سیستم مهار هواپیما
aircraft arresting reset unit وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
chock قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
anchor block بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
safety valve پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
headline طناب
headlines طناب
guide rope طناب
towline طناب
running end سر طناب
guy طناب
footrope طناب پا
tackline طناب تک
lines طناب خط
cord طناب
tow طناب
cords طناب
line طناب خط
tows طناب
hawse laid rope طناب سه لا
guys طناب
upper end of the rope سر طناب
fag ends ته طناب
ropes طناب
roped طناب
rope طناب
fag end ته طناب
coil of rope بسته طناب
coir rope طناب علفی
corded طناب دار
cord pulley قرقره و طناب
fag ends طناب ریش
thightrope طناب بندبازی
chorda tympani طناب صماخی
to skip rope از طناب پریدن
dressing line طناب پرچم
tightwire طناب سیمی
tie down طناب اتصال
clap on گرفتن طناب
cordage طناب علفی
block and tackle طناب و قرقره
boat painter طناب قایق
marlinespike طناب گشا
fag end طناب ریش
bight حلقه طناب
bellpull طناب زنگ
traction rope طناب کشش
burton طناب و قرقره
gantline طناب قرقره
backrope طناب عقب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com