English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (5 milliseconds)
English Persian
unconscious عاری ازهوش
unconsciously عاری ازهوش
Other Matches
artificial intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
barest عاری
baring عاری
barren <adj.> عاری
naked of عاری از
bare of عاری از
fogless عاری از مه
bares عاری
barer عاری
bankrupt of عاری از
void عاری
naked <adj.> عاری
devoid عاری
bared عاری
bare عاری
ungraceful عاری از متانت
lifeless عاری از زندگی
heartless عاری ازاحساسات
unbiased عاری ازتعصب
unexpressive عاری ازمعنی
blate عاری ازاحساسات
devest عاری کردن
unblushing عاری از شرم
truistic عاری از لطف
truthless عاری از حقیقت
fanciless عاری ازوهم
fanciless عاری ازتصور
fancy free عاری از خیال
airless عاری از هوا
riteless عاری از تشریفات
emotionless عاری از احساسات
denuded عاری ساختن
denude عاری ساختن
denudes عاری ساختن
denuding عاری ساختن
sketchiest عاری ازجزئیات
sketchy عاری ازجزئیات
sketchily عاری ازجزئیات
irresponsible عاری از حس مسئولیت
void بلاتصدی عاری از
sketchier عاری ازجزئیات
platitudinarian عاری از لطف ومزه
prosaically بطور عاری ازلطافت
disbranch عاری ازشاخه کردن
prosily بطور عاری از لطافت
resistless عاری از نیروی مقاومت
selfless عاری از نفس پرستی
freedom from defect عاری بودن ازعیب
unbias بیغرض عاری ازتعصب
fancy free بی علاقه عاری از عشق
visionless عاری از تطور والهام
dreamless عاری از خواب دیدن
unmistakable عاری از سوء تفاهم
uninspired عاری از تازگی و لطف
useless عاری از فایده باطله
abstract جوهرگرفتن از عاری از کیفیات واقعی
vacuity تهی گری عاری بودن
poker face دارای قیافهی عاری از بیان
prosish کسل کننده عاری از لطافت
abstracting جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
dismantling عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantles عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantled عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantle عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
sexless عاری از جذبه یا میل جنسی
abstracts جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
of no scruples عاری ازدقت زیاد دراداب ومانندان
hardball فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
abio کلمه ایست که بصورت پیشوندبکار رفته و بمعنی بدون زندگی و عاری از حیات است
divested محروم کردن عاری کردن
divest محروم کردن عاری کردن
divesting محروم کردن عاری کردن
divests محروم کردن عاری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com