English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (40 milliseconds)
English Persian
extension طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
extensions طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
Other Matches
commissary store annex شعبه فروشگاه مواد غذایی پادگان
universal joints اتصالی گردان چهارشاخه گاردان اتصالی ازاد یا هرزگرد
claimant agency شعبه کارپردازی شعبه تعیین امادو تجهیزات عمومی ارتش
extension طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
dichotomization دو شعبه کردن
departmentalize چند شعبه کردن
shortest اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
short اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
to have a look round [around] the stores [American E] برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to have a look round [around] the shops [British E] برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
elongation طولانی کردن
extend طولانی تر کردن
prolongs طولانی کردن
prolonging طولانی کردن
prolong طولانی کردن
extending طولانی تر کردن
extends طولانی تر کردن
prolongation طولانی کردن تطویل
lengthened طولانی کردن کشیدن
lengthening طولانی کردن کشیدن
lengthen طولانی کردن کشیدن
lengthens طولانی کردن کشیدن
macrobiotics دانش طولانی کردن عمر
To live a long life . عمر طولانی (زیاد ) کردن
prolongate طولانی کردن امتداد دادن
outstay بیش از حد لزوم ماندن اقامت طولانی کردن
skip breathing حبس نفس برای طولانی کردن مدت غواصی
port مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
fibre که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
rack آویز فرش [قالبی فلزی که در فروشگاه جهت آویزان کردن فرش و نمایش آن بکار می رود.]
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
linkage اتصالی
linkages اتصالی
slinging اتصالی
joint اتصالی
tie down اتصالی
short circuit اتصالی
syndetic اتصالی
symphyseal اتصالی
slings اتصالی
sling اتصالی
connector اتصالی
shops فروشگاه
canteen فروشگاه
salesroom فروشگاه
canteens فروشگاه
store فروشگاه
storing فروشگاه
shop فروشگاه
shopped فروشگاه
shorter اتصالی پیداکردن
pitman میله اتصالی
coupling resistance مقاومت اتصالی
access road راه اتصالی
shortest اتصالی پیداکردن
adopter لوله اتصالی
coupling capacity فرفیت اتصالی
fitting piece تکه اتصالی
short اتصالی پیداکردن
joint weld جوشکاری اتصالی
interconnection اتصالی داخلی
ties تیر اتصالی
short circuit اتصالی مدار
tie تیر اتصالی
tag line کابل اتصالی
branch office شعبه
chapter شعبه
succursal شعبه
substation شعبه
section شعبه
member شعبه
apparatus شعبه
filial شعبه
chapters شعبه
sections شعبه
members شعبه
lines شعبه
end office شعبه جز
offshoot شعبه
offshoots شعبه
branch شعبه
embranchment شعبه
branches شعبه
prong شعبه
line شعبه
prongs شعبه
ship's service فروشگاه ناو
department stores فروشگاه بزرگ
department store فروشگاه بزرگ
computer store فروشگاه کامپیوتر
sea stores فروشگاه دریایی
outlet دررو فروشگاه
army stores فروشگاه ارتش
supermarket فروشگاه بزرگ
hypermarket فروشگاه بسیاربزرگ
hypermarkets فروشگاه بسیاربزرگ
supermarkets فروشگاه بزرگ
outlets دررو فروشگاه
hold گیره اتصالی نگهدارنده
unions پیوند اتحادیه اتصالی
double break knife switch کلید تیغهای دو اتصالی
union پیوند اتحادیه اتصالی
ST connector اتصالی در انتهای فیبرنوری
joint bolt پیچ و مهره اتصالی
holds گیره اتصالی نگهدارنده
lodges شعبه فراماسون ها
annex شعبه فرعی
branches شعبه زدن
branches شعبه رشته
executing agency شعبه اجرایی
executive agent شعبه اجرایی
branch شعبه رشته
subclass شعبه فرعی
branch شعبه زدن
annexing شعبه فرعی
lodge شعبه فراماسون ها
lodged شعبه فراماسون ها
members شعبه بخش
member شعبه بخش
agencies اژانس شعبه
operating agency شعبه عامل
agency اژانس شعبه
major activity شعبه اصلی
frith شعبه رود
annexes شعبه فرعی
apparatus شعبه حزب
branch of a company شعبه شرکت
branch office دفتر شعبه
department قسمت شعبه
dichotomies انشعاب به دو شعبه
dichotomy انشعاب به دو شعبه
departments قسمت شعبه
winging شاخه شعبه
headquarters شعبه اصلی
agency of communications شعبه ارتباطات
wing شاخه شعبه
I walked past the shop ( store ) . از جلوی فروشگاه گذشتم
The store across the street. فروشگاه آنطرف خیابان
canteen فروشگاه یا رستوران سربازخانه
antique shop فروشگاه اشیاء عتیقه
off-licences فروشگاه نوشابههای الکلی
off-licence فروشگاه نوشابههای الکلی
canteens فروشگاه یا رستوران سربازخانه
pro shop فروشگاه باشگاه حرفهای
coupling measuring set دستگاه اندازه گیری اتصالی
bonding گیره اتصالی اتصال بدنه
multiple series condenser خازن متغیر چند اتصالی
married failure عمل نکردن اتصالی مین
terret حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
territ حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
distributary انشعابی شعبه رود
arm شعبه جنگ افزار
subhome office شعبه دفتر اصلی
subhome office شعبه اصلی یک اداره
exchanges تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchanged تبدیل ارز فروشگاه پادگان
the forthcoming book کتابی که به زودی به فروشگاه می آید
commissaries فروشگاه مخصوص کارمندان یک اداره
ten cent store فروشگاه دارای کالاهای ارزان
exchanging تبدیل ارز فروشگاه پادگان
quartermaster فروشگاه وسایل سررشته داری
post exchange فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
exchange تبدیل ارز فروشگاه پادگان
quartermasters فروشگاه وسایل سررشته داری
commissary فروشگاه مخصوص کارمندان یک اداره
toggles میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
toggle میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
game اتصالی که joystick را به کامپیوتر وصل میکند
army post office شعبه پستی نیروی زمینی
to check out that new clothing store نگاهی به آن فروشگاه لباس تازه انداختن
floorwalker بازرس فروشگاه بزرگ خرده فروشی
canteen فروشگاه نوشابه واغذیه در سربازخانه یااردوگاه
You name it , they have it in thes department store. هر چه تو بگویی دراین فروشگاه می فروشند ( دارند )
certificate of gains or losses سند مصدق سود و زیان فروشگاه
canteens فروشگاه نوشابه واغذیه در سربازخانه یااردوگاه
short circuit اتصالی شدن دو سیم برق اتصال کوتاه
foundation joint درز اتصالی که بین پی وساختمان تعبیه میشود
storewide شامل تمام موجودی انبار یاتمام فروشگاه
general stores فروشگاههایی که کالای متفرقه را میفروشند فروشگاه عمومی
troche قرص مکیدنی شاخ سه شعبه گوزن
coordinated procurement assigness شعبه مسئول خرید کلی اماد
earth اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
connection اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
connexions اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
earths اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
chain store فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
budget account حسابی در فروشگاه که وجه خرید اجناس و...به آن واریز می شود
chain stores فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
apparatus شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
remoter اتصالی که به کاربر امکان دستیابی به کامپیوتر راه دور میدهد.
expansion اتصالی درون کامپیوتر که کارت میتواند وارد نصب شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com