English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 309 (16 milliseconds)
English Persian
otherwise طور دیگر
othergates طور دیگر
alternatively <adv.> طور دیگر
apart from that <adv.> طور دیگر
at the same time [on the other hand] <adv.> طور دیگر
by the same token <adv.> طور دیگر
on the other hand <adv.> طور دیگر
on the other side <adv.> طور دیگر
otherwise <adv.> طور دیگر
Search result with all words
barnstorm مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
bridge استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
bridged استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
bridges استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
fax مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
dump بخشی از حافظه که ریو رسانه دیگر تط بیق شود یا به حالت دودویی چاپ شود
anagram مقلوب تشکیل لغت یا جملهای ازدرهم ریختن کلمات یالغات جملهء دیگر
anagrams مقلوب تشکیل لغت یا جملهای ازدرهم ریختن کلمات یالغات جملهء دیگر
exchange دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchanged دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchanges دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchanging دادن چیزی به جای چیز دیگر
template دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود
templates دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود
change استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
changed استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
changes استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
changing استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
passage انتقال از حالتی به حالت دیگر
passages انتقال از حالتی به حالت دیگر
reader وسیلهای که داده ذخیره شده روی یک رسانه را می خواند و به قالب دیگر تبدیل میکند
readers وسیلهای که داده ذخیره شده روی یک رسانه را می خواند و به قالب دیگر تبدیل میکند
dialogue صحبت با شخص دیگر
dialogues صحبت با شخص دیگر
simulate کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulates کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulating کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
walkover برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
walkovers برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
bearing موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
once یکبار دیگر
compound متنی که حاوی اطلاعات چندین برنامه کاربردنی دیگر است
compounded متنی که حاوی اطلاعات چندین برنامه کاربردنی دیگر است
compounds متنی که حاوی اطلاعات چندین برنامه کاربردنی دیگر است
mesh که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
meshes که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
meshing که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
job اهمیت یک کار در مقایسه با دیگر کارها
jobs اهمیت یک کار در مقایسه با دیگر کارها
menu لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
menus لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
public روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
over بسوی دیگر
over- بسوی دیگر
drag به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
dragged به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
drags به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
copied دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copies دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copy دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copying دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
machine غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machined غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machines غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
calibrate تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrated تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrates تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrating تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
save امکانی دربرنامه برای حفظ کردن کار جاری در فایل با نام دیگر
saved امکانی دربرنامه برای حفظ کردن کار جاری در فایل با نام دیگر
saves امکانی دربرنامه برای حفظ کردن کار جاری در فایل با نام دیگر
complete آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
completed آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
completes آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
completing آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
circular لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circulars لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
notation عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notation و دیگر نیاز به کروشه نیست
notations عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notations و دیگر نیاز به کروشه نیست
lead پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
leads پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
gateway نرم افزاری که ارسال پیام های پستی توسط مسیر متفاوت یا شبکه دیگر میدهد
gateways نرم افزاری که ارسال پیام های پستی توسط مسیر متفاوت یا شبکه دیگر میدهد
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
layer استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
layers استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
task جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
tasks جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
nest حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
nest ماکرو فراخوانی شده از ماکرو دیگر
nest 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nests حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
nests ماکرو فراخوانی شده از ماکرو دیگر
nests 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
vendor سخت افزار یا نرم افزاری که با سخت افزار یا نرم افزار فروشنده دیگر هم کار میکند
vendors سخت افزار یا نرم افزاری که با سخت افزار یا نرم افزار فروشنده دیگر هم کار میکند
circuit وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود
circuits وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود
share توسط کاربران دیگر شبکه است
Other Matches
chips قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chip قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
otherwise <adv.> به ترتیب دیگری [طور دیگر] [جور دیگر]
conversions وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversion وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
references نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time دفعه دیگر [وقت دیگر]
tunnelling روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
he was otherwise ordered جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
shifted تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifts تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shift تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
metafile 1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
he had no more no to say دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
HTML مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
trans shipment انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
again دیگر
of each other <adv.> از هم دیگر
else دیگر
alternative شق دیگر
alternative دیگر
anymore دیگر
one an other یک دیگر
thence دیگر
he is no more او دیگر
of one another <adv.> از هم دیگر
next دیگر
from each other <adv.> از هم دیگر
another دیگر
alternatives دیگر
alternatives شق دیگر
others دیگر
other دیگر
furthering دیگر
secus از دیگر سو
furthered دیگر
no more دیگر نه
furthers دیگر
from one another <adv.> از هم دیگر
further دیگر
to wit بعبارت دیگر
otherwhere در مکان دیگر
somewhere else یک جای دیگر
otherguise جور دیگر
what more do you want دیگر چه می خواهید
otherness چیز دیگر
otherwhence از جای دیگر
otherwhere جای دیگر
otherwhile گاه دیگر
apart from that <adv.> به ترتیب دیگر
about-face جهت دیگر
about-face سوی دیگر
about face جهت دیگر
about face سوی دیگر
about-faces جهت دیگر
tother بعدی دیگر
t' other بعدی دیگر
so muchthe worse دیگر بدتر
the other two دوتای دیگر
scilicet بعبارت دیگر
to be no more دیگر نبودن
otherwhile وقت دیگر
withil ازطرف دیگر
never more هرگز دیگر
otherguess نوع دیگر
nevermore هرگز دیگر
nevermore دیگر ابدا
next year سال دیگر
no more of that بس است دیگر
none other than هیچکس دیگر جز
on more بار دیگر
on the opposite side در انسوی دیگر
on the other hand از سوی دیگر
on the other hand ازطرف دیگر
on the other part از طرف دیگر
et al و در جای دیگر
In our other words. بعبارت دیگر
otherguess جور دیگر
otherworld دنیای دیگر
another شخص دیگر
another یکی دیگر
another guess قسمتی دیگر
othergates جور دیگر
otherguess بروش دیگر
in other words <idiom> به کلام دیگر
It never occurred again. دیگر رخ نداد.
