English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (4 milliseconds)
English Persian
variable word length طول کلمه متغیر
Search result with all words
marker نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
markers نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
word نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
worded نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
name کلمه مصرفی یک متغیر در برنامه
names کلمه مصرفی یک متغیر در برنامه
intercharacter spacing خصوصیت کلمه پرداز که حاوی فضاهای متغیر بین کلمات است تا خط در وسط قرار گیرد
variable word length computer کامپیوتر با طول متغیر کلمه
Other Matches
hyphen فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphens فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
logogriph نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
search and replace خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
declares معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declaring معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declare معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
worded تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
word تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
least significant bit رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد.
statute at large چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
prefix کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
prefixes کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
augment تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmented تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmenting تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augments تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
Persian rug [فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.]
to rime one word with another یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن
ring shift جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
hypertext روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
synonyms کلمه مترادف کلمه هم معنی
synonym کلمه مترادف کلمه هم معنی
syllable جزء کلمه مقطع کلمه
syllables جزء کلمه مقطع کلمه
lsb رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
softest محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
enclitic متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
soft محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
softer محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
keyword 1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد
shifted جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shift جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
soft حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
softest حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
softer حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
variable recoil سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
floating متغیر
varier متغیر
vicissitudinous متغیر
variables متغیر
technical متغیر
variant متغیر
transitive متغیر
variative متغیر
variate متغیر
variable متغیر
protean متغیر
uneven متغیر
fluid متغیر
fluids متغیر
fitful متغیر
conversional متغیر
unsteadily متغیر
indignant متغیر
unsteady متغیر
average variable cost متغیر
variable factors عوامل متغیر
variable error خطای متغیر
address variable متغیر نشانی
associative variable متغیر انجمنی
variable capacitor خازن متغیر
variable budget بودجه متغیر
adjustable condenser خازن متغیر
polar variable متغیر قطبی
variable condenser خازن متغیر
out line font قلم متغیر
variable inductance القاگری متغیر
external variable متغیر خارجی
explanatory variable متغیر مستقل
variable name نام متغیر
variable load بار متغیر
explanatory variable متغیر توضیحی
mercurial تند متغیر
experimental variable متغیر ازمایشی
exogenous variable متغیر برون زا
diverse متغیر متمایز
variable input داده متغیر
variable input نهاده متغیر
out line font فونت متغیر
adjustable coupling جفتگیری متغیر
adjustable resistance مقاومت متغیر
residual variable متغیر باقیمانده
endogenous variable متغیر درون زا
dummy variable متغیر تصنعی
rheostat مقاومت متغیر
continuous variable متغیر پیوسته
slack variable متغیر بی اثر
suppressor variable متغیر بازدارنده
dummy variable متغیر ساختگی
slack variable متغیر کمکی
economic variable متغیر اقتصادی
string variable متغیر رشته
stochastic term متغیر تصادفی
dynamical variable متغیر دینامیکی
endogenous variable متغیر داخلی
reduced variable متغیر کاهیده
diorama تصاویر متغیر
discrete variable متغیر ناپیوسته
trinary دارای سه متغیر
trinal دارای سه متغیر
variable resistance مقاومت متغیر
distal variable متغیر دوربرد
treatment variable متغیر تدبیری
total variable cost هزینه متغیر کل
prime cost هزینه متغیر
alternating light چراغ متغیر
random variable متغیر تصادفی
stochastic variable متغیر تصادفی
autonomous variable متغیر مستقل
fluctuating rate نرخ متغیر
arguments متغیر مستقل
argument متغیر مستقل
uncertain مردد متغیر
chatoyance درخشندگی متغیر
causal variable متغیر سببی
dependant variable متغیر وابسته
dependent variable متغیر تابع
dependent variable متغیر وابسته
boolean variable متغیر بولی
vr نسبتی متغیر
uncertainly مردد متغیر
flukey متغیر غیرثابت
key variable متغیر کلید
global variable متغیر سراسری
independent variable متغیر مستقل
induced variable متغیر القائی
instrumental variable متغیر ابزاری
instrumental variable متغیر وسیله
integer variable متغیر صحیح
chatoyancy درخشندگی متغیر
it is of variable length درازای ان متغیر
cut up rough متغیر شدن
vext متغیر کردن
marker variable متغیر ممیز
basic variable متغیر اساسی
variably بطور متغیر
basic variable متغیر اصلی
logic variable متغیر منطقی
variable time زمان متغیر
variable terrain زمین متغیر
unalterable غیر متغیر
local variable متغیر محلی
flexible budget بودجه متغیر
floating debt بدهی متغیر
binary variable متغیر دودوئی
variable cost هزینه متغیر
binary variable متغیر دودویی
variable stars ستارگان متغیر
flexible exchange rate نرخ متغیر ارز
look black متغیر بنظر امدن
moderator variable متغیر تعدیل کننده
magnetic variometer اندوکتورمتر متغیر مغناطیسی
slab of varying thickness تاوه با ستبرای متغیر
nonbasic variable متغیر غیر اساسی
nonrandom variable متغیر غیر تصادفی
argument [of a function] متغیر مستقل [ریاضی]
independent variable متغیر مستقل [ریاضی]
adjustable speed motor موتور با دور متغیر
dependent variable متغیر وابسته [ریاضی]
law of variable proportion قانون نسبت متغیر
intervening variable متغیر فرضی رابط
variable of integration متغیر انتگرال [ریاضی]
floating policy بیمه نامه متغیر
alternating light چراغ چشمک زن متغیر
variable speed control کنترل سرعت متغیر
variable cost function تابع هزینه متغیر
variable cost curve منحنی هزینه متغیر
unrelated variable متغیر غیر وابسته
trimmer capacitor خازن نیم متغیر
variable length record مدرک با طول متغیر
varicolored دارای رنگهای متغیر
analogue سیگنال ممتد متغیر
differential دارای ضریب متغیر
variable speed motor مولد با دور متغیر
variable instruction length دستورالعمل با طول متغیر
variable speed generator مولد با دور متغیر
vr schedule برنامه نسبتی متغیر
variable ratio schedule برنامه نسبتی متغیر
variable length records رکوردهای با طول متغیر
variable length record رکورد با طول متغیر
vi schedule برنامه فاصلهای متغیر
variable interval schedule برنامه فاصلهای متغیر
average variable cost هزینه متوسط متغیر
differentials دارای ضریب متغیر
analogues سیگنال ممتد متغیر
decision variable متغیر تصمیم گیری
switching variable متغیر راه گزینی
chatoyancy تلالو متغیر سو سوزنی
cryptovariable عوامل متغیر رمز
decrement کاهش میزان یک متغیر
controlled variable متغیر کنترل شده
subscript variable متغیر زیرنویس دار
control variable متغیر کنترل شده
decrement کم کردن یک عدد از یک متغیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com