Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (10 milliseconds)
English
Persian
instruction length
طول دستورالعمل
Search result with all words
program
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
programs
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
arithmetic
دستورالعمل برنامه که در آن عملگر عمل مورد نظر را برای اجرا مشخص میکند
area
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
areas
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
manual
دستورالعمل راهنمای انجام کار
direct
دستور دادن دستورالعمل دادن
directed
دستور دادن دستورالعمل دادن
directs
دستور دادن دستورالعمل دادن
directive
راهنمای انجام کار دستورالعمل
directives
راهنمای انجام کار دستورالعمل
guidance
دستورالعمل راهنما
code
برنامه دستورالعمل ها
pointer
متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
pointers
متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
instruction
دستورالعمل
instruction
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
instructions
دستورالعمل
instructions
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
addressing
روش آدرس دهی به داده که در آن اولین دستورالعمل به آدرس اشاره میکند که حاوی آدرس دوم است
addressing
روش آدرس دهی که آدرس محل ذخیره سازی در دستورالعمل محلی است که باید استفاده شود
addressing
در سطح صفر: عملوندی که بخشی از قسمت آدرس دستورالعمل است . سطح اول : عملوندی که در آدرس دستور ذخیره شده است . سطح دوم : عملوندی که در آدرسی که به دستور داده میشود ذخیره شده است
direction
دستورالعمل جهت
order
دستورالعمل
order
دستورالعمل دستور
function
دستورالعمل
functioned
دستورالعمل
functions
دستورالعمل
recipe
دستورالعمل
recipes
دستورالعمل
standing
ثابت دستورالعمل ثابت
boot
اجرای مجموعهای از دستورالعمل ها برای رسیدن به موقعیت مط لوب
directions
دستورالعمل
verb
دستورالعمل انجام عملی
verbs
دستورالعمل انجام عملی
prescription
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescription
تجویز دستورالعمل
prescriptions
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescriptions
تجویز دستورالعمل
trace
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
traced
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
traces
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
chain
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chains
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
format
داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
formats
داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
authors
CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
driver
یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
drivers
یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
kips
هزار دستورالعمل درثانیه
user
دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
users
دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
procedure
دستورالعمل
action statement
دستورالعمل اقدام
airworthiness directive
دستورالعمل صلاحیت پرواز
arithmetic expression
عبارت حسابی دستورالعمل حسابی
arithmetic instruction
دستورالعمل حسابی
arithmetic instruction
دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
assembly language instruction
دستورالعمل زبان اسمبلی
boot up
اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
booting
اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
branch instruction
دستورالعمل انشعاب
briefing direction
دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
budget directive
دستورالعمل تهیه بودجه
call instruction
دستورالعمل فراخوانی
command processing
پردازش دستورالعمل
commander's guidance
دستورالعمل فرماندهی راهنمای طرح ریزی فرمانده
communication operation instructions (co
دستور کار مخابرات دستورالعمل مخابرات
component change order
دستورالعمل تغییر یک نیروی شرکت کننده در عملیات
computer assisted instruction
اموزش به کمک کامپیوتر اموزش کامپیوتری دستورالعمل به کمک کامپیوتر
computer instruction
دستورالعمل کامپیوتر
computer instruction set
مجموعه دستورالعمل کامپیوتر
conditional instruction
دستورالعمل شرطی
conditional jump instruction
دستورالعمل پرش شرطی
coroutine
دستورالعمل اتصال مجموعهای از ورودی ها به مجموعهای از خروجی ها
cpu
پیشرفت کامپیوتر که محدود به تعدادی دستورالعمل است که CPU میتواند اجرا کند حافظه و وسایل ورودی / خروجی می توانند داده را سریع تر از تولید CPU ارسال کنند
current instruction
دستورالعمل جاری
damage control bills
دستورالعمل کنترل خسارات
decision instruction
دستورالعمل تصمیمی
decision instruction
دستورالعمل تصمیم
declarative language
زبان برنامه سازی در برنامههای کاربردی پایگاه داده ها که آنچه می خواهید بدست آورید وارد می کنید و نه دستورالعمل را
dummy instruction
دستورالعمل ساختگی
effective date
تاریخ شروداجرای دستورالعمل
embarkation order
دستورالعمل بارگیری یا سوارشدن دستور بارگیری
entry instruction
دستورالعمل دخول
fetch ahead
فرایند واکشی یک دستورالعمل قبل از انکه اخرین دستوراجرای ان تمام شود
field order
دستورالعمل رزمی
flight manual
دستورالعمل پرواز
four address instruction
دستوری که حاوی محل چهار ثبات و محل دستورالعمل بعدی است
four address instruction
نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
function key
یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
ground rule
دستورالعمل
halt instruction
دستورالعمل توقف
stop instruction
دستورالعمل توقف
initiating directive
دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
instruction code
رمز دستورالعمل
instruction control unit
واحد کنترل دستورالعمل
instruction counter
شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
instruction cycle
چرخه دستورالعمل
instruction cycle
سیکل یاچرخش دستورالعمل
Other Matches
shift instruction
دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
statitizing
فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
pause instruction
دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
operating manual
دستورالعمل
perscription
دستورالعمل
repetition instruction
دستورالعمل تکرار
instruction foramt
قالب دستورالعمل
ship husbandary manual
دستورالعمل جرثقیل ها
instruction mix
اختلاط دستورالعمل
instruction register
ثبات دستورالعمل
pseudo code
شبه دستورالعمل
privileged instruction
دستورالعمل ممتاز
micro instruction
ریز دستورالعمل
microcode
ریز دستورالعمل
no op instruction
دستورالعمل بی اثر
nonexecutable statement
دستورالعمل اجراناپذیر
null instruction
دستورالعمل پوچ
object code
دستورالعمل مقصود
one address instruction
دستورالعمل یک ادرسه
pseudo instruction
شبه دستورالعمل
pull instruction
دستورالعمل بازیابی
macro instruction
درشت دستورالعمل
instruction repertoire
موجودی دستورالعمل
instruction set
مجموعه دستورالعمل
instruction time
زمان دستورالعمل
instruction word
کلمه دستورالعمل
ir
ثبات دستورالعمل
logic instruction
دستورالعمل منطقی
logical instruction
دستورالعمل منطقی
machine instruction
دستورالعمل ماشین
quasi instruction
شبه دستورالعمل
push instruction
دستورالعمل نشاندن
pop instruction
دستورالعمل بازیابی از پشته
instruction lookahead
پیش بینی دستورالعمل
mips
یک میلیون دستورالعمل درثانیه
million instructions per second
میلیون دستورالعمل در ثانیه
microcode
دستورالعمل های ریز
machine instruction set
مجموعه دستورالعمل ماشین
looping instruction
دستورالعمل حلقه زنی
variable instruction length
دستورالعمل با طول متغیر
multiple address instruction
دستورالعمل چند ادرسه
letter of instruction
دستورالعمل انجام کار
programmed instruction
دستورالعمل برنامه ریزی شده
macroprogramming
برنامه نویسی با درشت دستورالعمل ها
bumf
اسناد شامل اطلاعات دستورالعمل چیزی
jump instruction
موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
push pop stack
ثباتی که اطلاعات را ازشمارنده برنامه گرفته ومکانهای ادرس دستورالعمل را بر مبنای "انکه اول رفته اخر خارج شود" ذخیره میکند
microprogramming
نوشتن ریز کد با استفاده از ریز دستورالعمل
sealed orders
پاکات لاک و مهر شده دستورالعمل هایی که لاک ومهر شده ارسال می شوند
transfer order
دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
planning directive
دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com