on one's coat-tails <idiom> همراه کس دیگر
about-faces سوی دیگر
again از طرف دیگر
my other books کتابهای دیگر من
other people مردم دیگر
alternatively <adv.> به ترتیب دیگر
at the same time [on the other hand] <adv.> به ترتیب دیگر
by the same token <adv.> به ترتیب دیگر
on the other hand <adv.> به ترتیب دیگر
on the other side <adv.> به ترتیب دیگر
otherwise <adv.> به ترتیب دیگر
beside ازطرف دیگر
alternatively <adv.> ازطرف دیگر
apart from that <adv.> ازطرف دیگر
at the same time [on the other hand] <adv.> ازطرف دیگر
by the same token <adv.> ازطرف دیگر
on the other hand <adv.> ازطرف دیگر
on the other side <adv.> ازطرف دیگر
otherwise <adv.> ازطرف دیگر
variant نوع دیگر
others نوع دیگر
in other words <adv.> به کلام دیگر
other نوع دیگر
no more نه دیگر [بیشتر]
no more دیگر ن [فعل]
no longer نه دیگر [زمانی]
yon ان یکی دیگر ان
in other words <adv.> به عبارت دیگر
at a later period در موقع دیگر
apart from that <adv.> از سوی دیگر
alternatively <adv.> از سوی دیگر
aliunde از منبع دیگر
to wit <adv.> به عبارت دیگر
another guess نوعی دیگر
alternative unit واحدهای دیگر
videlicet به عبارت دیگر
in fact به عبارت دیگر
shunt به خط دیگر انداختن
shunted به خط دیگر انداختن
shunts به خط دیگر انداختن
another day یک روز دیگر
a horse of another colour [different colour] مطلبی دیگر
namely <adv.> به عبارت دیگر
at the same time [on the other hand] <adv.> از سوی دیگر
otherwise <adv.> از سوی دیگر
elsewhere درجای دیگر
elsewhere بجای دیگر
elsewhere نقطه دیگر
not any more دیگر نه [بیشتر نه]
on the other side <adv.> از سوی دیگر
by the same token <adv.> از سوی دیگر
on the other hand <adv.> از سوی دیگر
interfered با سم یک پا به پای دیگر زدن
metaphraze به عبارت دیگر در آوردن
hale سوی دیگر بردن
he no longer went there دیگر انجا نرفت
close aboard نزدیک به قایق دیگر
adjournment احاله بوقت دیگر
from stem to stern ازیک سربسر دیگر
adjournments احاله بوقت دیگر
de die in diem از روزی به روز دیگر
five your hence ازحالاتاپنج سال دیگر
dialog صحبت با شخص دیگر
pick off رد شدن از راننده دیگر
otherworldly متوجه دنیای دیگر
interferes با سم یک پا به پای دیگر زدن
athwart از طرفی بطرف دیگر
interfere با سم یک پا به پای دیگر زدن
nerf تصادف با اتومبیل دیگر
aliunde ازیک جای دیگر
again باز [یکبار دیگر]
inter alia میان اشخاص دیگر
inter alia میان چیزهای دیگر
intervert سوی دیگر برگرداندن
itineration ازیک جابجایی دیگر
it never occurred again دیگر واقع نشد
it is allup with him دیگر امیدی ندارد
It never occurred again دیگر اتفاق نیفتاد.
it is never the worse دیگر بدتر که نیست
spacemen اهل کرات دیگر
in other sectors در قسمتهای دیگر جبهه
IF statement Gise کار دیگر را
air-to-air از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
air to air از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
i gave him some others چندتای دیگر به او دادم
alternative route گزینش مسیر دیگر
onother's money پول شخصی دیگر
i never saw him دیگر هیچ او را ندیدم
once again دوباره [بار دیگر]
i never since saw him از ان پس دیگر هیچ او راندیدم
and now to be serious دیگر شوخی بکنار
nothing else هیچ چیز دیگر
alternate routing گزینش مسیر دیگر
spaceman اهل کرات دیگر
additional production personnel عوامل دیگر تولد
reseats در جای دیگر نشاندن
reseating در جای دیگر نشاندن
reseated در جای دیگر نشاندن
reseat در جای دیگر نشاندن
among others میان چیزهای دیگر
i.e مخفف به عبارت دیگر
[be] no chicken دیگر جوان نبودن
among other things میان چیزهای دیگر
pool ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
pooled ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
footwork هماهنگی پا با اعضای دیگر
What else can I do? دیگر چه می توانم بکنم ؟
I will be back in 10 minutes. 10 دقیقه دیگر برمیگردم.
pass on <idiom> رد کردن چیزی که دیگر
yet another دوباره یکی دیگر
There is no time left . دیگر وقتی نمانده
like nowhere else <adv.> بیشتر از هر جای دیگر
My pain has gone. دیگر درد ندارم.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com