English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (5 milliseconds)
English Persian
pell طومار پوستی
Other Matches
chiclero ulcer لیشمانیوز پوستی [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
cutaneous leishmaniasis لیشمانیوز پوستی [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
oriental sore لیشمانیوز پوستی [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
chiclero's ulcer لیشمانیوز پوستی [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
dermoidal دارای ساختمان پوستی وبافتهای زیر پوستی
dermoid دارای ساختمان پوستی وبافتهای زیر پوستی
tropical sore لیشمانیوز پوستی [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
role طومار
volution طومار
scrolls طومار
scroll طومار
roles طومار
roll طومار
rolled طومار
rolls طومار
inscroll در طومار نوشتن
volute طومار پیچیده طوماری
inscroll ثبت کردن بصورت طومار در اوردن
angle-volute [طومار پیچیده شده در گوشه سرستون یونی و کرنتی]
integumentary پوستی
crustal پوستی
pergameneous پوستی
tegumental پوستی
parchmenty پوستی
dermatoid پوستی
dermatic پوستی
barky پوستی
corticated پوستی
corticate پوستی
cutaneous پوستی
cutaneous sense حس پوستی
cortical پوستی
skinny پوستی
pelting پوستی
dermal پوستی
subcutaneous زیر پوستی
skinning پوست پوستی
transcutaneal ماوراء پوستی
transcutaneal ورا پوستی
transcutaneous ماوراء پوستی
skins پوست پوستی
skin پوست پوستی
intradermal درون پوستی
skinned پوست پوستی
hypodermal زیر پوستی
dermatosis بیماریهای پوستی
dermal senses احساسهای پوستی
parchment paper کاغذ پوستی
intradermic درون پوستی
percutaneous زیر پوستی
busby یکجور کلاه پوستی
busbies یکجور کلاه پوستی
haptics علم حواس پوستی
dermatology مبحث امراض پوستی
papilloma ورم یا برامدگیهای پوستی
cutaneous pupillary reflex بازتاب پوستی مردمک
endermic ازراه پوستی از ورا پوست
favus نوعی بیماری پوستی قارچی واگیردار
leishmaniosis سالک [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
leishmaniosis لیشمانیوز [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
pergameneous مانند پوستی که برای نوشتن بکارمیرود
chiclero's ulcer سالک [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
chiclero ulcer سالک [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
oriental sore سالک [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
cutaneous leishmaniasis سالک [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
tropical sore سالک [پزشکی] [نوعی بیماری پوستی]
to slit hide into thongs پوستی را بریده تسمههای باریک ازان دراوردن
whitleather پوستی که با زاج انرا خوراک داده باشند
Boer سفید پوستی که نیاکانش در قرن هفدهم از هلند کوچ کردند
Boers سفید پوستی که نیاکانش در قرن هفدهم از هلند کوچ کردند
acanthosisnigricans بیماری نادر پوستی که پوست میانی هیپرتروپی وپیگمانتاسیون پیدا مینماید
magnetic skin effect جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
hypodermic injection تزریق زیر جلدی تزریق پوستی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com