English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (32 milliseconds)
English Persian
extension طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
extensions طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
Other Matches
commissary store annex شعبه فروشگاه مواد غذایی پادگان
universal joints اتصالی گردان چهارشاخه گاردان اتصالی ازاد یا هرزگرد
claimant agency شعبه کارپردازی شعبه تعیین امادو تجهیزات عمومی ارتش
extension طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
dichotomization دو شعبه کردن
departmentalize چند شعبه کردن
shortest اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
short اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
to have a look round [around] the stores [American E] برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to have a look round [around] the shops [British E] برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
extends طولانی تر کردن
prolongs طولانی کردن
prolong طولانی کردن
prolonging طولانی کردن
extend طولانی تر کردن
extending طولانی تر کردن
elongation طولانی کردن
lengthened طولانی کردن کشیدن
prolongation طولانی کردن تطویل
lengthens طولانی کردن کشیدن
lengthen طولانی کردن کشیدن
lengthening طولانی کردن کشیدن
prolongate طولانی کردن امتداد دادن
macrobiotics دانش طولانی کردن عمر
To live a long life . عمر طولانی (زیاد ) کردن
outstay بیش از حد لزوم ماندن اقامت طولانی کردن
skip breathing حبس نفس برای طولانی کردن مدت غواصی
port مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
fiber که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibre که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
rack آویز فرش [قالبی فلزی که در فروشگاه جهت آویزان کردن فرش و نمایش آن بکار می رود.]
longed میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
syndetic اتصالی
short circuit اتصالی
connector اتصالی
linkage اتصالی
tie down اتصالی
joint اتصالی
symphyseal اتصالی
linkages اتصالی
slings اتصالی
sling اتصالی
slinging اتصالی
shops فروشگاه
shopped فروشگاه
shop فروشگاه
canteens فروشگاه
canteen فروشگاه
store فروشگاه
storing فروشگاه
salesroom فروشگاه
interconnection اتصالی داخلی
coupling resistance مقاومت اتصالی
short circuit اتصالی مدار
shortest اتصالی پیداکردن
joint weld جوشکاری اتصالی
tag line کابل اتصالی
shorter اتصالی پیداکردن
pitman میله اتصالی
short اتصالی پیداکردن
ties تیر اتصالی
coupling capacity فرفیت اتصالی
fitting piece تکه اتصالی
access road راه اتصالی
tie تیر اتصالی
adopter لوله اتصالی
branch شعبه
offshoots شعبه
substation شعبه
member شعبه
members شعبه
lines شعبه
line شعبه
end office شعبه جز
embranchment شعبه
filial شعبه
branch office شعبه
succursal شعبه
offshoot شعبه
branches شعبه
chapter شعبه
sections شعبه
section شعبه
prong شعبه
chapters شعبه
prongs شعبه
apparatus شعبه
ship's service فروشگاه ناو
outlets دررو فروشگاه
outlet دررو فروشگاه
sea stores فروشگاه دریایی
department stores فروشگاه بزرگ
department store فروشگاه بزرگ
supermarket فروشگاه بزرگ
army stores فروشگاه ارتش
hypermarkets فروشگاه بسیاربزرگ
supermarkets فروشگاه بزرگ
computer store فروشگاه کامپیوتر
hypermarket فروشگاه بسیاربزرگ
unions پیوند اتحادیه اتصالی
union پیوند اتحادیه اتصالی
ST connector اتصالی در انتهای فیبرنوری
joint bolt پیچ و مهره اتصالی
holds گیره اتصالی نگهدارنده
hold گیره اتصالی نگهدارنده
double break knife switch کلید تیغهای دو اتصالی
operating agency شعبه عامل
major activity شعبه اصلی
branches شعبه رشته
branch شعبه رشته
subclass شعبه فرعی
agencies اژانس شعبه
agency اژانس شعبه
apparatus شعبه حزب
annex شعبه فرعی
branches شعبه زدن
headquarters شعبه اصلی
annexing شعبه فرعی
annexes شعبه فرعی
dichotomy انشعاب به دو شعبه
dichotomies انشعاب به دو شعبه
lodge شعبه فراماسون ها
branch office دفتر شعبه
executing agency شعبه اجرایی
department قسمت شعبه
lodged شعبه فراماسون ها
member شعبه بخش
frith شعبه رود
lodges شعبه فراماسون ها
winging شاخه شعبه
branch شعبه زدن
members شعبه بخش
wing شاخه شعبه
agency of communications شعبه ارتباطات
departments قسمت شعبه
executive agent شعبه اجرایی
branch of a company شعبه شرکت
off-licence فروشگاه نوشابههای الکلی
off-licences فروشگاه نوشابههای الکلی
antique shop فروشگاه اشیاء عتیقه
I walked past the shop ( store ) . از جلوی فروشگاه گذشتم
The store across the street. فروشگاه آنطرف خیابان
pro shop فروشگاه باشگاه حرفهای
canteen فروشگاه یا رستوران سربازخانه
canteens فروشگاه یا رستوران سربازخانه
territ حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
married failure عمل نکردن اتصالی مین
bonding گیره اتصالی اتصال بدنه
multiple series condenser خازن متغیر چند اتصالی
coupling measuring set دستگاه اندازه گیری اتصالی
terret حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
subhome office شعبه اصلی یک اداره
distributary انشعابی شعبه رود
arm شعبه جنگ افزار
subhome office شعبه دفتر اصلی
ten cent store فروشگاه دارای کالاهای ارزان
exchanged تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchange تبدیل ارز فروشگاه پادگان
post exchange فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
exchanging تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchanges تبدیل ارز فروشگاه پادگان
the forthcoming book کتابی که به زودی به فروشگاه می آید
commissaries فروشگاه مخصوص کارمندان یک اداره
commissary فروشگاه مخصوص کارمندان یک اداره
quartermaster فروشگاه وسایل سررشته داری
quartermasters فروشگاه وسایل سررشته داری
toggles میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
game اتصالی که joystick را به کامپیوتر وصل میکند
toggle میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
army post office شعبه پستی نیروی زمینی
certificate of gains or losses سند مصدق سود و زیان فروشگاه
canteens فروشگاه نوشابه واغذیه در سربازخانه یااردوگاه
floorwalker بازرس فروشگاه بزرگ خرده فروشی
canteen فروشگاه نوشابه واغذیه در سربازخانه یااردوگاه
You name it , they have it in thes department store. هر چه تو بگویی دراین فروشگاه می فروشند ( دارند )
to check out that new clothing store نگاهی به آن فروشگاه لباس تازه انداختن
short circuit اتصالی شدن دو سیم برق اتصال کوتاه
foundation joint درز اتصالی که بین پی وساختمان تعبیه میشود
storewide شامل تمام موجودی انبار یاتمام فروشگاه
general stores فروشگاههایی که کالای متفرقه را میفروشند فروشگاه عمومی
coordinated procurement assigness شعبه مسئول خرید کلی اماد
troche قرص مکیدنی شاخ سه شعبه گوزن
connection اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
earth اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earths اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
connexions اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
chain stores فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
budget account حسابی در فروشگاه که وجه خرید اجناس و...به آن واریز می شود
chain store فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
apparatus شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
remoter اتصالی که به کاربر امکان دستیابی به کامپیوتر راه دور میدهد.
remotest اتصالی که به کاربر امکان دستیابی به کامپیوتر راه دور میدهد.
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com